صفحه سیاست گزارش می دهد؛

پرونده روسیه و ترامپ؛ تحقیق محرمانه اف‌بی‌آی چگونه متوقف شد؟

اسناد تازه‌ای که از حالت محرمانه خارج شده، ابعاد کمتر دیده‌شده‌ای از تحقیقات اف‌بی‌آی درباره ارتباطات دونالد ترامپ با روسیه را آشکار کرده است. این اسناد نشان می‌دهد اف‌بی‌آی در سال ۲۰۱۷، علاوه بر بررسی دخالت روسیه در انتخابات آمریکا، تحقیق مستقلی را درباره احتمال نفوذ مسکو بر شخص ترامپ و تبدیل روابط مالی و سیاسی او به یک تهدید امنیت ملی آغاز کرده بود؛ اما این تحقیق پیش از آنکه به نتیجه قطعی برسد، از مسیر اصلی خود خارج و عملاً متوقف شد. حالا انتشار این اسناد، بار دیگر پرسش‌هایی جدی درباره سرنوشت پرونده روسیه و نحوه مدیریت آن در ساختار سیاسی و قضایی آمریکا ایجاد کرده است.

پرونده روسیه و ترامپ؛ تحقیق محرمانه اف‌بی‌آی چگونه متوقف شد؟
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

پرونده‌ای که در افکار عمومی آمریکا با عنوان «پرونده روسیه» شناخته می‌شود، در واقع مجموعه‌ای از تحقیقات جداگانه بود که از سال ۲۰۱۶ آغاز شد.

یکی از مهم‌ترین این تحقیقات، عملیات موسوم به «توفان کراسفایر» بود که اف‌بی‌آی برای بررسی احتمال ارتباط میان ستاد انتخاباتی ترامپ و دولت روسیه راه‌اندازی کرد.

با این حال، اسناد تازه نشان می‌دهد موضوع فقط به رفتار ستاد انتخاباتی ترامپ محدود نبود. در سال ۲۰۱۷، اف‌بی‌آی تحقیق محرمانه دیگری را آغاز کرد که مستقیماً شخص دونالد ترامپ را هدف بررسی قرار می‌داد؛ تحقیقی که ماهیت آن بیشتر امنیتی و ضدجاسوسی بود تا صرفاً کیفری.

این تفاوت اهمیت زیادی دارد، زیرا در یک پرونده کیفری، مأموران به دنبال اثبات جرم هستند، اما در تحقیقات ضدجاسوسی سؤال اصلی این است که آیا یک دولت خارجی توانسته بر تصمیم‌گیران یک کشور نفوذ کند و از این طریق امنیت ملی آن کشور را به خطر بیندازد.

اف‌بی‌آی درباره ترامپ چه چیزی را بررسی می‌کرد؟

پس از اخراج جیمز کومی، رئیس وقت اف‌بی‌آی، در ماه مه ۲۰۱۷، مقام‌های ارشد این نهاد یک تحقیق محرمانه را با اسم رمز «Oxferd Comma» دنبال کردند.

این تحقیق دو بخش داشت.

بخش نخست جنبه کیفری داشت و موضوعاتی مانند احتمال ممانعت ترامپ از اجرای عدالت، اخراج کومی و ارتباط احتمالی ستاد انتخاباتی او با روسیه را بررسی می‌کرد.

اما بخش دوم حساس‌تر بود: تحقیق ضدجاسوسی درباره شخص دونالد ترامپ.

بر اساس یادداشت‌های محرمانه‌ای که اکنون منتشر شده، هدف این بخش بررسی این موضوع بود که آیا ترامپ تحت هدایت، کنترل یا هماهنگی با روسیه قرار داشته و آیا چنین ارتباطی می‌توانسته تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا ایجاد کند.

این یعنی نگرانی اف‌بی‌آی صرفاً درباره این نبود که روسیه در انتخابات آمریکا دخالت کرده است؛ بلکه این احتمال نیز بررسی می‌شد که آیا مسکو توانسته به شکل مستقیم یا غیرمستقیم بر شخص رئیس‌جمهور آمریکا اثر بگذارد.

چرا روابط ترامپ با روسیه حساسیت‌برانگیز شد؟

63931954

یکی از محورهای اصلی این تحقیق، سابقه روابط تجاری و مالی ترامپ با روسیه بود.

بر اساس اسناد منتشرشده، اف‌بی‌آی از سابقه فعالیت‌های تجاری ترامپ در روسیه و ارتباطات او با سرمایه‌داران روس از دهه ۱۹۸۰ میلادی اطلاع داشت و این روابط را از منظر امنیتی مورد توجه قرار داده بود.

