توافق جدید میان آمریکا و ونزوئلا در شرایطی اعلام شده که صنعت نفت ونزوئلا سالها تحت فشار تحریمها، کمبود سرمایهگذاری و فرسودگی زیرساختها قرار داشته است. در چنین شرایطی، ورود سرمایه و فناوری آمریکایی میتواند برای کاراکاس فرصتی اقتصادی باشد؛ اما همزمان، ابعاد سیاسی این توافق نشان میدهد که ماجرا صرفاً به افزایش تولید نفت محدود نمیشود.
دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت ونزوئلا، اعلام کرده است که چارچوب همکاری انرژی میان کاراکاس و واشنگتن برای ۲۵ سال اعتبار خواهد داشت. او تأکید کرده که این توافق مالکیت ونزوئلا بر منابع طبیعی و میادین نفتی خود را تغییر نمیدهد و قرار است با جذب سرمایه و فناوری، صنعت هیدروکربن این کشور را بازسازی کند.
این در حالی است که پیش از این، منابع نزدیک به ریاست جمهوری ونزوئلا از توافقی با مدت ۱۰۰ سال سخن گفته بودند؛ موضوعی که اعلام دوره ۲۵ ساله را به نوعی تعدیل یا اصلاح روایتهای قبلی تبدیل کرده است.
توافق ۲۵ ساله آمریکا و ونزوئلا چه اهدافی دارد؟
بر اساس توضیحات رودریگز، هدف اصلی توافق، افزایش ظرفیت تولید نفت ونزوئلا و بازسازی زیرساختهای فرسوده صنعت انرژی این کشور است.
در مرحله نخست، توسعه ۱۷ میدان نفتی استراتژیک در دستور کار قرار گرفته و هدفگذاری اولیه برای تولید بیش از ۱.۵ میلیون بشکه نفت در روز انجام شده است. در مرحله بعد نیز توسعه هشت میدان نفتی جدید پیشبینی شده است.
برای ونزوئلا که از بزرگترین ذخایر نفتی جهان برخوردار است، افزایش تولید میتواند به معنای بازگشت درآمدهای نفتی و تقویت توان اقتصادی دولت باشد. صنعت نفت این کشور طی سالهای گذشته به دلیل تحریمهای آمریکا و مشکلات داخلی، بخش مهمی از ظرفیت تولید خود را از دست داده است.
از این منظر، توافق جدید میتواند برای کاراکاس یک معامله اقتصادی مهم باشد؛ اما پرسش اصلی این است که در مقابل ورود سرمایه و فناوری آمریکایی، چه میزان از نفوذ واشنگتن بر مهمترین منبع درآمد ونزوئلا افزایش خواهد یافت؟
ادعای درآمد ۲۰۹ میلیارد دلاری برای ونزوئلا
رئیسجمهور موقت ونزوئلا ارزش اقتصادی این توافق را نیز قابل توجه دانسته است.
به گفته رودریگز، در صورت محاسبه بر مبنای قیمت مرجع ۶۵ دلار برای هر بشکه نفت، این همکاری میتواند در مجموع حدود ۲۰۹ میلیارد دلار درآمد برای دولت ونزوئلا ایجاد کند.
او همچنین اعلام کرده است که حدود ۱۹ دلار از هر بشکه نفت تولید و فروختهشده مستقیماً به ونزوئلا خواهد رسید. البته خود رودریگز نیز تأکید کرده که قیمت نفت در بازار جهانی ثابت نیست و نوسانات آن میتواند بر درآمد نهایی تأثیر بگذارد.
بنابراین، رقم ۲۰۹ میلیارد دلار را باید بیشتر به عنوان یک برآورد مبتنی بر مفروضات تولید و قیمت نفت در نظر گرفت، نه درآمد قطعی و تضمینشده.
ترامپ: بزرگترین معامله نفتی تاریخ جهان
در سوی دیگر، دونالد ترامپ روایت متفاوتی از این توافق ارائه کرده است.
رئیسجمهور آمریکا اعلام کرده که واشنگتن با ونزوئلا به توافقی رسیده که آن را «بزرگترین معامله نفتی در تاریخ جهان» توصیف کرده است.
ترامپ همچنین مدعی شده که آمریکا توانسته بدون تحمیل هزینه به مالیاتدهندگان آمریکایی، بر بخش بزرگی از ذخایر اثباتشده نفت ونزوئلا دسترسی و کنترل پیدا کند؛ ذخایری که بنا بر اظهارات او بیش از ۶۵ میلیارد بشکه است.
اگرچه ترامپ جزئیات کاملی از سازوکار این «کنترل» ارائه نکرده، همین ادبیات نشان میدهد که واشنگتن توافق را صرفاً یک قرارداد سرمایهگذاری نمیبیند. نفت ونزوئلا برای آمریکا علاوه بر ارزش اقتصادی، اهمیت راهبردی دارد و میتواند جایگاه واشنگتن را در بازار انرژی نیمکره غربی تقویت کند.
