تلاشهای ایالات متحده برای مدیریت بحران هرمز، در شرایطی دنبال میشود که فشارهای داخلی و بینالمللی بر دولت واشنگتن رو به افزایش است. مقامات آمریکایی با توصیف شرایط فعلی به عنوان «میانه بازی»، در تلاشاند پیش از تشدید هزینههای ناشی از بیثباتی در بازارهای جهانی انرژی و بروز پیامدهای سیاسی، راهکاری برای برونرفت از این تنش بیابند.
متغیرهای تأثیرگذار بر استراتژی واشنگتن
نزدیکی به انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر، یکی از عوامل محدودکننده برای دولت آمریکا محسوب میشود. تداوم فضای تنشآلود و افزایش قیمت انرژی، فشارهای سیاسی بر کاخ سفید را دوچندان کرده است. علاوه بر این، کاهش ذخایر راهبردی نفت آمریکا به پایینترین سطح خود از سال ۱۹۸۳ تاکنون (حدود ۳۰۴.۸ میلیون بشکه)، واشنگتن را نسبت به پایداری عرضه انرژی حساس کرده است. در همین راستا، وزارت دفاع آمریکا نیز با تأکید بر ضرورت شتابدهی به زنجیره تأمین تسلیحات، در حال بررسی گزینههای نظامی خود است؛ اگرچه فرماندهان ارشد نظامی بر یافتن راهی برای خروج از وضعیت فرسایشی تأکید دارند.
مواضع تهران و شروط راهبردی
در مقابل، جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ رویکردی مبتنی بر زمان، تأکید دارد که هرگونه تغییر در وضعیت تنگه هرمز منوط به پذیرش مطالبات این کشور است. مقامات ایرانی از جمله دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، بر مواردی نظیر پایان کامل منازعات، رفع محاصره دریایی، خروج نیروهای آمریکایی، رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده به عنوان پیششرطهای اصلی تأکید ورزیدهاند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، نیز تصریح کرده است که توافقات با میانجیگری عمان نباید به معنای بازگشایی یکجانبه تنگه تلقی شود و تغییر وضعیت منوط به تعهدات عملی واشنگتن در جبران خسارتهای گذشته است. این مواضع نشان میدهد که تهران فراتر از بازگشت به وضعیت پیشین، به دنبال بازتعریف ترتیبات امنیتی منطقه است.
چالشهای اقتصادی و دورنمای منازعه
با این وجود، هر دو طرف با چالشهای داخلی مواجه هستند. اقتصاد ایران تحت فشار تورم سالانه مواد غذایی و کالاهای اساسی قرار دارد و واشنگتن امیدوار است این فشارهای اقتصادی در کنار محاصره دریایی، توان چانهزنی تهران را کاهش دهد. تنگه هرمز اکنون به میدان یک نبرد فرسایشی تبدیل شده است؛ جایی که سرنوشت کشتیرانی و معادلات قدرت در منطقه، به قدرت تحمل فشار و مدیریت زمان توسط هر یک از طرفین گره خورده است.
نتیجه نهایی این رویارویی، بستگی به این دارد که آیا فشارهای انتخاباتی و اقتصادی، واشنگتن را به سمت پذیرش امتیازات سوق میدهد یا محدودیتهای معیشتی، تهران را ناچار به تجدیدنظر در استراتژیهای فعلی خواهد کرد. در نبود یک راهکار دیپلماتیک میانمدت، این آبراه راهبردی همچنان کانون اصلی تنشهای استراتژیک باقی خواهد ماند.