در یکی از اسناد آغازین پرونده، به روابط تجاری و ملکی ترامپ با روسیه و کشورهای شکل‌گرفته پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اشاره شده است.

حتی در سال ۲۰۰۸، اظهاراتی از سوی پسر ترامپ درباره نقش سرمایه‌گذاران روس در برخی از فعالیت‌های مالی خانواده ترامپ منتشر شده بود.

البته ترامپ و دولت او همواره این ادعاها را رد کرده و ارتباطات مالی او با روسیه را بسیار محدودتر از آنچه مخالفانش مطرح می‌کردند، دانسته‌اند.

بنابراین آنچه برای اف‌بی‌آی اهمیت داشت، صرفاً وجود معامله یا فعالیت تجاری در روسیه نبود. مسئله اصلی این بود که آیا این ارتباطات می‌توانست زمینه‌ای برای نفوذ یک قدرت خارجی بر رئیس‌جمهور آمریکا ایجاد کند؟

اخراج جیمز کومی؛ نقطه عطف تحقیقات

اخراج جیمز کومی در سال ۲۰۱۷ یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی بود که ظن مأموران اف‌بی‌آی را افزایش داد.

ترامپ پس از برکناری کومی با انتقادهای گسترده‌ای مواجه شد. در همان زمان، گزارش‌هایی درباره تلاش ترامپ برای پایان دادن به تحقیقات مرتبط با روسیه منتشر شد.

از نگاه مأموران امنیتی، این مسئله می‌توانست اهمیت بیشتری از یک اختلاف سیاسی معمول داشته باشد. اگر رئیس‌جمهور برای متوقف کردن تحقیقاتی درباره ارتباطات ستاد انتخاباتی خود با یک قدرت خارجی فشار وارد کرده باشد، این اقدام می‌توانست به عنوان بخشی از بررسی‌های ضدجاسوسی نیز اهمیت پیدا کند.

در واقع، سؤال اساسی برای اف‌بی‌آی این بود که آیا رفتار ترامپ صرفاً یک تصمیم سیاسی بوده یا می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای پنهان کردن ارتباطات حساس با روسیه تلقی شود.

ورود رابرت مولر و تغییر مسیر پرونده

در همین فضای پرتنش، راد روزنشتاین، معاون وقت دادستان کل آمریکا، رابرت مولر را به عنوان بازرس ویژه پرونده روسیه منصوب کرد.

در نگاه نخست، انتصاب مولر می‌توانست به معنای گسترش تحقیقات باشد، اما مسئله مهم در محدوده اختیارات او قرار داشت.

تحقیقات مولر عمدتاً بر جنبه‌های کیفری پرونده متمرکز شد و بخش ضدجاسوسی تحقیق اولیه اف‌بی‌آی درباره ترامپ به همان شکل دنبال نشد.

به این ترتیب، بخشی از پرونده که قرار بود احتمال نفوذ روسیه بر رئیس‌جمهور و تهدید ناشی از روابط شخصی و مالی او را بررسی کند، عملاً از مرکز توجه خارج شد.

این همان نقطه‌ای است که اسناد تازه منتشرشده اهمیت پیدا می‌کنند؛ زیرا نشان می‌دهند بخش ضدجاسوسی پرونده برخلاف تصور عمومی، صرفاً در گزارش نهایی مولر گم نشده بود، بلکه اساساً پیش از آن مختومه شده بود.

گزارش مولر چه چیزی را بررسی نکرد؟

رابرت مولر در سال ۲۰۱۹ گزارش نهایی تحقیقات خود را منتشر کرد. این گزارش به یکی از مهم‌ترین اسناد سیاسی تاریخ معاصر آمریکا تبدیل شد، اما در آن بخش مستقلی درباره احتمال تهدید ضدجاسوسی ناشی از روابط شخصی و مالی ترامپ با روسیه وجود نداشت.

مولر بعدها در جریان شهادت خود در کنگره نیز اعلام کرد که موضوع پولشویی احتمالی الیگارش‌های روس از طریق کسب‌وکارهای ترامپ را بررسی نکرده است.

همین موضوع یکی از پرسش‌های اصلی امروز است: اگر اف‌بی‌آی از ابتدا چنین موضوعی را آن‌قدر جدی می‌دانست که برای آن تحقیق ضدجاسوسی مستقل ایجاد کند، چرا این مسیر در ادامه تحقیقات دنبال نشد؟

اسناد تازه منتشرشده پاسخ قطعی به این سؤال نمی‌دهند، اما نشان می‌دهند این بخش از تحقیقات بسیار زودتر از آنچه تصور می‌شد، پایان یافته است.

