سیدمحمدباقر خرازی متولد ۷ تیر ۱۳۴۰ در قم است. او فرزند آیتالله سیدمحسن خرازی، از استادان حوزه علمیه قم و عضو مجلس خبرگان رهبری، محسوب میشود. خانواده خرازی از خاندانهای شناختهشده در ساختار روحانیت ایران هستند.
برادر او، سیدصادق خرازی، دیپلمات باسابقه جمهوری اسلامی و معاون پیشین وزارت امور خارجه بوده و عمویش، کمال خرازی، سالها مسئولیت وزارت امور خارجه را برعهده داشته است. این خاندان همچنین از طریق پیوندهای خانوادگی با بیت رهبری نیز ارتباط سببی دارد.
خرازی تحصیلات حوزوی خود را در قم دنبال کرد و در کنار تدریس دروس خارج فقه و اصول، مجموعههایی مانند مدرسه اجتهادیه محسنیه و مدارس امام هادی(ع) را راهاندازی کرد. او همزمان وارد حوزه رسانه شد و مدیریت روزنامه «حزبالله» را نیز برعهده گرفت.
حزبالله ایران؛ تشکلی خارج از جریانهای اصلی
یکی از مهمترین فعالیتهای سیاسی محمدباقر خرازی، دبیرکلی تشکلی با عنوان «حزبالله ایران» است؛ مجموعهای که از اوایل دهه ۷۰ فعالیت خود را آغاز کرد.
این تشکل هیچگاه به یک جریان اصلی و اثرگذار در ساختار رسمی سیاست ایران تبدیل نشد، اما با انتشار بیانیهها و مواضع تند درباره مسائل داخلی، منطقهای و بینالمللی، نام خود را در فضای سیاسی حفظ کرد.
خرازی در طول فعالیت سیاسی خود همواره بر نقش پررنگتر روحانیت در مدیریت کشور، اسلامیسازی ساختارهای اقتصادی و اجرای سیاستها بر مبنای فقه اسلامی تأکید کرده است.
ادعای استعفای پزشکیان؛ تازهترین حاشیه سیاسی
تازهترین موج توجه رسانهای به محمدباقر خرازی پس از آن شکل گرفت که او مدعی شد مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، تاکنون ۲۸ بار قصد استعفا داشته است.
او همچنین ادعا کرد رهبر انقلاب اعلام کردهاند در صورت تکرار استعفا از سوی رئیس دولت چهاردهم، این استعفا پذیرفته خواهد شد.
این ادعا اما با واکنش رسمی مواجه شد؛ مسعود پزشکیان آن را تکذیب کرد و دفتر رهبر انقلاب نیز این سخنان را نادرست خواند.
انتخابات ۱۳۹۲؛ نقطه اوج شهرت سیاسی
نام محمدباقر خرازی بیش از هر زمان دیگری در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲ مطرح شد؛ زمانی که او با حضور در وزارت کشور برای ثبتنام در انتخابات، مجموعهای از وعدههای متفاوت را مطرح کرد.
او در آن دوره شعارهایی مانند تشکیل «دولت متقین» و اجرای کامل احکام اسلامی در اداره کشور را مطرح کرد و خود را «فقیرترین نامزد انتخابات» معرفی کرد.
با این حال، شورای نگهبان صلاحیت او را برای حضور در رقابتهای انتخاباتی احراز نکرد و حضور انتخاباتیاش پایان یافت.
وعده دلار هزار تومانی و بازگرداندن سرزمینهای جداشده
یکی از مشهورترین وعدههای انتخاباتی خرازی، رساندن قیمت دلار به هزار تومان بود. او معتقد بود با اصلاح ساختار اقتصادی و مدیریت صحیح میتوان بازار ارز را کنترل کرد.
او همچنین وعده داد سرزمینهایی را که به گفته او در طول تاریخ از ایران جدا شدهاند، بدون جنگ و از مسیر سیاسی و دیپلماتیک بازخواهد گرداند.
این اظهارات واکنشهای گستردهای در رسانهها داشت و به بخشی از تصویر عمومی شکلگرفته از او در فضای سیاسی تبدیل شد.
تلاش برای آشتی موسوی و کروبی با نظام
خرازی در جریان تبلیغات انتخاباتی سال ۱۳۹۲ درباره وقایع سال ۱۳۸۸ نیز موضع گرفت و اعلام کرد در صورت پیروزی در انتخابات تلاش خواهد کرد میان میرحسین موسوی، مهدی کروبی و نظام جمهوری اسلامی آشتی ایجاد کند.
این موضعگیری نیز در آن مقطع بازتاب زیادی پیدا کرد، چرا که موضوع حوادث سال ۸۸ همچنان یکی از مسائل حساس سیاسی کشور محسوب میشد.
از تهدید دشمنان تا اظهارات درباره سیاست خارجی
در سالهای گذشته، خرازی بارها درباره مسائل امنیتی و سیاست خارجی اظهارنظر کرده است.
او در گفتوگویی با شبکه MTV ترکیه درباره احتمال حمله آمریکا به ایران، مواضعی تند اتخاذ کرد و درباره واکنش نیروهای نزدیک به خود در صورت وقوع چنین سناریویی سخن گفت؛ اظهاراتی که بازتاب رسانهای گستردهای پیدا کرد.
در سالهای اخیر نیز او بر این دیدگاه تأکید داشته که مذاکره با غرب باید از موضع قدرت و بر اساس آنچه «عزت، حکمت و مصلحت» مینامد، انجام شود.
مواضع هستهای؛ جنجالیترین اظهارات اخیر
پس از انتشار سخنان او درباره استعفای رئیسجمهور، ویدئوهایی از اظهارات دیگر خرازی نیز منتشر شد که واکنشهای زیادی به همراه داشت.
او در یکی از سخنرانیهای خود درباره موضوع هستهای، دیدگاهی بسیار تند درباره ساخت سلاح هستهای مطرح کرد و مدعی شد تنها راه نجات کشور، دستیابی به بمب اتمی است.
خرازی همچنین از منتقدان تصمیم برخی مسئولان درباره مخالفت با ساخت بمب اتم انتقاد کرد و سخنانی درباره استفاده از چنین سلاحی علیه منافع آمریکا مطرح کرد؛ اظهاراتی که با واکنشهای مختلف سیاسی و رسانهای روبهرو شد.
چهرهای بیرون از قدرت، اما حاضر در فضای سیاست
محمدباقر خرازی را میتوان از جمله چهرههایی دانست که اگرچه در ساختار رسمی قدرت مسئولیت اجرایی یا حکومتی نداشته، اما با تکیه بر پیشینه خانوادگی، فعالیتهای حوزوی و مواضع خاص سیاسی، توانسته حضور خود را در فضای عمومی حفظ کند.
او در طول سالهای گذشته بیشتر نه به دلیل تصمیمهای اجرایی، بلکه به واسطه دیدگاههای متفاوت، پیشبینیهای بحثبرانگیز و اظهارنظرهای جنجالی شناخته شده است؛ مسیری که با ادعای اخیر درباره استعفای رئیسجمهور، بار دیگر نام او را به عرصه سیاست بازگرداند.