محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در گفتوگو با شبکه عربزبان المنار، با اشاره به تحولات لبنان و وضعیت منطقه تأکید کرد که ادامه تنش در هر نقطه از غرب آسیا میتواند پیامدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود را به دیگر کشورهای منطقه منتقل کند.
این نگاه، در واقع بر یک گزاره راهبردی استوار است: از نگاه تهران، بحران لبنان صرفاً یک مسئله داخلی یا حتی محدود به مرزهای این کشور نیست، بلکه بخشی از یک زنجیره امنیتی گستردهتر است که لبنان، فلسطین، سوریه و سایر کشورهای منطقه را به یکدیگر پیوند میدهد.
رضایی همچنین با تمجید از وحدت مردم لبنان در برابر رژیم صهیونیستی، از نقش شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، و نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان، در تحولات سیاسی و مقاومت این کشور قدردانی کرد.
توقف جنگ؛ شرط تهران برای هرگونه تفاهم با آمریکا
یکی از مهمترین بخشهای اظهارات رضایی، تعیین شروط ایران برای هرگونه تفاهم احتمالی با آمریکا بود. او توقف جنگ در عرصههای مختلف غرب آسیا، بهویژه در لبنان، خروج رژیم صهیونیستی از مناطق اشغالی لبنان، پایان جنگ در غزه و توقف حملات اسرائیل به سوریه را از شروط تهران عنوان کرد.
اهمیت این موضع در آن است که ایران مسئله مذاکره یا تفاهم با آمریکا را از تحولات منطقه جدا نمیکند. به بیان دیگر، از منظر تهران، هرگونه ترتیبات سیاسی میان ایران و آمریکا نمیتواند صرفاً به مسائل دوجانبه محدود باشد و باید نسبت آن با بحرانهای امنیتی منطقه نیز مشخص شود.
این رویکرد میتواند معادله مذاکرات احتمالی را پیچیدهتر کند؛ چراکه واشنگتن در برابر خواستهای قرار میگیرد که بخشی از آن مستقیماً به رفتار متحد منطقهای خود، یعنی اسرائیل، مربوط است.
چرا لبنان برای ایران «خط قرمز» است؟
رضایی در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد که حومه جنوبی بیروت و خود بیروت برای ایران خط قرمز محسوب میشود و تهران تحولات لبنان را با جدیت دنبال میکند.
او با اشاره به خسارتهایی که حزبالله طی ماههای اخیر به اسرائیل وارد کرده، احتمال پیشروی نیروهای اسرائیلی به سمت حومه جنوبی بیروت یا خود بیروت را بعید دانست و تأکید کرد که اسرائیل در نهایت ناچار به عقبنشینی از مناطقی خواهد شد که وارد آن شده است.
این اظهارات را میتوان در چارچوب بازتعریف بازدارندگی منطقهای ایران تحلیل کرد؛ بازدارندگیای که صرفاً بر توان موشکی یا نظامی مستقیم تهران متکی نیست و مجموعهای از بازیگران و نقاط جغرافیایی منطقه را نیز در محاسبات امنیتی خود لحاظ میکند.
تهران؛ لبنان را قابل اشغال نمیداند
دبیر شورای عالی امنیت ملی با توصیف خاک لبنان بهعنوان سرزمینی «تسخیرناپذیر و اشغالناپذیر»، امکان کنترل کامل این کشور یا محاصره نیروهای مقاومت را رد کرد.
مقایسه وضعیت لبنان با غزه نیز بخش دیگری از استدلال رضایی بود. او با اشاره به اینکه اسرائیل با وجود محاصره غزه نتوانسته است اهداف خود را بهطور قاطع محقق کند، بر دشواری تحقق اهداف نظامی در لبنان تأکید کرد.
از این منظر، پیام تهران به طرفهای منطقهای این است که گسترش عملیات نظامی لزوماً به معنای دستیابی به نتیجه سیاسی نیست؛ موضوعی که میتواند هزینههای یک جنگ فرسایشی را برای طرفهای درگیر افزایش دهد.
سوریه؛ حلقهای که فعلاً وارد جنگ لبنان نمیشود
رضایی احتمال ورود سوریه به میدان جنگ لبنان را بعید دانست و دلیل آن را مشکلات داخلی و فشارهای امنیتی موجود در این کشور عنوان کرد.