نفت ونزوئلا؛ نقطه اتصال اقتصاد و سیاست
اهمیت توافق جدید زمانی بیشتر مشخص میشود که جایگاه ونزوئلا در بازار جهانی انرژی را در نظر بگیریم.
ونزوئلا یکی از بزرگترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد، اما سالهاست نتوانسته از این ظرفیت به شکل کامل استفاده کند. تحریمهای آمریکا، کاهش سرمایهگذاری، مشکلات مدیریتی و فرسودگی تجهیزات، صنعت نفت این کشور را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
اکنون واشنگتن از یک سو به دنبال استفاده از ظرفیت عظیم نفتی ونزوئلاست و از سوی دیگر، کاراکاس برای احیای اقتصاد خود به سرمایه و فناوری خارجی نیاز دارد.
در ظاهر، این شرایط میتواند یک برد اقتصادی دوطرفه ایجاد کند؛ اما در سطح سیاسی، توازن قدرت میان دو کشور اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اعتراضات در کاراکاس؛ نگرانی از نفوذ آمریکا
همزمان با اعلام این توافق، در کاراکاس اعتراضاتی علیه افزایش نفوذ آمریکا در ونزوئلا، بهویژه در صنعت انرژی، شکل گرفته است.
معترضان ضمن انتقاد از حضور و نقش آمریکا، مشکلاتی مانند قطعیهای مکرر برق در کشوری با منابع عظیم انرژی را نیز مورد توجه قرار دادهاند.
این اعتراضات نشان میدهد که توافق نفتی الزاماً به معنای اجماع داخلی در ونزوئلا نیست. بخشی از جامعه این پرسش را مطرح میکند که آیا ورود سرمایه آمریکایی واقعاً به احیای اقتصاد و بهبود زندگی مردم منجر خواهد شد یا اینکه در نهایت، نفوذ واشنگتن بر منابع استراتژیک ونزوئلا را افزایش میدهد.
«اول آمریکا» در نسخه ونزوئلایی
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا نیز این توافق نفتی را یک پیروزی بزرگ برای هر دو کشور و نمونهای از سیاست «اول آمریکا» توصیف کرده است.
همین عبارت، بخش مهمی از منطق واشنگتن را روشن میکند. آمریکا در تلاش است از ظرفیت نفتی ونزوئلا برای تأمین منافع اقتصادی و انرژی خود استفاده کند و همزمان، نفوذ سیاسی و اقتصادیاش را در کشوری که سالها در تقابل با واشنگتن قرار داشت، افزایش دهد.
برای ونزوئلا نیز ماجرا دو وجه دارد: از یک طرف، منابع مالی و فناوری مورد نیاز برای بازسازی صنعت نفت فراهم میشود و از طرف دیگر، کاراکاس باید مراقب باشد همکاری اقتصادی به وابستگی راهبردی تبدیل نشود.
توافق نفتی آمریکا و ونزوئلا؛ معاملهای فراتر از نفت
توافق ۲۵ ساله آمریکا و ونزوئلا را نمیتوان تنها از زاویه تولید نفت و درآمدهای ارزی بررسی کرد. این توافق در صورت اجرا میتواند معادلات انرژی، اقتصاد و حتی موازنه سیاسی در آمریکای لاتین را تحت تأثیر قرار دهد.
برای واشنگتن، دسترسی به یکی از بزرگترین ذخایر نفتی جهان یک فرصت راهبردی است؛ برای کاراکاس نیز سرمایه و فناوری آمریکایی میتواند راهی برای بازسازی صنعت نفت و افزایش درآمدهای دولت باشد.
با این حال، نقطه حساس ماجرا همچنان حاکمیت ونزوئلا بر منابع نفتی خود است. اگر همانطور که رودریگز تأکید کرده، مالکیت منابع در اختیار کاراکاس باقی بماند، توافق میتواند یک شراکت اقتصادی بلندمدت تلقی شود. اما اگر «کنترل» مورد اشاره ترامپ به معنای نفوذ مستقیم و گسترده آمریکا بر تولید و صادرات نفت ونزوئلا باشد، این قرارداد میتواند به یکی از مهمترین نمونههای بازگشت نفوذ اقتصادی واشنگتن به آمریکای لاتین تبدیل شود.
در نهایت، پاسخ به این پرسش که توافق جدید یک فرصت اقتصادی برای ونزوئلا است یا ابزار تازهای برای گسترش نفوذ آمریکا، نه در اظهارات سیاسی دو طرف، بلکه در جزئیات قرارداد، نحوه تقسیم درآمد، ساختار مالکیت میادین و میزان کنترل طرف آمریکایی بر صنعت نفت ونزوئلا مشخص خواهد شد.