کمتر از دو سال بعد، نتیجه انتخابات میاندورهای نشون داده که بخشی از همون آدمهایی که در سال ۲۰۲۴ به ترامپ رأی داده بودن، دیگه حاضر نیستن ازش حمایت کنن.
یکی از دلایل مهم این تغییر نظر هم جنگ با ایرانه؛ جنگی که قرار بود ایران رو تحت فشار قرار بده، اما حالا خودش به یک دردسر بزرگ برای ترامپ در داخل آمریکا تبدیل شده.
اما چطور جنگ در خاورمیانه تونست معادلات سیاسی آمریکا رو به هم بریزه؟ چرا حتی بعضی از طرفداران سابق ترامپ هم به دموکراتها رأی دادن؟ و چرا معاون رئیسجمهور آمریکا، جنگ ایران رو دلیل شکست حزب خودش میدونه؟
برای فهمیدن ماجرا، اول باید بریم سراغ اقتصاد. یکی از مهمترین تأثیرات جنگ ایران برای مردم آمریکا، افزایش هزینههای زندگی بود.
محدود شدن تردد کشتیها در تنگه هرمز و اختلال در انتقال انرژی، فقط بازار جهانی نفت و تجارت بینالمللی رو تحت تأثیر قرار نداد؛ بلکه آثارش خیلی زود به زندگی روزمره مردم آمریکا هم رسید.
قیمت بنزین، گازوئیل، مواد غذایی، کالاهای وارداتی و حتی هزینه سفر افزایش پیدا کرد.
این موضوع از اون جهت مهم بود که بخش بزرگی از رأیدهندگان آمریکایی، وضعیت اقتصادی و هزینههای زندگی رو یکی از اصلیترین معیارهاشون برای رأی دادن میدونستن.
طبق آماری که الجزیره بهش اشاره کرده، حدود ۹۰ درصد رأیدهندگان گفته بودن هزینههای زندگی یکی از عوامل مهم یا تعیینکننده در تصمیم انتخاباتیشونه.
در واقع، جنگی که دولت ترامپ در خاورمیانه به راه انداخته بود، دیگه فقط یک موضوع مربوط به سیاست خارجی نبود. مردم آمریکا داشتن هزینههای این جنگ رو در خریدهای روزمره و مخارج خانوادشون احساس میکردن.
اما داستان فقط گرونی نبود.
یکی از مهمترین وعدههای انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴ این بود که آمریکا رو درگیر جنگهای خارجی نمیکنه.
خیلی از کسانی که به ترامپ رأی داده بودن، دقیقاً به همین دلیل ازش حمایت کرده بودن. انتظار داشتن با برگشتن اون به کاخ سفید، آمریکا کمتر درگیر منازعات خارجی بشه و دولت به جای هزینه کردن برای جنگ، به مشکلات داخلی رسیدگی کنه.
اما جنگ با ایران دقیقاً برخلاف همین وعده بود.
روزنامه گاردین در گزارشی درباره شکست جمهوریخواهان، به سراغ تعدادی از رأیدهندگان سابق ترامپ رفته که این بار تصمیم گرفتن به نامزدهای دموکرات رأی بدن.
یکی از این افراد، طارق باکر، مشاور مالی ۴۱ ساله و از نیروهای سابق ارتش آمریکاست که در افغانستان هم خدمت کرده.
اون قبلاً به باراک اوباما و در سال ۲۰۲۴ به ترامپ رأی داده بود، اما این بار دوباره طرف دموکراتها رو گرفت.
باکر درباره تصمیمش گفته بود که از جنگ ایران راضی نیست و این انتخابات در واقع واکنشی به ترامپ و سیاستهایشه.
فرانک لانتز، نظرسنج و استراتژیست باسابقه آمریکایی هم در گفتوگو با گروهی از رأیدهندگان سابق ترامپ به نتیجه مشابهی رسیده بود.
به گفته اون، خیلی از این افراد انتظار داشتن ترامپ قیمتها رو پایین بیاره و آمریکا رو وارد جنگهای تازه نکنه؛ اما حالا احساس میکردن دولت به هیچکدوم از این وعدهها عمل نکرده.
در کنار این مسائل، تعرفههای تجاری و سیاستهای مهاجرتی ترامپ هم به نارضایتیها اضافه شده بود.
بنابراین، جنگ ایران بهتنهایی عامل شکست جمهوریخواهان نبود، اما به یکی از مهمترین عواملی تبدیل شد که نارضایتیهای موجود رو تشدید کرد.
اما آخرین گزارشها درباره انتخابات میاندورهای آمریکا، از چند نکته مهم دیگه هم حکایت میکنن.
اول اینکه ترامپ در شرایطی وارد جنگ شد که بخش قابلتوجهی از افکار عمومی آمریکا با حمله نظامی به ایران موافق نبودن.
این مسئله بهخصوص از این جهت اهمیت داشت که ترامپ قبلاً با شعار مخالفت با جنگهای بیپایان و تمرکز بر منافع آمریکا رأی جمع کرده بود.
نکته دوم، مشخص نبودن اهداف نهایی جنگ بود.
