توافق هستهای میان واشنگتن و ریاض در حالی در دستور کار قرار گرفته که خاورمیانه یکی از پرتنشترین دورههای خود را پشت سر میگذارد. جنگهای اخیر، اختلافات بر سر برنامههای هستهای و افزایش رقابت قدرتهای منطقهای باعث شده است که انرژی هستهای دیگر صرفاً یک موضوع فنی نباشد، بلکه به یکی از مهمترین ابزارهای رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شود.
در چنین فضایی، بسیاری از ناظران معتقدند ایالات متحده تلاش میکند با گسترش همکاریهای راهبردی با عربستان، نفوذ خود را در خلیج فارس تثبیت کرده و همزمان از افزایش حضور رقبایی مانند چین و روسیه در بازار فناوری هستهای منطقه جلوگیری کند.
چرخه سوخت؛ مهمترین گره توافق
اگرچه محور رسمی مذاکرات، ساخت نیروگاههای هستهای و همکاریهای صلحآمیز عنوان میشود، اما حساسترین بخش این توافق، موضوع غنیسازی اورانیوم است.
در ادبیات امنیت بینالملل، دستیابی یک کشور به چرخه کامل سوخت هستهای، صرفنظر از اهداف اعلامی، به معنای افزایش ظرفیت راهبردی آن تلقی میشود؛ ظرفیتی که در صورت تغییر شرایط سیاسی میتواند به سرعت کاربردهای متفاوتی پیدا کند.
به همین دلیل، اختلاف اصلی میان واشنگتن، ریاض و سایر بازیگران منطقه بر سر حق غنیسازی داخلی است؛ موضوعی که میتواند آینده رژیم عدم اشاعه هستهای را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
جنگهای اخیر، نگاهها را تغییر داد
تحولات نظامی ماههای گذشته نشان داد که پرونده هستهای در خاورمیانه دیگر موضوعی مستقل نیست و با امنیت منطقه، اقتصاد انرژی و رقابتهای نظامی گره خورده است.
جنگ مستقیم میان ایران، آمریکا و اسرائیل، حملات به زیرساختهای حساس، بحران عبور و مرور نفتکشها در تنگه هرمز و چالشهای مربوط به نظارتهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی، همگی باعث شدهاند هر توافق هستهای در منطقه از زاویه امنیتی نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.
به اعتقاد کارشناسان، هرگونه ضعف در سازوکارهای نظارتی یا ایجاد ابهام درباره فعالیتهای هستهای کشورهای منطقه میتواند سطح بیاعتمادی را افزایش داده و زمینهساز رقابتهای جدید شود.
خودمختاری راهبردی؛ هدف تازه ریاض
در سالهای اخیر عربستان تلاش کرده است علاوه بر کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، جایگاه خود را به عنوان یک قدرت فناورانه نیز ارتقا دهد.
برنامه هستهای غیرنظامی ریاض را میتوان بخشی از همین راهبرد دانست؛ راهبردی که سه هدف اصلی را دنبال میکند:
- تنوعبخشی به منابع انرژی؛
- ارتقای جایگاه ژئوپلیتیکی عربستان؛
- افزایش قدرت چانهزنی در برابر بازیگران منطقهای و قدرتهای جهانی.
از این منظر، برنامه هستهای برای ریاض تنها یک پروژه اقتصادی نیست، بلکه ابزاری برای افزایش استقلال راهبردی محسوب میشود.
پیامدهای توافق برای ایران
از نگاه بسیاری از تحلیلگران، همکاری هستهای آمریکا و عربستان میتواند پیامهای متفاوتی برای تهران داشته باشد.
نخست آنکه اعطای امتیازهای هستهای به عربستان، همزمان با تداوم فشارها بر برنامه هستهای ایران، ممکن است به برداشت از وجود استانداردهای دوگانه در نظام عدم اشاعه دامن بزند.
دوم آنکه این روند احتمالاً منطق بازدارندگی را در منطقه تقویت خواهد کرد؛ زیرا هرگونه توسعه ظرفیتهای راهبردی در کشورهای همسایه، میتواند بر محاسبات امنیتی تهران نیز اثرگذار باشد.
همچنین گسترش رقابت هستهای در خلیج فارس، فضای دیپلماسی را پیچیدهتر کرده و دستیابی به توافقهای آینده درباره پرونده هستهای ایران را با دشواریهای بیشتری مواجه میکند.
توافقی فراتر از انرژی
بررسی ابعاد مختلف این توافق نشان میدهد همکاری هستهای واشنگتن و ریاض را نمیتوان صرفاً قراردادی برای تولید برق یا انتقال فناوری دانست.
در شرایط کنونی خاورمیانه، فناوری هستهای به بخشی از معادلات بازدارندگی، رقابت ژئوپلیتیکی و توازن قدرت تبدیل شده است. از همین رو، موفقیت یا شکست این توافق بیش از آنکه به تعداد نیروگاههای ساختهشده وابسته باشد، به میزان شفافیت، نظارتهای بینالمللی و نحوه مدیریت حساسیتهای امنیتی منطقه بستگی خواهد داشت.
اگر سازوکارهای نظارتی و محدودیتهای لازم در این همکاری پیشبینی نشود، توافق هستهای آمریکا و عربستان میتواند به جای کاهش تنش، آغازگر دور تازهای از رقابتهای راهبردی در خلیج فارس باشد؛ رقابتی که پیامدهای آن تنها به منطقه محدود نخواهد ماند و بازار جهانی انرژی و نظام امنیت بینالملل را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.