در منازعات مدرن، پیروزی تنها در میدان نبرد تعیین نمیشود؛ بلکه افکار عمومی و مدیریت روایتها نیز به بخشی از معادلات راهبردی تبدیل شدهاند. به همین دلیل، دولتها و فرماندهیهای نظامی تلاش میکنند تصویری از برتری خود ارائه دهند؛ حتی اگر روایتهای طرف مقابل، واقعیت دیگری را بازتاب دهد.
در روزهای اخیر، این تقابل روایی میان جمهوری اسلامی ایران و فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) وارد مرحله تازهای شده است. سنتکام با انتشار بیانیههایی اعلام کرده است که نیروهای آمریکایی موفق به رهگیری حملات ایران شدهاند و هیچ خسارت قابل توجهی به پایگاههای این کشور وارد نشده است. همچنین این فرماندهی مدعی شده که از اردیبهشتماه تاکنون بیش از هزار کشتی تجاری و حدود ۵۰۰ میلیون بشکه نفت خام بدون مشکل از تنگه هرمز عبور کردهاند.
در مقابل، منابع رسمی ایران این روایت را رد کرده و تأکید دارند که وضعیت میدانی، بازار انرژی و تصاویر ماهوارهای، روایت متفاوتی را نشان میدهد.
تنگه هرمز؛ نبرد بر سر روایت امنیت انرژی
یکی از مهمترین محورهای اختلاف، وضعیت تنگه هرمز است؛ آبراهی که بخش قابل توجهی از تجارت جهانی نفت از آن عبور میکند.
سنتکام تلاش دارد نشان دهد که جریان کشتیرانی بدون اختلال ادامه دارد و امنیت این گذرگاه راهبردی حفظ شده است. اما در سوی دیگر، مقامهای ایرانی با اشاره به تداوم تنشها و عملیاتهای دریایی، معتقدند که این آبراه همچنان تحت تأثیر شرایط امنیتی منطقه قرار دارد و هرگونه ادعای عادی بودن وضعیت، با واکنش بازارهای جهانی نفت همخوانی ندارد.
کارشناسان نیز معتقدند که حساسیت قیمت نفت نسبت به تحولات خلیج فارس نشان میدهد بازار جهانی همچنان احتمال اختلال در عرضه انرژی را جدی تلقی میکند؛ موضوعی که باعث شده کوچکترین تحول نظامی در منطقه بر قیمت نفت تأثیر بگذارد.
اختلاف روایت درباره خسارت پایگاههای آمریکا
محور دوم اختلاف به حملات ایران علیه پایگاههای آمریکا در منطقه بازمیگردد.
سنتکام تأکید میکند که تمامی موشکها و پهپادهای شلیکشده رهگیری شده و هیچ هواپیمای آمریکایی از بین نرفته است.
در مقابل، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با انتشار تصاویر ماهوارهای و بیانیههای رسمی، از وارد شدن خسارت به پایگاههای آمریکا در اردن، کویت و بحرین خبر داده و اعلام کرده است که برخی زیرساختهای نظامی، سامانههای پدافندی، تجهیزات ارتباطی و تأسیسات پشتیبانی هدف قرار گرفتهاند.
در همین چارچوب، تصاویر منتشرشده از برخی پایگاههای منطقه، از جمله پایگاه موفق السلطی در اردن، از سوی رسانههای ایرانی به عنوان مستنداتی برای اثبات وقوع خسارت معرفی شدهاند؛ هرچند مقامهای آمریکایی این برداشت را نپذیرفتهاند.
جنگ اطلاعاتی و محدودیت انتشار تصاویر
یکی دیگر از ابعاد این تقابل، موضوع کنترل اطلاعات و انتشار تصاویر است.
منابع ایرانی معتقدند محدود شدن انتشار برخی تصاویر ماهوارهای و اعمال محدودیت بر بسترهای ارتباطی، بخشی از تلاش برای مدیریت روایت جنگ است. از سوی دیگر، مقامهای آمریکایی تاکنون توضیحی درباره این ادعاها ارائه نکردهاند و همچنان بر روایت رسمی خود تأکید دارند.
تحلیلگران مسائل امنیتی معتقدند در جنگهای امروز، سانسور اطلاعات، عملیات روانی و مدیریت افکار عمومی به اندازه عملیات نظامی اهمیت یافته و هر دو طرف تلاش میکنند روایت مطلوب خود را به افکار عمومی جهانی منتقل کنند.
پیامدهای راهبردی تقابل روایتها
صرفنظر از صحت یا نادرستی ادعاهای دو طرف، آنچه اهمیت دارد تبدیل شدن نبرد نظامی به جنگی همهجانبه در عرصه رسانه، اطلاعات و اقتصاد است.
اگر روایت ایران درباره آسیب به پایگاههای آمریکا و اختلال در امنیت انرژی منطقه مورد پذیرش افکار عمومی و بازارهای جهانی قرار گیرد، میتواند بر اعتبار بازدارندگی آمریکا در خاورمیانه اثر بگذارد. در مقابل، اگر روایت سنتکام مبنی بر موفقیت سامانههای دفاعی و استمرار امنیت کشتیرانی تثبیت شود، واشنگتن خواهد توانست تصویر برتری نظامی خود را حفظ کند.
تحلیل صفحه سیاست
آنچه امروز در خلیج فارس و غرب آسیا جریان دارد، صرفاً تقابل موشکها و پهپادها نیست؛ بلکه رقابتی گسترده برای تسلط بر روایت جنگ است. در یک سو، آمریکا با انتشار بیانیههای رسمی تلاش میکند از آسیبناپذیری پایگاههای خود و تداوم امنیت تنگه هرمز سخن بگوید و در سوی دیگر، ایران با استناد به تصاویر ماهوارهای، تحولات بازار انرژی و بیانیههای نظامی، این روایت را به چالش میکشد.
در چنین شرایطی، جنگ روایتها به یکی از تعیینکنندهترین ابعاد منازعه تبدیل شده و افکار عمومی جهانی، بیش از هر زمان دیگری، در معرض دو روایت کاملاً متفاوت از واقعیتهای میدان قرار دارد.