دولت آمریکا میگفت هدف از حمله به ایران جلوگیری از دستیابی این کشور به سلاح هستهایه. اما منتقدان این سؤال رو مطرح میکردن که دقیقاً قراره این جنگ به چه نتیجهای برسه؟ آیا هدف فقط محدود کردن توان هستهای ایرانه یا تغییرات سیاسی و راهبردی گستردهتری مدنظر قرار داره؟
مثلا تحلیلگر رسانه الجزیره در این باره میگه، نبود یک هدف روشن و قابلدستیابی، باعث شد این سؤال در افکار عمومی آمریکا جدیتر بشه که اصلاً چرا باید چنین هزینهای برای این جنگ پرداخت بشه.
اما نکته سوم، به نقش اسرائیل برمیگرده.
رامی خوری، تحلیلگر مسائل منطقه، معتقده بخشی از جامعه آمریکا به این نتیجه رسیده بودن که ترامپ تحت تأثیر فشارهای اسرائیل وارد جنگ با ایران شده.
این برداشت دو نوع واکنش منفی ایجاد کرد؛ بعضیها از اینکه قدرت نظامی آمریکا نتونسته به اهداف اعلامشده خودش برسه، احساس سرخوردگی میکردن و بعضیهای دیگه میپرسیدن چرا باید مردم آمریکا هزینه تصمیمی رو بپردازن که به اعتقاد اونها تحت تأثیر منافع یک کشور خارجی گرفته شده؟
در کنار این موضوع، حمایت نظامی آمریکا از اسرائیل و تحولات فلسطین هم به یکی از محورهای انتقاد بخشی از رأیدهندگان، بهخصوص جریانهای ترقیخواه دموکرات، تبدیل شده بود.
شاید جالبترین بخش ماجرا، واکنش جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، بعد از شکست جمهوریخواهان باشه.
ونس در شبکه اجتماعی ایکس، خیلی صریح نوشت: «دلیل شکست ما، جنگ است.»
اون در ادامه به چهار مطالبه اصلی رأیدهندگان ناراضی اشاره کرد: پایان دادن به جنگ، تمرکز بر هزینههای زندگی و تورم، اولویت دادن به منافع آمریکا و تغییر در روابط واشنگتن با اسرائیل.
این اظهارنظر از چند جهت قابلتوجه بود.
ونس یکی از نزدیکترین افراد به ترامپه و خودش هم پیش از این، از منتقدان مداخلات نظامی آمریکا در خارج از کشور محسوب میشد.
حالا اما در شرایطی جنگ ایران رو دلیل شکست جمهوریخواهان معرفی میکنه که از یک طرف باید رابطه نزدیکش با ترامپ رو حفظ کنه و از طرف دیگه، خودش رو از سیاستی که هزینه انتخاباتی زیادی برای حزبش داشته، جدا نشون بده.
به همین دلیله که بعضی تحلیلگران معتقدن ونس برای جدا کردن مسیر سیاسی خودش از ترامپ کار آسونی در پیش نداره.
حالا این شکست انتخاباتی یک سؤال مهم دیگه رو هم مطرح کرده: آیا جنبش ماگا، همون جریان «آمریکا را دوباره بزرگ کنیم» که ترامپ رو به قدرت رسوند، در حال افوله؟
تحلیلگرها در این باره اتفاقنظر ندارن.
چارلی سایکس، تحلیلگر محافظهکار آمریکایی، معتقده جنبش ماگا ضربه جدی خورده، اما تا زمانی که ترامپ در کاخ سفیده، همچنان میتونه یک نیروی سیاسی قدرتمند و تأثیرگذار باقی بمونه.
بیل گالستون، پژوهشگر مؤسسه بروکینگز هم میگه ریشههای اجتماعی این جریان در آمریکا همچنان عمیقه، اما احتمالاً دیگه اون نفوذ و سلطه سابق رو در حزب جمهوریخواه نخواهد داشت.
پس شاید هنوز برای صحبت از پایان ماگا زود باشه، اما یک چیز مشخصه: ائتلاف سیاسی ترامپ دیگه به اندازه گذشته یکپارچه نیست و جنگ ایران هم در عمیقتر شدن این شکاف نقش داشته.
در نهایت، ماجرای انتخابات آمریکا یک نکته مهم داره: هزینه جنگها همیشه فقط در میدان نبرد پرداخت نمیشه؛ گاهی این هزینهها خودشون رو در صندوقهای رأی نشون میدن.
ترامپ با این تصور وارد جنگ با ایران شد که میتونه تهران رو تحت فشار قرار بده و به اهداف موردنظرش برسه؛ اما در داخل آمریکا، با افزایش نارضایتی از جنگ، فشار اقتصادی و شکاف در میان حامیان خودش روبهرو شد.
بخشی از مردمی که با وعده اولویت دادن به آمریکا به ترامپ رأی داده بودن، حالا معتقد بودن دولتش دقیقاً برخلاف همین وعدهها عمل کرده.
و شاید مهمترین پیام این انتخابات برای ترامپ همین باشه: نمیشه از مردم خواست هزینه یک جنگ خارجی رو تحمل کنن، اما انتظار داشت هیچ تأثیری روی تصمیم اونها در پای صندوق رأی نداشته باشه.
جنگ ایران حالا فقط یک پرونده نظامی و دیپلماتیک برای واشنگتن نیست؛ به یکی از چالشهای جدی آینده سیاسی ترامپ و حتی آینده حزب جمهوریخواه تبدیل شده.