گاردین معتقد است ترامپ جنگ با ایران را با این تصور آغاز کرد که برتری نظامی آمریکا میتواند در مدت کوتاهی معادله را به نفع واشنگتن تغییر دهد. به نوشته این روزنامه، تجربه عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا نیز در شکلگیری این نگاه مؤثر بود و دولت ترامپ انتظار داشت با وارد کردن یک ضربه سنگین، تهران را به پذیرش شرایط آمریکا وادار کند.
با گذشت ماهها اما این سناریو محقق نشده و ایران همچنان توانسته است مقاومت خود را حفظ کند. در چنین شرایطی، مسئله از یک عملیات نظامی محدود فراتر رفته و به آزمونی برای اعتبار راهبردی دولت ترامپ تبدیل شده است.
«فشار حداکثری» در برابر هزینههای جنگ
در ادامه این تحلیل، گاردین به کارزار تحریمی جدید آمریکا علیه ایران اشاره کرده و آن را تلاشی برای دستیابی به اهدافی میداند که واشنگتن از مسیر نظامی به آنها نرسیده است.
این روزنامه معتقد است تحریمها اگرچه فشار اقتصادی قابل توجهی بر ایران وارد میکنند، اما همزمان هزینههایی را نیز برای آمریکا به همراه دارند. افزایش قیمت انرژی، تورم ناشی از جنگ و ابهام درباره اهداف نهایی درگیری میتواند نارضایتی بخشی از جامعه آمریکا را افزایش دهد؛ موضوعی که در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره برای دولت ترامپ اهمیت سیاسی ویژهای پیدا میکند.
کاهش ذخایر تسلیحاتی؛ پاشنه آشیل آمریکا
یکی از محورهای مهم تحلیل گاردین، هزینه بالای جنگ برای زرادخانه آمریکا است. این روزنامه با استناد به گزارشهای رسانهای مدعی شده است که ذخایر مهمات دوربرد و بهویژه موشکهای رهگیر سامانههای پدافندی آمریکا کاهش یافته است.
از منظر این تحلیل، جنگ ایران نشان داده است که برتری تکنولوژیک و مالی لزوماً به معنای توانایی تحمل یک جنگ فرسایشی نیست. استفاده از ابزارهایی نسبتاً ارزانتر در برابر تجهیزات بسیار گرانقیمت آمریکایی میتواند معادله هزینه را برای واشنگتن دشوار کند.
تنگه هرمز در این میان اهمیت ویژهای دارد. گاردین بر این باور است که اقداماتی مانند مینریزی یا استفاده گسترده از پهپادهای انتحاری میتواند آمریکا را مجبور به صرف منابع قابل توجه برای مقابله با تهدیدهایی کند که هزینه تولید و بهکارگیری آنها برای طرف مقابل بسیار کمتر است.
جنگ ایران، سایه خود را بر اوکراین انداخته است
پیامدهای این فرسایش تسلیحاتی به میدانهای دیگری نیز سرایت کرده است. گاردین کاهش ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت را عاملی میداند که میتواند بر توان آمریکا برای پشتیبانی از اوکراین تأثیر بگذارد.
از سوی دیگر، تغییر رویکرد ترامپ نسبت به جنگ اوکراین و تأکید بیشتر بر افزایش سهم کشورهای اروپایی در هزینههای دفاعی، اگرچه میتواند بخشی از بار مالی آمریکا را کاهش دهد، اما در صورت نبود یک راهبرد پایدار، به تضعیف اعتماد متحدان منجر خواهد شد.
اروپا دیگر به واشنگتن مانند گذشته نگاه نمیکند
گاردین در بخش دیگری از تحلیل خود، رفتار ترامپ در قبال اروپا را یکی از عوامل کاهش اعتماد متحدان میداند. به نوشته این روزنامه، واشنگتن میتوانست با استفاده از دیپلماسی، کشورهای اروپایی را به مشارکت بیشتر در تأمین هزینههای دفاع از جناح شرقی ناتو ترغیب کند، اما برخی مواضع ترامپ در قبال روسیه و همچنین طرح مطالبات جنجالی درباره گرینلند، این روند را از یک «تقسیم بار» به حرکت اروپا به سمت خودکفایی دفاعی و حتی احتیاط در برابر آمریکا تبدیل کرده است.
