نامه محرمانه ونس به محسن رضایی؛ آیا واشنگتن در پی بازگشت به میز مذاکره با ایران است؟

اظهارات متناقض دونالد ترامپ درباره نامه جی‌دی ونس به محسن رضایی، هم‌زمان با تحرکات دیپلماتیک منطقه‌ای و افزایش فشارهای انتخاباتی در آمریکا و اسرائیل، پرسش تازه‌ای را مطرح کرده است: آیا واشنگتن در سایه تهدید نظامی، به دنبال باز کردن مسیر مذاکره با ایران است؟

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
نامه محرمانه ونس به محسن رضایی؛ آیا واشنگتن در پی بازگشت به میز مذاکره با ایران است؟
هتل کوروش - صفحه خبر
صفحه سیاست-

اظهارات دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در پایخ به خبرنگاران و تایید ارسال نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بیش از آنکه ابهام‌ها را برطرف کند، پرسش‌های تازه‌ای درباره اهداف واشنگتن ایجاد کرده است. وال‌استریت ژورنال در گزارشی در روز چهارشنبه ۶ آبان اعلام کرد که ونس با هدایت ترامپ، نامه‌ای به رضایی ارسال کرده تا امکان ازسرگیری مذاکرات صلح و جلوگیری از حمله نظامی جدید علیه ایران بررسی شود. ترامپ اصل مکاتبه را تأیید کرد، اما مدعی شد موضوع نامه، تأمین تجهیزات پزشکی و اقلام مورد نیاز بیماران بوده است.

این توضیح، در شرایط کنونی، با پرسش‌های جدی روبه‌روست. چرا معاون رئیس‌جمهوری آمریکا باید در میانه تهدیدهای نظامی و تقابل امنیتی با ایران، مستقیماً با دبیر شورای عالی امنیت ملی در موضوع تامین اقلام پزشکی مکاتبه کند؟! اگر هدف فقط تسهیل کمک‌های بشردوستانه بود، ضرورت ارتباط مستقیم در این سطح از ساختار سیاسی و امنیتی دو کشور چه بود؟

تناسب میان سطح مکاتبه و موضوع ادعایی آن، مهم‌ترین نقطه ابهام در روایت ترامپ است. توضیح رئیس‌جمهور آمریکا نه‌تنها با گزارش وال‌استریت ژورنال درباره هدف مذاکراتی نامه تفاوت دارد، بلکه این ظن را تقویت می کند که ترامپ سعی دارد با بیان مطالب انحرافی نیاز آمریکا به مذاکره را پشت موضوعی که باور پذیری آن بسیار سخت است پنهان کند. افزون بر این، اگر کمبودهایی در زمینه تجهیزات پزشکی وجود داشته باشد، عامل آن تحریم‌ها و محدودیت‌های ناشی از سیاست فشار آمریکا است که عامدانه و برای افزایش فشارهای اجتماعی انجام شده و آمریکا می تواند بدون نیاز به نامه نگاری این محدودیتها را بردارد.

بر این اساس، می‌توان این فرضیه را مطرح کرد که اشاره ترامپ به موضوعات بشردوستانه، روایتی علنی برای کم‌رنگ کردن ابعاد سیاسی مکاتبه‌ای حساس بوده است؛ مکاتبه‌ای که بنا بر گزارش وال‌استریت ژورنال، هدف آن بررسی امکان احیای مسیر مذاکرات بوده است.

دیپلماسی منطقه‌ای؛ حلقه مکمل پیام ونس

هم‌زمانی این مکاتبه با سفر مقام‌های ارشد ترکیه، پاکستان و عربستان به تهران، اهمیت ویژه‌ای دارد. حضور نمایندگان امنیتی و نظامی این سه کشور در ایران، آن هم در شرایطی که واشنگتن از احتمال حملات مجدد سخن می‌گوید، نشان‌دهنده نگرانی جدی منطقه‌ای از بازگشت جنگ و پیامدهای آن است. این تحرکات را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از دیدارهای تشریفاتی تلقی کرد؛ زیرا گسترش درگیری، امنیت انرژی، تنگه هرمز، تجارت منطقه‌ای و ثبات سیاسی کشورهای پیرامونی را مستقیماً تحت تأثیر قرار می‌دهد.

