طی روزهای اخیر حجم گستردهای از اظهارنظرها و موضعگیریهای رسانهای در انتقاد و حتی حمله به دستگاه دیپلماسی کشور و به طور اخص سخنگوی وزارت امور خارجه منتشر شدهاست. این اظهارنظرها از سوی جناحهای سیاسی مختلف با انگیزهها و رویکردهایی کاملا متضاد، گاه مواضع دستگاه دیپلماسی را تندروانه و گاه آن را کندروانه توصیف میکنند.
واقعیت این است که از دستگاه سیاست خارجی کشور نمیتوان انتظار داشت در شرایط کنونی، یعنی پس از سومین جنگ تحمیلی و در پی آلوده شدن دست دو رژیم یاغی و جنگطلب آمریکا و رژیم صهیونیستی به خون ملت ایران، شهادت فرماندهان و نخبگان کشور و ارتکاب دهها جنایت دیگر، همان ادبیاتی را به کار گیرد که در دوران عادی و آرامش بر روابط خارجی کشور حاکم بود.
نگاهی به مواضع اعلامی مقامات سیاسی و نظامی آمریکا، بهعنوان یکی از آغازگران و طرفهای متجاوز این جنگ، نشان میدهد که آنان از تندترین و نامناسبترین ادبیات استفاده میکنند؛ ادبیاتی که بازتابدهنده روحیه سلطهطلبانه و نگاه خصمانه آنان نسبت به ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی است. از اینرو، نخستین وظیفه دستگاه دیپلماسی، پاسخگویی قاطع، صریح و متناسب به این مواضع است. هیچ اظهارنظر رسمی از سوی مقامات دشمن درباره ملت ایران، میهن اسلامی و نظام جمهوری اسلامی نباید بدون پاسخ بماند. البته این پاسخها باید در شأن قدرت ملی، جایگاه و اعتبار جمهوری اسلامی ایران و در عین حال مبتنی بر حکمت، عقلانیت و تدبیر انقلابی باشد.
در همه شرایط، بهویژه هنگامی که کشور درگیر جنگی ناخواسته و تحمیلی است، مواضع دستگاه سیاست خارجی و نیز اظهارات مسئولان سیاسی و نظامی نباید، حتی بهصورت ناخواسته، القاکننده ضعف یا تردید در عزم و اراده ملی باشد؛ زیرا چنین برداشتی میتواند دشمن را به خطاهای محاسباتی جدید و اقدامات مخاطرهآمیزتر سوق دهد.
نکته دیگری که لازم است مورد توجه قرار گیرد، این است که با توجه به سابقه طولانی عهدشکنیها، بدعهدیها و رفتارهای غیراخلاقی رژیم متجاوز آمریکا ــ که نهتنها ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران، بلکه افکار عمومی جهان نیز بارها شاهد آن بودهاند ــ و همچنین خیانتهای مکرر این کشور به روند دیپلماسی و مذاکره، همراه با مواضع متناقض، متغیر و گاه ساعتی مقامات آمریکایی، بهویژه رئیسجمهور آن کشور، باید به سطحی از بلوغ و هوشیاری سیاسی رسیده باشیم که از خوشبینی یا ذوقزدگی نسبت به اظهارات مقطعی و ناپایدار یک مقام آمریکایی پرهیز کنیم؛ اظهاراتی که چهبسا ساعاتی بعد با موضعی کاملاً متفاوت یا حتی متضاد جایگزین شود.
طبیعتاً تصمیمگیری یا اعلام مواضع رسمی و سنجیده از سوی دستگاه دیپلماسی نمیتواند بر پایه سخنان مقطعی، فاقد ثبات و غیرقابل اتکای دشمنی شکل گیرد که سابقهای روشن در بدعهدی دارد. مهمتر آنکه جمهوری اسلامی ایران با طرفی مواجه است که حتی برای امضا و تعهدات عالیترین مقام اجرایی خود نیز ارزش و پایبندی عملی قائل نیست و بارها این واقعیت را در عرصه بینالمللی به اثبات رسانده است.
بر این اساس، خرد سیاسی، عقلانیت راهبردی و تجربههای مکرر حاصل از مواجهه با این دشمن، اجازه نمیدهد تصمیمات و مواضع رسمی کشور بر مبنای واکنشهای شتابزده و احساسی نسبت به اظهارات یک مقام مسئولیتگریز و جنگطلب آمریکایی تنظیم شود؛ زیرا چنین رویکردی نهتنها کمکی به تأمین منافع ملی نمیکند، بلکه میتواند افکار عمومی را دچار سردرگمی کرده و فضای روانی کشور را تحت تأثیر رفتارها و مواضع متزلزل و غیرقابل پیشبینی مقامات آمریکایی قرار دهد.
در عین حال، ذکر دو نکته نیز ضروری است. نخست آنکه همه منتقدان، دیدگاه واحدی ندارند. همانگونه که برخی فعالان سیاسی معتقدند ادبیات وزارت امور خارجه باید نرمتر یا متفاوت باشد، گروه دیگری نیز بر این باورند که برخی مواضع اعلامی دستگاه دیپلماسی متناسب با شرایط جنگی کشور، سطح شرارتهای دشمن، توانمندیهای نظامی جمهوری اسلامی و ایستادگی و فداکاری ملت ایران نیست و باید قاطعتر و صریحتر بیان شود. از این منظر، وظیفه دستگاه دیپلماسی و بهویژه سخنگوی محترم وزارت امور خارجه، بسیار دشوار است؛ زیرا باید ضمن رعایت مصالح و منافع ملی، الزامات شرایط جنگی و ملاحظات مسئولان ذیربط، مواضعی اتخاذ کند که بیشترین همسویی را با منافع کشور داشته باشد، هرچند طبیعی است که همه جریانهای سیاسی با سلایق مختلف را راضی نکند.
نکته دوم آنکه در بسیاری از موارد، مواضع اعلامی سخنگوی وزارت امور خارجه صرفاً بیانکننده دیدگاه آن وزارتخانه نیست، بلکه حاصل جمعبندی و هماهنگی میان میدان دیپلماسی، میدان نظامی و سایر مراجع مسئول کشور است. از اینرو، ادبیات بهکاررفته در این مواضع باید از استحکام، پختگی و جامعیتی برخوردار باشد که بتواند ابعاد مختلف سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک موضوع را پوشش دهد؛ هرچند ممکن است این رویکرد با سلیقه یا انتظار برخی از منتقدان همخوان نباشد.
پایبندی به این رویکرد، مسئولیت همه مسئولان، صاحبان تریبون و اهل قلم است. بدیهی است که این مسئولیت برای سخنگوی وزارت امور خارجه و نیز سخنگویان سایر نهادهای مسئول، به دلیل جایگاه رسمی و تأثیرگذاری مستقیم سخنان آنان بر افکار عمومی، روابط خارجی و محاسبات طرف مقابل، سنگینتر، حساستر و پیچیدهتر است.
به نظر میرسد اگر منتقدان نسبت به مواضع دستگاه دیپلماسی یا سخنگوی محترم وزارت امور خارجه ایراد یا ملاحظه مشخصی دارند، شایسته است آن را بهصورت دقیق، مستند و شفاف مطرح کرده و با ایشان در میان بگذارند.