این تحول میتواند یکی از مهمترین پیامدهای بلندمدت سیاست خارجی ترامپ باشد؛ چراکه قدرت آمریکا تنها به تعداد جنگندهها، ناوها و موشکهایش وابسته نیست و شبکه متحدان نیز بخش مهمی از قدرت راهبردی واشنگتن محسوب میشود.
کشورهای خلیج فارس؛ متحدانی که احساس بیپناهی میکنند
در نگاه گاردین، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز از وضعیت موجود رضایت ندارند. این کشورها که دههها میزبان پایگاههای نظامی آمریکا بودهاند، اکنون درگیر پیامدهای جنگی شدهاند که خود آغازگر آن نبودهاند.
قرار گرفتن پایگاهها و منافع آمریکا در منطقه در معرض حملات تلافیجویانه، این پرسش را برای برخی کشورهای منطقه ایجاد کرده است که حضور نظامی آمریکا تا چه اندازه میتواند امنیت آنها را تضمین کند.
به این ترتیب، جنگ ایران نهتنها روابط واشنگتن با تهران، بلکه رابطه آمریکا با متحدان سنتیاش در خاورمیانه را نیز تحت فشار قرار داده است.
شرق آسیا؛ پیام متناقض به متحدان آمریکا
گاردین در نهایت به سیاست ترامپ در قبال کره جنوبی و کره شمالی اشاره میکند. محدود کردن یک رزمایش مشترک آمریکا و کره جنوبی با هدف ارسال پیام دوستانه به کیم جونگ اون، از نگاه منتقدان میتواند این نگرانی را در سئول ایجاد کند که تعهدات امنیتی واشنگتن در آسیا نیز مانند اروپا و خاورمیانه، تحت تأثیر ملاحظات کوتاهمدت سیاسی قرار گرفته است.
اظهارات ترامپ درباره روابط خوب با رهبر کره شمالی نیز برای برخی مقامهای پیشین آمریکایی پرسشبرانگیز بوده است؛ زیرا هرگونه تغییر ناگهانی در سیاست واشنگتن میتواند محاسبات امنیتی متحدان آمریکا در شرق آسیا را تحت تأثیر قرار دهد.
ایران؛ از میدان جنگ تا آزمون نظم آمریکایی
آنچه در تحلیل گاردین اهمیت بیشتری دارد، فراتر رفتن موضوع از نتیجه یک جنگ مشخص است. مسئله اصلی این است که آیا آمریکا میتواند همزمان در چند جبهه، از اروپا و اوکراین گرفته تا خاورمیانه و شرق آسیا، برتری نظامی و تعهدات امنیتی خود را حفظ کند یا نه.
از این منظر، جنگ ایران برای دولت ترامپ تنها یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه آزمونی برای اعتبار سیاست «اول آمریکا» است. اگر واشنگتن نتواند اهداف خود را با هزینهای قابل قبول محقق کند، ناچار خواهد شد میان ادامه فشار نظامی، تشدید تحریمها و عقبنشینی دیپلماتیک یکی را انتخاب کند.
تحلیل صفحه سیاست
تحلیل گاردین تصویری از یک تناقض مهم در سیاست خارجی ترامپ ارائه میدهد: آمریکا همچنان از نظر اقتصادی و نظامی قدرتمندترین بازیگر جهان است، اما استفاده پرهزینه و همزمان از این قدرت در چند جبهه میتواند به جای تقویت جایگاه واشنگتن، منابع آن را فرسوده و اعتماد متحدانش را تضعیف کند. در این چارچوب، طولانی شدن جنگ ایران میتواند به نقطهای تعیینکننده در ارزیابی کارنامه دولت ترامپ تبدیل شود؛ جنگی که اگر بدون دستیابی به اهداف اعلامشده پایان یابد، هزینه آن تنها در میدان نظامی باقی نخواهد ماند و میتواند به اعتبار سیاسی و راهبردی آمریکا نیز سرایت کند.