صفحه سیاست گزارش می دهد؛

از تحریم ایران تا فشار بر چین؛ چرا «محاصره اقتصادی» واشنگتن به دیوار پکن نزدیک شده است؟

کارزار تازه آمریکا و متحدانش برای تشدید فشار اقتصادی بر ایران، حالا با یک مسئله مهم روبه‌رو شده است: اگر تحریم‌ها قرار است اثرگذاری بیشتری داشته باشند، واشنگتن ناچار است به سراغ کشورهایی برود که همچنان با تهران همکاری اقتصادی دارند؛ اما مهم‌ترین آنها چین است؛ کشوری که هدف قرار دادن آن می‌تواند هزینه‌هایی به‌مراتب فراتر از پرونده ایران برای آمریکا ایجاد کند. همزمان، تصمیم جدید انگلیس درباره پنج بانک ایرانی و محدودیت‌های تازه علیه صنعت هوانوردی ایران نشان می‌دهد فشار اقتصادی در حال گسترش است، اما شواهد موجود از ادامه برخی مسیرهای ارتباطی ایران با جهان نیز حکایت دارد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
از تحریم ایران تا فشار بر چین؛ چرا «محاصره اقتصادی» واشنگتن به دیوار پکن نزدیک شده است؟
صفحه سیاست-

تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌های آمریکایی نشان می‌دهد یکی از چالش‌های اصلی سیاست فشار حداکثری علیه ایران، محدود شدن ظرفیت تحریم‌های جدید است. ایران طی سال‌های گذشته با طیف گسترده‌ای از تحریم‌های مالی، بانکی، نفتی، کشتیرانی و هوایی مواجه بوده و بخش قابل‌توجهی از مسیرهای رسمی مبادلات مالی آن از قبل هدف تحریم قرار گرفته است.

در چنین شرایطی، مسئله اصلی دیگر صرفاً اضافه کردن نام‌های جدید به فهرست تحریم‌ها نیست؛ بلکه وادار کردن شرکای اقتصادی ایران به قطع همکاری با تهران است.

بلومبرگ پیش‌تر گزارش داده بود که طرح تشدید فشار اقتصادی دولت ترامپ، به‌دنبال افزایش فشار بر شرکای تجاری ایران نیز هست؛ اقدامی که در صورت رسیدن به چین، می‌تواند تنش واشنگتن و پکن را وارد حوزه‌ای بسیار حساس‌تر کند.

چرا چین به نقطه حساس تحریم‌های ایران تبدیل شده است؟

چین در این معادله صرفاً یک شریک تجاری معمولی نیست. پکن یکی از مهم‌ترین بازیگران اقتصادی مرتبط با ایران است و همزمان درگیر رقابت راهبردی گسترده‌ای با واشنگتن است.

بنابراین، اعمال فشار مستقیم بر شرکت‌ها و مؤسسات چینی به دلیل همکاری با ایران، می‌تواند پرونده تهران را با پرونده بزرگ‌تر رقابت آمریکا و چین گره بزند.

این همان نقطه‌ای است که محاسبه هزینه و فایده برای واشنگتن پیچیده می‌شود. آمریکا از یک سو می‌خواهد شبکه اقتصادی ایران را محدودتر کند و از سوی دیگر نمی‌تواند بدون محاسبه واکنش چین، فشار را تا هر سطحی افزایش دهد.

اهمیت این مسئله زمانی بیشتر می‌شود که مذاکرات اقتصادی آمریکا و چین همچنان ادامه دارد. بلومبرگ نیز در روزهای اخیر از مذاکرات مقامات اقتصادی دو کشور درباره تجارت، فناوری و ایران خبر داده است.

از سوی دیگر، گزارش رویترز درباره وضعیت روابط واشنگتن و پکن نشان می‌دهد موضوعاتی مانند مواد معدنی حیاتی و زنجیره تأمین نیز به اهرم‌های مهم چین در برابر آمریکا تبدیل شده‌اند.

به همین دلیل، فشار بر چین برای تشدید تحریم ایران، دیگر فقط یک تصمیم درباره تهران نیست؛ بلکه می‌تواند بخشی از بازی بزرگ‌تر آمریکا و چین باشد.

