حمله به انرژی ایران؛ قمار بزرگ با امنیت بازار جهانی نفت

گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی درباره بررسی گزینه حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران، بار دیگر یک پرسش راهبردی را در مرکز توجه قرار داده است؛ اگر واشنگتن تصمیم بگیرد جنگ را از میدان نظامی به حوزه انرژی بکشاند، آیا آماده پذیرش پیامدهایی است که می‌تواند بازار نفت و امنیت انرژی جهان را برای ماه‌ها با بحران مواجه کند؟

حمله به انرژی ایران؛ قمار بزرگ با امنیت بازار جهانی نفت
۰ دقیقه
صفحه سیاست-
انتشار مجموعه‌ای از گزارش‌ها در رسانه‌های آمریکایی درباره بررسی گزینه حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران، بار دیگر مسئله‌ای فراتر از یک عملیات نظامی را مطرح کرده است؛ سناریویی که در صورت تحقق، می‌تواند نه‌تنها معادلات امنیتی منطقه، بلکه بازار جهانی انرژی را نیز وارد مرحله‌ای بی‌ثبات کند.

رسانه‌هایی مانند اکسیوس، CNN، CBS، وال‌استریت ژورنال و نیویورک‌پست طی روزهای اخیر از بررسی گزینه‌هایی در دولت آمریکا برای حمله به اهدافی در ایران خبر داده‌اند که بخشی از آنها می‌تواند مرتبط با زیرساخت‌های انرژی باشد. اگرچه این گزارش‌ها هنوز به معنای صدور دستور قطعی برای عملیات نیست، اما همگرایی آنها نشان می‌دهد چنین سناریویی در محاسبات واشنگتن مطرح شده است.
اما پرسش اصلی اینجاست: آیا حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران می‌تواند یک اقدام محدود باقی بماند یا اینکه آغاز زنجیره‌ای از واکنش‌ها خواهد بود که کنترل آن برای همه طرف‌ها دشوار است؟
انرژی در هر کشوری بخشی از زیرساخت حیاتی و امنیت ملی محسوب می‌شود. حمله به این بخش، صرفاً یک اقدام اقتصادی نیست؛ بلکه تلاشی برای ایجاد فشار راهبردی و کاهش توان مقاومت طرف مقابل تلقی می‌شود. از همین رو، واکنش به چنین اقدامی نیز احتمالاً تنها بر اساس میزان خسارت نظامی محاسبه نخواهد شد، بلکه موضوع بازسازی بازدارندگی در برابر طرف مقابل اهمیت ویژه‌ای پیدا خواهد کرد.
اگر تهران این برداشت را داشته باشد که هدف از حمله، ایجاد اختلال پایدار در توان اقتصادی کشور است، طبیعی است که در محاسبات خود به دنبال افزایش هزینه اقدام طرف مقابل باشد. در چنین شرایطی، مسئله اصلی برای واشنگتن تنها توانایی اجرای حمله نیست، بلکه پیش‌بینی پیامدهای پس از آن است.
یکی از مهم‌ترین متغیرها در این معادله، موقعیت ویژه منطقه خلیج فارس در بازار جهانی انرژی است. این منطقه میزبان برخی از مهم‌ترین مراکز تولید، فرآورش و صادرات نفت و گاز جهان است؛ از میدان نفتی غوار و تأسیسات ابقیق و خریص عربستان گرفته تا میدان زاکوم و پالایشگاه الرویس امارات، مجتمع عظیم گازی راس‌لفان قطر، میدان برقان کویت، پالایشگاه ستره بحرین و میدان‌های گازی لویاتان و تامار.
اهمیت این زیرساخت‌ها فقط به کشورهای مالک آنها محدود نمی‌شود. هرگونه اختلال گسترده در فعالیت این مراکز می‌تواند آثار پایدار چندبن ماهه جهانی داشته باشد؛ زیرا بخش مهمی از عرضه انرژی جهان از همین مسیر تأمین می‌شود.
به همین دلیل، حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران می‌تواند یک ریسک بزرگ ایجاد کند: تبدیل شدن یک عملیات نظامی به بحران امنیت انرژی. در چنین سناریویی، مسئله فقط کاهش تولید یا صادرات ایران نخواهد بود، بلکه گسترش ناامنی به سایر مراکز انرژی منطقه و افزایش نگرانی درباره مسیرهای انتقال نفت و گاز نیز مطرح می‌شود.
بازار جهانی انرژی به شدت نسبت به ریسک‌های ژئوپلیتیکی حساس است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که حتی آسیب محدود به برخی تأسیسات نفتی منطقه می‌تواند واکنش فوری بازارها را به دنبال داشته باشد. حال اگر درگیری به سطحی برسد که چندین مرکز حیاتی انرژی در معرض تهدید قرار گیرند، پیامد آن می‌تواند فراتر از یک افزایش کوتاه‌مدت قیمت نفت باشد.
آسیب جدی به زیرساخت‌های انرژی، در بسیاری از موارد قابل جبران در کوتاه‌مدت نیست. بازسازی تأسیسات بزرگ نفت و گاز، بازگرداندن ظرفیت تولید و ایجاد ثبات در زنجیره صادرات ممکن است ماه‌ها زمان ببرد. در این فاصله، بازار جهانی با کاهش عرضه، افزایش هزینه‌ها و نااطمینانی مواجه خواهد شد.
این مسئله برای دولت آمریکا نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. افزایش قیمت انرژی، رشد هزینه سوخت و فشار تورمی از جمله پیامدهایی است که می‌تواند مستقیماً بر اقتصاد داخلی آمریکا اثر بگذارد. بنابراین، تصمیم برای حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران صرفاً یک تصمیم نظامی یا امنیتی نیست؛ بلکه تصمیمی است که پیامدهای اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای به همراه خواهد داشت.
از سوی دیگر، ورود بازیگران منطقه‌ای دیگر بویژه یمن به بحران نیز می‌تواند معادلات را پیچیده‌تر کند. هرچه دامنه درگیری گسترده‌تر شود، پیش‌بینی پایان آن دشوارتر خواهد شد و احتمال تبدیل شدن یک عملیات محدود به یک بحران منطقه‌ای افزایش می‌یابد.
در چنین شرایطی چالش اصلی پیش روی واشنگتن این است که آیا دستاورد احتمالی حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران، ارزش پذیرش ریسک ایجاد یک بحران گسترده‌تر را دارد یا خیر. جنگ انرژی برخلاف یک عملیات نظامی کلاسیک، تنها در میدان نبرد تعیین تکلیف نمی‌شود؛ بلکه آثار آن در قیمت نفت، بازارهای مالی، تجارت جهانی و اقتصاد کشورها نمایان خواهد شد.
به همین دلیل، هرگونه تصمیم برای هدف قرار دادن انرژی ایران، در عمل یک قمار بزرگ با امنیت انرژی جهان است؛ قماری که ممکن است هزینه‌های آن بسیار فراتر از برآوردهای اولیه طراحان آن باشد.

منبع: نورنیوز
اخبار مرتبط
ارسال نظر