آیا این اسناد اتهام «عامل روسیه بودن» ترامپ را ثابت می‌کند؟

پاسخ کوتاه، خیر است.

انتشار این اسناد به خودی خود ثابت نمی‌کند که ترامپ عامل روسیه بوده یا تحت کنترل دولت مسکو قرار داشته است. حتی تحقیقات شناخته‌شده درباره دخالت روسیه در انتخابات ۲۰۱۶ نیز چنین نتیجه قطعی و حقوقی‌ای درباره ترامپ ارائه نکرده‌اند.

اهمیت اسناد جدید در جای دیگری است.

این اسناد نشان می‌دهد که اف‌بی‌آی در سال ۲۰۱۷ احتمال نفوذ روسیه بر ترامپ را آن‌قدر جدی تلقی کرده بود که تحقیق ضدجاسوسی مستقلی درباره او راه‌اندازی کند.

بنابراین مسئله اصلی امروز، اثبات یک اتهام قدیمی نیست؛ بلکه روشن شدن سرنوشت تحقیقی است که می‌توانست ابعاد بیشتری از ارتباطات ترامپ با روسیه را بررسی کند.

چرا پرونده روسیه دوباره مهم شده است؟

انتشار این اسناد در شرایطی صورت گرفته که پرونده روسیه همچنان یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف میان ترامپ و مخالفان سیاسی او محسوب می‌شود.

ترامپ بارها تحقیقات روسیه را نمونه‌ای از تلاش ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی آمریکا برای ضربه زدن سیاسی به خود معرفی کرده است. طرفداران او نیز انتشار اسناد محرمانه را نشانه‌ای برای اثبات ادعای «دولت عمیق» می‌دانند.

در مقابل، منتقدان ترامپ معتقدند وجود یک تحقیق ضدجاسوسی مستقل نشان می‌دهد نگرانی اف‌بی‌آی درباره روابط ترامپ با روسیه صرفاً یک توطئه سیاسی نبوده و بر مجموعه‌ای از اطلاعات و سوابق تجاری و سیاسی استوار بوده است.

در نتیجه، یک پرونده قدیمی بار دیگر به میدان منازعه سیاسی آمریکا بازگشته است؛ اما این بار با یک سؤال متفاوت.

سؤال اصلی؛ چه چیزی نیمه‌تمام ماند؟

اسناد تازه منتشرشده بیش از آنکه یک «مدرک نهایی» علیه ترامپ باشند، تصویری از یک تحقیق نیمه‌تمام ارائه می‌کنند.

اف‌بی‌آی در سال ۲۰۱۷ می‌خواست بداند آیا روابط سیاسی، مالی و تجاری ترامپ با روسیه می‌تواند به یک تهدید امنیتی برای آمریکا تبدیل شود یا خیر. اما این تحقیق پیش از رسیدن به نتیجه نهایی متوقف شد.

همین مسئله باعث شده اکنون پرسش اصلی نه این باشد که «آیا ترامپ عامل روسیه بود؟» بلکه این باشد که چرا تحقیق ضدجاسوسی درباره این احتمال متوقف شد و چه عواملی باعث شدند این بخش از پرونده روسیه به حاشیه برود؟

پاسخ به این پرسش می‌تواند بخش مهمی از مناقشه چندساله میان ترامپ، اف‌بی‌آی، دستگاه اطلاعاتی آمریکا و مخالفان سیاسی او را روشن کند.

تحلیل صفحه سیاست

پرونده روسیه برای سیاست آمریکا هنوز بسته نشده است. اسناد جدید کاخ سفید نشان می‌دهد پشت تحقیقات شناخته‌شده سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷، یک پرونده ضدجاسوسی محرمانه نیز وجود داشته که مستقیماً احتمال نفوذ روسیه بر دونالد ترامپ را بررسی می‌کرد.

این تحقیق نه به اثبات عامل بودن ترامپ در خدمت روسیه منجر شد و نه فرصت پیدا کرد تا همه پرسش‌های خود را پاسخ دهد. آنچه باقی مانده، یک پرونده نیمه‌تمام و مجموعه‌ای از پرسش‌های سیاسی و امنیتی است؛ پرسش‌هایی که انتشار اسناد جدید بار دیگر آنها را به مرکز توجه سیاست آمریکا بازگردانده است.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر