تفاهمنامه اسلامآباد که در خردادماه نهایی و پس از آن به امضای روسای جمهور ایران و آمریکا رسید، در شرایطی شکل گرفت که هدف اصلی آن ایجاد سازوکاری برای پایان جنگ و فراهم کردن زمینه مذاکرات جامع درباره برنامه هستهای ایران و تحریمهای آمریکا بود.
برخلاف روایتی که طی روزهای اخیر در بخشی از رسانههای غربی مطرح شده، در متن این سند مفهومی تحت عنوان «آتشبس ۶۰ روزه» وجود ندارد. مهلت ۶۰ روزه در بند سوم تفاهمنامه، به مذاکراتی اختصاص دارد که قرار بود برای دستیابی به توافق نهایی انجام شود؛ مذاکراتی که بر اساس متن سند، حتی قابلیت تمدید با رضایت دو طرف را نیز داشت.
از همین منظر، رسیدن به روز شصتم را نمیتوان به معنای پایان خودکار تفاهمنامه یا پایان آتشبس تلقی کرد.
آیا آتشبس ایران و آمریکا در ۲۶ مرداد به پایان رسید؟
برای درک دقیق این مسئله باید میان «آتشبس» و «تفاهمنامه اسلامآباد» تفکیک قائل شد.
آتشبس مورد اشاره، پیش از امضای تفاهمنامه و با میانجیگری پاکستان برقرار شده بود. این آتشبس قرار بود برای مدت محدودی برقرار باشد و زمینه را برای گفتوگوهای سیاسی فراهم کند؛ اما از همان ابتدا با اقدامات نظامی در منطقه و نقضهای متقابل، با چالش جدی مواجه شد.
با این حال، کاهش محسوس سطح درگیریها موجب شد این وضعیت عملاً به شکل یک آتشبس نانوشته و ادامهدار باقی بماند.
تفاهمنامه اسلامآباد نیز در چنین فضایی شکل گرفت، اما خود آن یک بازه زمانی ۶۰ روزه برای «آتشبس» تعیین نکرده است. برعکس، در بند نخست، بر پایان فوری و دائمی جنگ در تمامی جبههها تأکید شده است.
بنابراین، تبدیل عدد «۶۰ روز» به تاریخ انقضای آتشبس، با متن تفاهمنامه سازگاری ندارد.
مهلت ۶۰ روزه در تفاهم ایران و آمریکا دقیقاً مربوط به چه بود؟
نقطه کلیدی اختلاف روایتها در همین بخش قرار دارد.
بر اساس بند سوم تفاهمنامه، ایران و آمریکا متعهد شده بودند مذاکراتی را برای دستیابی به توافق نهایی در مدت حداکثر ۶۰ روز انجام دهند؛ مهلتی که در صورت توافق دو طرف میتوانست تمدید شود.
در نتیجه، آغاز شمارش معکوس این ۶۰ روز باید با شروع فرآیند مذاکرات جامع همراه میشد، نه صرفاً با تاریخ امضای تفاهمنامه.
اما بند دیگری از سند، آغاز این مذاکرات را به اجرای کامل برخی تعهدات اولیه گره زده بود. این مسئله باعث شد اختلاف بر سر اجرای تعهدات، عملاً مانع ورود دو طرف به مرحله اصلی مذاکرات شود.
چرا مذاکرات ۶۰ روزه ایران و آمریکا آغاز نشد؟
بر اساس روایت مطرحشده از سوی مقامهای ایرانی، اجرای تعهدات مندرج در تفاهمنامه پیششرط ورود به مذاکرات جامع بود.
ایران معتقد است آمریکا در بخشهایی از تعهدات خود، از جمله پایان اقدامات نظامی، رفع محدودیتهای دریایی، استمرار برخی معافیتهای نفتی و آزادسازی داراییهای ایران، به تعهدات خود عمل نکرده است.
در چنین شرایطی، از نگاه تهران، اساساً مرحلهای که قرار بود مهلت ۶۰ روزه مذاکرات در آن سپری شود آغاز نشده است.
عباس عراقچی نیز با صراحت اعلام کرده است که «آتشبس ۶۰ روزهای وجود نداشت» و ۶۰ روز مورد اشاره، فرصتی برای مذاکره جهت رسیدن به توافق نهایی بوده است.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، نیز با اشاره به همین موضوع تأکید کرده که مذاکرات هرگز آغاز نشد و پس از نقض گسترده تفاهمنامه از سوی آمریکا، بحث مهلت ۶۰ روزه اساساً موضوعیت خود را از دست داد.
تفاهمنامه اسلامآباد؛ پایان یافته یا در وضعیت تعلیق؟
از منظر حقوقی و بر اساس متن منتشرشده، تفاهمنامه اسلامآباد تاریخ انقضای مشخصی ندارد.
به همین دلیل، نمیتوان صرفاً با رسیدن به روز شصتم، نتیجه گرفت که سند بهطور خودکار منقضی شده است.