انگلیس هم حلقه فشار بانکی بر ایران را تنگ‌تر کرد

در همین چارچوب، وزارت خزانه‌داری انگلیس روز ۲۳ سپتامبر سیاست جدیدی درباره پنج بانک ایرانی اعلام کرد: بانک سپه، بانک ملی، بانک صادرات، بانک پرشیا اینترنشنال و بانک تجارت.

بر اساس دستورالعمل جدید، درخواست مجوز فعالیت این بانک‌ها در بریتانیا از این پس با «فرض رد» مواجه خواهد شد، مگر آنکه متقاضی دلایل روشن و قانع‌کننده‌ای برای دریافت مجوز ارائه کند.

همچنین مجوز عمومی فعلی در این زمینه در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۶ منقضی خواهد شد و پس از آن، فعالیت‌هایی که تحت این مجوز مجاز بوده‌اند، تنها در صورت برخورداری از مجوز دیگری امکان ادامه خواهند داشت.

این تصمیم نشان می‌دهد فشار مالی علیه ایران فقط به سیاست‌های واشنگتن محدود نمانده و لندن نیز در حال سخت‌تر کردن چارچوب فعالیت مؤسسات مالی ایرانی است.

سابقه بانک ملت؛ تحریم همیشه پایان ماجرا نیست

با این حال، تجربه گذشته نشان می‌دهد قرار گرفتن یک بانک یا شرکت ایرانی در فهرست تحریم‌ها الزاماً به معنای پایان همیشگی مسیر حقوقی آن نیست.

در سال‌های گذشته، بانک ملت توانست در مراجع قضایی اروپایی نسبت به تحریم‌های اعمال‌شده علیه خود موفقیت‌هایی به دست آورد. این سابقه نشان می‌دهد که تحریم اقتصادی علاوه بر میدان سیاسی، یک میدان حقوقی نیز دارد و تصمیمات تحریمی می‌توانند در برابر سازوکارهای قضایی و حقوقی به چالش کشیده شوند.

بنابراین، بخشی از منازعه اقتصادی ایران و غرب را باید در کنار تحولات سیاسی و امنیتی، در عرصه حقوق بین‌الملل و دعاوی قضایی نیز دنبال کرد.

تحریم صنعت هوایی؛ از تهدید «توقف کامل» تا ادامه پروازها

یکی دیگر از محورهای فشار اخیر، صنعت هوانوردی ایران است.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، پیش‌تر تهدید کرده بود که شرکت‌های هواپیمایی ایرانی از ۲۳ سپتامبر با محدودیت گسترده مواجه خواهند شد و شرکت‌هایی که به آنها خدمات سوخت‌رسانی، فرودگاهی یا فروش بلیت ارائه کنند نیز ممکن است با تحریم‌های آمریکا روبه‌رو شوند.

بخشی از این فشارها بالفعل شده است و برخی مسیرهای بین‌المللی شرکت‌های ایرانی متوقف شده‌اند. فایننشال تایمز نیز از کاهش قابل توجه پروازهای بین‌المللی ایران در پی تحریم‌های جدید خبر داده است.

اما همزمان، همه مسیرهای هوایی ایران از بین نرفته‌اند.

خبرگزاری فرانسه گزارش داده که در همان روز اجرای محدودیت‌های جدید، یک پرواز ماهان‌ایر از تهران در گوانگژو چین فرود آمده است. داده‌های FlightRadar24 نیز سابقه این مسیر را نشان می‌دهد.

این اتفاق از یک منظر مهم است: اجرای تحریم جهانی علیه ایران، به میزان همراهی سایر کشورها وابسته است.

چین؛ شکاف مهم در پروژه انزوای ایران

ادامه ارتباط هوایی و اقتصادی ایران با چین، حتی در شرایط افزایش فشار آمریکا، یک پیام مهم درباره ساختار تحریم‌ها دارد.

واشنگتن می‌تواند یک شرکت ایرانی را تحریم کند؛ اما برای متوقف کردن کامل فعالیت آن شرکت در جهان، به همکاری کشورهایی نیاز دارد که فراتر از حوزه نفوذ مستقیم آمریکا فعالیت می‌کنند.