سه کشوری که نمایندگان دفاعی و امنیتی آنها به ایران سفر کردند از متحدان آمریکا محسوب می شوند و روابط نزدیک سیاسی و نظامی با واشنگتن دارند. از این رو انجام این سفرها نیز به طور قطع با هماهنگی آمریکا انجام شده‌ است که می تواند شاهد دیگری بر تلاش آمریکا برای بازکردن مسیر مذاکره باشد. البته منافع مشترک این کشورها در جلوگیری از گسترش جنگ و اهمیت نقش واشنگتن در معادلات امنیتی منطقه، نیز در تلاش‌های دیپلماتیک با هدف مدیریت بحران قطعا موثر است.

نکته مهم‌تر آن است که حضور هم‌زمان این کشورها در تهران، در شرایط تهدید نظامی آمریکا، نشان می‌دهد که این برداشت که فشار نظامی و اقتصادی توانسته موازنه را به نفع آمریکا تغییر دهد و ایران در وضعیت تنگنا برای پذیرش درخواستهای سیاسی و امنیتی واشنگتن قرار گرفته کاملا اشتباه است.از این منظر، تحرکات دیپلماتیک اخیر می‌تواند نشانه‌ای از افزایش قابل ملاحظه نقش و کارکرد ایران در ترتیبات ناظر بر پایان یافتن بحران و ایجاد ثبات در منطقه باشد.

نتانیاهو و ترامپ؛ فشار از دو جبهه انتخاباتی

این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که متحد اصلی ترامپ در تقابل با ایران، یعنی بنیامین نتانیاهو، نیز با محدودیت‌های سیاسی روبه‌روست. نتایج اولیه انتخابات اسرائیل در ۲۸ اکتبر نشان داد که بلوک نتانیاهو، با وجود کسب حدود ۵۳ کرسی، به اکثریت ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت دست نیافته است. بلوک مخالف او نیز حدود ۴۸ کرسی به دست آورده و احزاب عرب مجموعاً ۱۹ کرسی داشته‌اند. نتیجه انتخابات نشان‌دهنده وضعیت تعلیق در تشکیل دولت و تداوم ابهام در معادلات سیاسی اسرائیل است.

در آمریکا نیز انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر به یکی از متغیرهای مهم تصمیم‌گیری ترامپ تبدیل شده است. نظرسنجی‌های منتشرشده، از جمله گزارش‌های رویترز، از موقعیت دشوار جمهوری‌خواهان در رقابت مجالس نمایندگان و سنا حکایت دارند؛ هرچند نتیجه نهایی هنوز مشخص نیست. هم‌زمان، هزینه‌های جنگ، افزایش قیمت انرژی و فشارهای معیشتی انتقادها از سیاست خارجی کاخ سفید را تشدید کرده است. برای ترامپ، ادامه تقابلی که هزینه‌های اقتصادی آن افزایش یابد، اما نتیجه سیاسی و امنیتی روشنی نداشته باشد، عملا به مسئله‌ای انتخاباتی تبدیل شده است

در چنین شرایطی، نتانیاهو با محدودیت‌های سیاسی داخلی و ترامپ با فشارهای انتخاباتی و اقتصادی مواجه‌اند. شکل گیری این شرایط نشان می‌دهد تصمیم برای ورود به یک مرحله نظامی تازه، جدا از پیامدهای داخلی و هزینه‌های سیاسی به سادگی امکان پذیر نیست و لذا ترامپ در تلاش است تا با ایجاد مسیر مذاکره و خلق پیروزی سیاسی با هزینه های کمتر،چالشهای سیاسی و اقتصادی موجود را مدیریت کند