عباس باقرپور، مدیرکل حقوقی وزارت امور خارجه، وضعیت این تفاهمنامه را به «کما» تشبیه کرده است؛ تعبیری که نشان میدهد از منظر ایران، سند فعلاً اجرایی نیست، اما امکان احیای آن در صورت فراهم شدن شرایط وجود دارد.
این تمایز اهمیت زیادی دارد: «عدم اجرا» با «پایان اعتبار» یکسان نیست.
اختلاف بر سر تعهدات؛ مانع اصلی اجرای تفاهمنامه
آنچه در عمل تفاهمنامه اسلامآباد را متوقف کرده، بیش از آنکه پایان یک مهلت زمانی باشد، اختلاف بر سر اجرای تعهدات متقابل است.
ایران معتقد است آمریکا و متحدانش با ادامه برخی اقدامات نظامی و اعمال محدودیتهای اقتصادی و دریایی، بخشهایی از تعهدات خود را نقض کردهاند.
در مقابل، تهران نیز با متوقف کردن اجرای برخی تعهدات خود، از جمله موضوع بازگشایی تنگه هرمز، عملاً اجرای متقابل سند را متوقف کرده است.
به این ترتیب، تفاهمنامه وارد وضعیتی شده که نه میتوان آن را یک توافق فعال و در حال اجرا دانست و نه بر اساس متن موجود، میتوان پایان رسمی آن را اعلام کرد.
آیا امکان احیای تفاهمنامه اسلامآباد وجود دارد؟
پاسخ به این پرسش بیش از هر چیز به رفتار طرف آمریکایی و آمادگی دو طرف برای بازگشت به تعهدات بستگی دارد.
اگر اجرای تعهدات اولیه دوباره در دستور کار قرار گیرد، تفاهمنامه اسلامآباد میتواند همچنان بهعنوان چارچوبی برای بازگشت به گفتوگو مورد استفاده قرار گیرد.
از این منظر، مسئله اصلی اکنون نه «تمام شدن ۶۰ روز»، بلکه این است که آیا شرایط لازم برای آغاز مذاکراتی که در متن تفاهمنامه پیشبینی شده بود، فراهم خواهد شد یا خیر.
حتی در صورت فراهم شدن این شرایط، متن تفاهمنامه امکان تمدید مهلت مذاکرات را با رضایت طرفین پیشبینی کرده است.
روایت «پایان آتشبس ۶۰ روزه» چه معنایی دارد؟
تأکید رسانههای غربی بر پایان مهلت ۶۰ روزه را میتوان بخشی از یک روایت سیاسی درباره آینده مناسبات ایران و آمریکا دانست؛ روایتی که بر مبنای آن، با پایان این بازه زمانی، توافق نیز خاتمه یافته و دو طرف وارد مرحله جدیدی میشوند.
اما بررسی متن تفاهمنامه نشان میدهد چنین نتیجهای الزاماً از مفاد سند به دست نمیآید.
مسئله اصلی، تفاوت میان «مهلت مذاکره» و «مدت اعتبار توافق» است. مهلت مذاکره زمانی معنا پیدا میکند که مذاکرات آغاز شده باشد؛ در حالی که طبق روایت رسمی ایران، این مرحله به دلیل اجرا نشدن تعهدات مقدماتی اساساً شروع نشده است.
جمعبندی؛ ۶۰ روزی که روی کاغذ ماند
در نهایت، آنچه در ۲۶ مرداد به پایان رسید، بر اساس متن تفاهمنامه نمیتواند «آتشبس ۶۰ روزه» یا اعتبار خود سند تلقی شود. عدد ۶۰ روز در تفاهمنامه اسلامآباد به فرآیند مذاکرات جامع اختصاص داشت؛ فرآیندی که به دلیل اختلاف بر سر اجرای تعهدات هیچگاه وارد مرحله عملیاتی نشد.
بنابراین، تفاهمنامه اسلامآباد را باید سندی دانست که در حال حاضر در وضعیت تعلیق قرار دارد؛ سندی که اجرای آن متوقف شده، اما بر اساس مفاد منتشرشده، پایان رسمی و خودکار آن صرفاً با سپری شدن ۶۰ روز قابل استنتاج نیست.
در این چارچوب، پرسش اصلی برای آینده دیگر این نیست که «آیا ۶۰ روز تمام شده است؟» بلکه این است که آیا آمریکا حاضر خواهد شد تعهدات اولیه خود را اجرا کند و زمینه آغاز مذاکراتی را فراهم کند که مهلت ۶۰ روزه برای آن پیشبینی شده بود؟
پاسخ به همین پرسش میتواند مشخص کند تفاهمنامه اسلامآباد به یک سند بایگانیشده تبدیل خواهد شد یا بار دیگر به چارچوبی برای مذاکره و کاهش تنش میان تهران و واشنگتن بازخواهد گشت.