در بیانیه جمعی از دولتمردان ولایی، نقطه عزیمت بحث، تجربه چند سال گذشته در پرونده هستهای ایران و آن چیزی است که امضاکنندگان آن را «عدم توازن میان تعهدات ایران و منافع حاصل از عضویت در NPT» میدانند.
به اعتقاد آنان، ایران طی سالهای گذشته سطح قابل توجهی از همکاری و شفافیت را در قبال آژانس پذیرفته، اما این همکاریها نتوانسته مانع تحریم، تهدید نظامی یا حمله به تأسیسات هستهای شود.
امضاکنندگان همچنین مدعیاند که گزارشها و مواضع آژانس در مقاطع مختلف، بهجای آنکه صرفاً ماهیت فنی داشته باشد، در فضای سیاسی پرونده هستهای ایران مورد استفاده قرار گرفته است.
این استدلال در شرایطی مطرح میشود که شورای حکام آژانس در اول سپتامبر ۲۰۲۶ قطعنامهای درباره پرونده هستهای ایران تصویب و موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل گزارش کرد؛ اقدامی که تهران آن را سیاسی دانسته است.
انتقاد اصلی؛ آیا نظارت هستهای به امنیت ایران منجر شده است؟
بخش مهمی از بیانیه به رابطه میان نظارتهای بینالمللی و امنیت تأسیسات هستهای ایران اختصاص دارد.
امضاکنندگان معتقدند ایران با پذیرش ترتیبات نظارتی گسترده، از جمله اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی در مقاطعی، سطح قابل توجهی از دسترسی و نظارت را پذیرفته است؛ اما به باور آنان، این همکاریها در نهایت مانع حملات نظامی و اقدامات امنیتی علیه تأسیسات و دانشمندان هستهای ایران نشده است.
از منظر آنان، پرسش اصلی این است که اگر یک سازوکار بینالمللی نتواند در برابر تهدید نظامی علیه تأسیسات هستهای یک عضو واکنش مؤثر نشان دهد، میزان کارآمدی آن سازوکار برای تأمین امنیت آن کشور تا چه اندازه قابل اتکا خواهد بود؟
البته این استدلال، یک برداشت سیاسی از عملکرد نظام عدم اشاعه است و میان «نظارت هستهای» و «تضمین امنیت نظامی اعضا» نیز باید تفکیک قائل شد. متن NPT اساساً بر جلوگیری از گسترش سلاحهای هستهای، تعهدات عدم اشاعه و همکاری در استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای متمرکز است و نمیتوان از متن معاهده، یک تضمین امنیتی مشابه پیمانهای دفاعی استخراج کرد.
ماده ۱۰ NPT چه میگوید؟
یکی از مهمترین استنادهای بیانیه، ماده ۱۰ معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای است.
بر اساس این ماده، هر کشور عضو میتواند در صورت تشخیص اینکه «رویدادهای فوقالعاده» مرتبط با موضوع معاهده، منافع عالی کشورش را به خطر انداختهاند، از NPT خارج شود. با این حال، خروج نیازمند اعلام رسمی به سایر اعضا و شورای امنیت سازمان ملل متحد، حداقل سه ماه پیش از خروج، و ارائه توضیح درباره رویدادهای فوقالعادهای است که کشور آنها را تهدیدکننده منافع عالی خود میداند.
بنابراین، خروج از NPT از نظر حقوقی در متن معاهده پیشبینی شده است؛ اما این موضوع به معنای آن نیست که خروج بدون پیامد حقوقی و سیاسی خواهد بود.
در اسناد بررسی معاهده نیز تأکید شده که خروج، مسئولیت کشور نسبت به نقض تعهدات انجامشده پیش از تاریخ خروج را از بین نمیبرد و برخی تعهدات و وضعیتهای حقوقی ایجادشده پیش از خروج میتوانند همچنان موضوع بحث باشند.
استدلال امضاکنندگان درباره آژانس چیست؟
در بخش دیگری از بیانیه، عملکرد رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، مورد انتقاد شدید قرار گرفته است.
