دکتر رضا جوادی، درباره ارزیابی مواضع اخیر رئیسجمهور در نیویورک، تأکید بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای و امکان دستیابی به توافقی جدید اظهار کرد: برای بررسی دقیق امکان شکلگیری توافقی که هم حقوق هستهای ایران را تضمین کند و هم نگرانیهای طرف مقابل را مدیریت نماید، باید موضوع را در سه بعد مجزای فنی، حقوقی و سیاسی مورد واکاوی قرار داد.
ابعاد فنی و حقوقی؛ جایگاه فتوای رهبری و نقد ادعاهای غربی
این کارشناس روابط بینالملل با نقد بهانهجوییهای کشورهای غربی پیرامون ابعاد فنی برنامه هستهای گفت: در فرآیند غنیسازی، افزایش غلظت یک روند تصاعدی است که با بالا رفتن آن، ضریب تشعشع نیز افزایش مییابد. در چارچوب مقررات «پادمان»، یکی از مباحث اصلی، مبارزه با هرگونه نشت و آلودگی احتمالی هستهای در محیط و فضای بیرونی سایتهاست؛ موضوعی کاملاً فنی که کشورهای غربی همواره از آن به عنوان بهانهای برای شیفت دادن مسائل به سمت فضای سیاسی استفاده میکنند.
وی با تأکید بر مبانی حقوقی و شرعی موضع ایران افزود: افزایش غلظت غنیسازی در ایران صرفاً به دلیل کاهش تراکم ایزوتوپی صورت گرفته و این امر مطلقاً به معنای حرکت به سمت ساخت بمب نیست. از بعد حقوقی، تا زمانی که ایران عضوی از معاهده NPT است و پروتکلها را رعایت میکند، از تمامی حقوق هستهای برخوردار است. در حال حاضر عالیترین ضمانت، فتوای صریح و رسمی رهبر شهید انقلاب مبنی بر حرمت ساخت و استفاده از سلاح هستهای است و هیچ مصوبه یا قانونی مبنی بر خروج ایران از NPT تصویب نشده است.
پیامدهای رفتارهای تهدیدمحور آمریکا، آسیب به فردو و ریشههای بومی فناوری
جوادی در پاسخ به پرسشی درباره تأکید دکتر عراقچی بر ارزیابیهای فنی و حقوقی و موانع اصلی در مسیر مذاکرات تصریح کرد: بزرگترین مشکل و چالش فعلی را خود آمریکا با رفتارهای تقابلی ایجاد کرده است. نمونه بارز آن، حمله و آسیب زدن به تأسیسات هستهای فردو است؛ تأسیساتی که هرگونه آسیب به آن میتواند موجب آلودگی آبهای زیرزمینی و خطرات زیستمحیطی جدی شود. آمریکا اگر به دنبال دیپلماسی است، ابتدا باید این خسارات را جبران کرده و مسیر دسترسی و بازرسیها را هموار سازد.
وی ادامه داد: رفتارهای تهدیدمحور، فضای جنگ روانی و بهویژه رفتارهای تاجرانه و غیرسیاسی ترامپ، دستیابی به توافق را بسیار پیچیده میکند. اما طرف مقابل باید بداند دانش و فناوری هستهای در ایران یک دستاورد بومی است که ریشه در دهه ۵۰ و ۸۰ شمسی دارد و با ترور دانشمندان یا فشارهای سیاسی حذفپذیر نیست. مراکزی مانند یوسیاف (UCF) اصفهان، نیروگاه دارخوین و نیروگاه تهران برای مصارف صلحآمیز و تولید رادیوایزوتوپهای دارویی شکل گرفتهاند و حفظ آنها خط قرمز کشور است.
معادله امنیت در تنگه هرمز و دکترین منطقهگرایی
این تحلیلگر مسائل بینالملل درباره پیوند دادن موضوع تنگه هرمز و تضمینهای امنیتی به پرونده هستهای خاطرنشان کرد: طبق حقوق بینالملل، تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی است و در شرایط عادی باید برای رفتوآمد و تجارت آزاد باز باشد. اما زمانی که دشمن جنگ و تحریمهای همهجانبه و شدید را بر کشور تحمیل کرده و فضایی دو قطبی و شرایط جنگی ایجاد میکند، طبیعی و حق قانونی ایران است که از اهرمهای فشار و بازدارندگی منطقهای خود استفاده کند.
وی در پایان با استناد به مواضع مطرحشده در سازمان ملل یادآور شد: همانطور که دکتر پزشکیان در سازمان ملل بر دکترین منطقهگرایی تأکید کردند، اصل حاکم این است که «یا همه منطقه باید از آرامش و امنیت برخوردار باشند، یا هیچکس.» نمیتوان انتظار داشت تنگه هرمز برای تجار و کشورهای جهانی کاملاً امن باشد، اما ایران تحت شدیدترین تحریمها و فشارهای غیرقانونی قرار گیرد. بنابراین، اگر طرف مقابل حقوق قانونی ایران را به رسمیت بشناسد و تحریمها را بردارد، موضوعات امنیتی و منطقهای قابل مدیریت خواهند بود؛ در غیر این صورت، ایران تمامی ابزارهای بازدارنده خود را حفظ خواهد کرد.