مذاکره در سایه تهدید؛ تغییر محاسبات واشنگتن؟

مجموع این تحولات نشان می‌دهد که ترامپ بدلیل قرار گرفتن در چالش راهبردی، هم‌زمان با حفظ تهدید نظامی، در حال آزمودن مسیر مذاکره برای عبور از بن بست تقابل با ایران است؛ بن‌بستی که ادامه آن می‌تواند هزینه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی فزاینده‌ای برای دولت ترامپ به همراه داشته باشد. نامه ونس به محسن رضایی، روایت متفاوت ترامپ درباره محتوای آن، تحرکات دیپلماتیک ترکیه، پاکستان و عربستان و فشارهای انتخاباتی در آمریکا و اسرائیل، در کنار یکدیگر تصویری از تلاش احتمالی واشنگتن برای یافتن راهی کم‌هزینه‌تر جهت مدیریت بحران ارائه می‌کنند.

در این چارچوب، توضیح ترامپ درباره ارسال تجهیزات پزشکی را باید تلاشی فریبکارانه برای کم‌رنگ کردن ابعاد سیاسی مکاتبه‌ای دانست که قرائن موجود، از ماهیت مذاکراتی آن حکایت دارند. ارتباط مستقیم معاون رئیس‌جمهوری آمریکا با دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، آن هم در شرایط تهدید به حمله مجدد، با روایت صرفاً بشردوستانه ترامپ تناسب روشنی ندارد؛ به‌ویژه آنکه وال‌استریت ژورنال پیش‌تر هدف این مکاتبه را بررسی امکان ازسرگیری مذاکرات و جلوگیری از حمله جدید عنوان کرده است. در چنین شرایطی، بعید نیست کاخ سفید با برجسته کردن موضوعی کم‌حاشیه‌تر، درصدد مدیریت پیامدهای سیاسی آشکار شدن تلاش خود برای بازگشت به میز مذاکره باشد؛ تلاشی که در فضای تهدیدهای متقابل، از سوی واشنگتن باید به‌عنوان نشانه عقب‌نشینی تعبیر شود.

از سوی دیگر، سفر مقام‌های ارشد سه کشور منطقه به تهران را می‌توان حلقه مکمل این تحرکات دانست. جایگاه امنیتی و سیاسی این کشورها و نگرانی مشترک آن‌ها از گسترش جنگ، اهمیت رایزنی‌های منطقه‌ای را دوچندان می‌کند. این تحولات همچنین نشان می‌دهد که برخلاف تصور حامیان فشار حداکثری، ایران همچنان در معادلات امنیتی منطقه نقشی تعیین‌کننده دارد و هر طرحی برای پایان دادن به بحران، ناگزیر باید جایگاه و اراده سیاسی تهران را در نظر بگیرد.

در مقابل، نتانیاهو با دشواری تشکیل دولت پس از انتخابات اسرائیل مواجه است و ترامپ نیز در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا با خطر از دست دادن اکثریت جمهوری‌خواهان در مجلس نمایندگان و فشار ناشی از هزینه‌های اقتصادی تقابل با ایران روبه‌روست. این وضعیت، انگیزه واشنگتن برای دستیابی به یک نتیجه سیاسی با هزینه کمتر را افزایش می‌دهد؛ نتیجه‌ای که بتواند بدون ورود به جنگی طولانی و پرهزینه، به‌عنوان دستاوردی برای دولت ترامپ عرضه شود.

بنابراین، فرضیه محوری این است که نامه ونس را باید نشانه‌ای جدی از تلاش احتمالی واشنگتن برای باز کردن مسیر مذاکره، هم‌زمان با حفظ اهرم تهدید نظامی، ارزیابی کرد؛ نه صرفاً مکاتبه‌ای درباره کمک‌های پزشکی. بااین‌حال، میزان جدیت این تلاش را باید در محتوای پیشنهادهای احتمالی آمریکا، تغییر رفتار عملی واشنگتن و آمادگی آن برای پذیرش مطالبات ایران سنجید.

 

منبع: نورنیوز
اخبار مرتبط
ارسال نظر