امضاکنندگان معتقدند مواضع آژانس درباره فعالیتهای هستهای ایران و درخواست برای دسترسیهای بیشتر، در عمل به افزایش فشار سیاسی بر تهران منجر شده است. آنان همچنین آژانس را به واکنش ناکافی در قبال حملات علیه تأسیسات هستهای ایران متهم کردهاند.
این بخش از بیانیه را باید در چارچوب موضع سیاسی امضاکنندگان خواند؛ چراکه آژانس از سوی دیگر، مأموریت خود را در حوزه راستیآزمایی تعهدات هستهای کشورها تعریف میکند و اختلاف تهران و آژانس درباره دامنه دسترسیها، اطلاعات و نحوه اجرای تعهدات همچنان یکی از مسائل اصلی پرونده هستهای ایران است.
خروج از NPT؛ پایان نظارت یا آغاز یک مرحله جدید؟
یکی از مهمترین ادعاهای مطرحشده در بیانیه این است که خروج از NPT میتواند به پایان «نظارت یکطرفه» و افزایش استقلال هستهای ایران منجر شود.
اما در مقابل، خروج از معاهده میتواند پیامدهای سیاسی و حقوقی جدیدی نیز ایجاد کند. مهمترین مسئله این است که چنین اقدامی احتمالاً پرونده هستهای ایران را از سطح اختلاف میان تهران و آژانس، به یک موضوع گستردهتر در شورای امنیت و روابط ایران با قدرتهای جهانی تبدیل خواهد کرد.
به همین دلیل، حتی اگر ایران از ظرفیت حقوقی ماده ۱۰ استفاده کند، نحوه تنظیم اعلامیه خروج، استدلال حقوقی، زمانبندی اقدام و نوع تعامل با روسیه، چین و سایر کشورها میتواند در پیامدهای بعدی آن مؤثر باشد.
روسیه و چین؛ متغیر مهم در سناریوی خروج
امضاکنندگان بیانیه نیز بر ضرورت رایزنی با چین و روسیه تأکید کردهاند. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که پرونده هستهای ایران صرفاً یک اختلاف دوجانبه میان تهران و واشنگتن نیست و در ساختار شورای امنیت، روابط ایران با اعضای دائم شورا اهمیت ویژهای پیدا میکند.
از این منظر، یکی از پرسشهای اساسی پیش روی سیاست خارجی ایران این خواهد بود که آیا میتوان برای هرگونه تغییر در وضعیت حقوقی ایران در NPT، یک اجماع یا حداقل حمایت سیاسی قابل اتکا در میان شرکای راهبردی ایجاد کرد یا خیر.
یک تصمیم با پیامدهای چندلایه
در مجموع، درخواست خروج ایران از NPT را نمیتوان صرفاً یک اقدام فنی در حوزه هستهای دانست. چنین تصمیمی میتواند همزمان ابعاد حقوقی، دیپلماتیک، امنیتی، اقتصادی و راهبردی داشته باشد.
امضاکنندگان بیانیه معتقدند تجربه سالهای اخیر نشان داده که عضویت در NPT و همکاری با آژانس نتوانسته آنچه آنان «حفاظت مؤثر» از تأسیسات و دانشمندان هستهای میدانند، تضمین کند و از همین رو خروج از معاهده را اقدامی برای بازتعریف بازدارندگی و استقلال هستهای ایران میدانند.
در مقابل، پیامدهای حقوقی و سیاسی خروج و تأثیر آن بر روابط ایران با آژانس، شورای امنیت و سایر اعضای NPT موضوعی است که در صورت قرار گرفتن این پیشنهاد در دستور کار رسمی کشور، نیازمند بررسی جداگانه خواهد بود.
در نهایت، مسئله اصلی در این مناقشه فقط «ماندن یا خروج از NPT» نیست؛ بلکه این پرسش بنیادین مطرح است که ایران چگونه میتواند میان حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، الزامات عدم اشاعه، حفظ امنیت تأسیسات و دانشمندان، و صیانت از منافع ملی خود در برابر فشارهای خارجی توازن ایجاد کند.