به گفته او، حملات مستمر اسرائیل به دمشق و مناطق اطراف آن نیز احتمال ورود مستقیم سوریه به جنگ لبنان را کاهش داده است. این ارزیابی نشان میدهد تهران در محاسبات خود میان ظرفیت بالقوه سوریه و وضعیت واقعی این کشور تفاوت قائل است و انتظار ورود فوری دمشق به یک جنگ گسترده را ندارد.
در عین حال، ادامه حملات اسرائیل به سوریه میتواند خود به عاملی برای افزایش بیثباتی در یکی دیگر از نقاط حساس منطقه تبدیل شود؛ همان مسئلهای که تهران نسبت به پیامدهای زنجیرهای آن هشدار داده است.
حزبالله؛ استقلال عملیاتی در میدان
رضایی همچنین تأکید کرد که ایران در جزئیات ساختار نظامی و تصمیمات میدانی حزبالله دخالت ندارد.
او با اشاره به شکلگیری دو نسل جدید از فرماندهان جوان حزبالله، این مجموعه را برخوردار از ظرفیت لازم برای مدیریت امور و اتخاذ تصمیمات میدانی دانست.
این بخش از اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی را میتوان تلاشی برای تفکیک حمایت سیاسی و راهبردی ایران از تصمیمگیری عملیاتی حزبالله دانست؛ تفکیکی که در ادبیات رسمی تهران اهمیت ویژهای دارد.
«به دنبال جنگ نیستیم»؛ اما جنگ آینده متفاوت خواهد بود
رضایی در بخش دیگری از این گفتوگو اعلام کرد که ایران به دنبال جنگ نیست، اما در صورت ازسرگیری درگیریها، خود را برای مرحلهای جدید آماده خواهد کرد و جنگ احتمالی آینده با جنگهای گذشته متفاوت خواهد بود.
او با اشاره به رویکرد تدریجی ایران در مراحل مختلف درگیری، گفت تهران در مقاطعی از هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس خودداری کرده و در ادامه دامنه پاسخهای خود را گسترش داده است.
به گفته رضایی، این رویکرد با هدف رعایت ملاحظات انسانی، افزایش حمایت منطقهای و بینالمللی و برخورداری از مشروعیت بیشتر دنبال شده است.
در این چارچوب، عبارت «جنگ آینده متفاوت خواهد بود» را میتوان بیش از آنکه صرفاً یک تهدید نظامی تلقی کرد، پیامی درباره تغییر محاسبات تهران در صورت تکرار درگیری دانست؛ به این معنا که دامنه، زمانبندی و سطح پاسخها لزوماً مشابه تجربههای قبلی نخواهد بود.
هشدار اقتصادی تهران به واشنگتن
رضایی در نهایت فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران را نشانهای از محدودیت اثربخشی گزینه نظامی بهتنهایی دانست و هشدار داد که در صورت تشدید فشارهای اقتصادی، تهران میتواند منافع اقتصادی آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد.
این موضع، بعد اقتصادی را به معادله بازدارندگی اضافه میکند. اگر درگیری نظامی به جنگی چندلایه تبدیل شود، ابزارهای فشار نیز میتواند از میدان نظامی به حوزه انرژی، تجارت، سرمایهگذاری و منافع اقتصادی منطقهای کشیده شود.
تهران به دنبال تغییر معادله است، نه گسترش جنگ
مجموع اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی نشان میدهد که تهران از یک سو بر «عدم تمایل به جنگ» تأکید دارد و از سوی دیگر تلاش میکند هزینه هرگونه تشدید درگیری را برای طرف مقابل بالا ببرد.
در این چارچوب، لبنان تنها یک پرونده مستقل نیست؛ بلکه بخشی از یک معادله امنیتی گستردهتر است که غزه، سوریه و حتی منافع اقتصادی آمریکا در منطقه را به یکدیگر متصل میکند. تعیین توقف جنگ و خروج اسرائیل از مناطق اشغالی لبنان بهعنوان شرط هرگونه تفاهم با واشنگتن نیز نشان میدهد که تهران تلاش دارد مسائل امنیتی منطقه را به یکی از محورهای اصلی هر ترتیبات سیاسی آینده تبدیل کند.
پیام نهایی این مواضع را میتوان چنین خلاصه کرد: ایران جنگ را انتخاب نمیکند، اما در صورت تحمیل درگیری، قصد دارد قواعد و هزینههای آن را متفاوت از گذشته تعریف کند.