در همین زمینه، روسیه و چین در شورای امنیت سازمان ملل نیز در برابر تلاش آمریکا برای تمدید سازوکار نظارت بر تحریم‌های ایران موضع مخالف گرفتند و قطعنامه پیشنهادی واشنگتن در ۱۷ سپتامبر با وتوی این دو کشور مواجه شد.

بنابراین، مسئله فقط این نیست که «آمریکا چه تحریمی علیه ایران وضع می‌کند»؛ سؤال مهم‌تر این است که چند کشور حاضرند این تحریم‌ها را اجرا کنند و تا چه سطحی با واشنگتن همراه شوند.

آیا فشار اقتصادی می‌تواند محاسبات تهران را تغییر دهد؟

هدف اعلام‌شده کارزار جدید آمریکا، افزایش هزینه اقتصادی برای ایران و در نهایت تغییر محاسبات تهران است. اما حتی گزارش‌های آمریکایی نیز درباره میزان تحقق این هدف بحث می‌کنند.

بلومبرگ در گزارش‌های مرتبط با طرح فشار اقتصادی آمریکا، مسئله اصلی را میزان موفقیت این سیاست در وادار کردن ایران به تغییر محاسبات خود و همچنین دشواری همراه کردن شرکای تجاری تهران دانسته است.

در واقع، مسئله به یک معادله چندلایه تبدیل شده است:

فشار بیشتر بر ایران → نیاز به فشار بر شرکای ایران → افزایش احتمال برخورد با منافع چین و روسیه → افزایش هزینه ژئوپلیتیکی برای واشنگتن.

از این منظر، تحریم‌های جدید را نمی‌توان فقط در چارچوب اقتصاد ایران تحلیل کرد.

نقطه حساس کارزار تحریم کجاست؟

واقعیت این است که فشار اقتصادی علیه ایران در حال گسترش است؛ از بانک‌ها و صنعت هوایی گرفته تا شرکت‌های خدماتی و شرکای تجاری.

اما همزمان، نشانه‌هایی از ادامه ارتباط ایران با برخی مراکز اقتصادی جهان وجود دارد.

به همین دلیل، مرحله جدید تحریم‌ها بیش از آنکه صرفاً مسابقه‌ای برای افزایش تعداد تحریم‌ها باشد، به آزمون توان آمریکا برای شکل دادن به رفتار سایر کشورها تبدیل شده است.

اگر واشنگتن بخواهد فشار را از ایران به چین منتقل کند، دیگر با یک پرونده تحریمی معمولی مواجه نخواهد بود؛ بلکه وارد منطقه‌ای می‌شود که اقتصاد، تجارت جهانی، زنجیره تأمین، رقابت آمریکا و چین و معادلات ژئوپلیتیکی همزمان در آن حضور دارند.

شاید به همین دلیل است که هرچه فشار اقتصادی علیه تهران افزایش پیدا می‌کند، اهمیت یک سؤال نیز بیشتر می‌شود: آیا تحریم‌ها می‌توانند ایران را منزوی کنند، بدون آنکه خودِ ائتلاف تحریم‌کنندگان را با هزینه‌های جدید مواجه نکنند؟

 

اخبار مرتبط
  • رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و مدیر پروژه امنیت و تهدیدات شیکاگو، در مجموعه‌ای از تحلیل‌های خود درباره جنگ ایران و آمریکا، مفهوم «تله تشدید» را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های راهبردی واشنگتن مطرح کرده است. از نگاه او، ممکن است یک طرف در میدان نبرد به موفقیت‌های تاکتیکی دست پیدا کند، اما اگر این موفقیت‌ها به اهداف سیاسی منجر نشود، همان عملیات می‌تواند موقعیت راهبردی آن کشور را دشوارتر کند. پیپ در این چارچوب، کنترل یا تأثیرگذاری ایران بر تنگه هرمز را یکی از مهم‌ترین متغیرهای تغییر‌دهنده معادلات جنگ می‌داند.

  • مسعود پزشکیان در جریان سخنرانی خود در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل، تصاویری از شهدای حملات اخیر را در دست گرفت و به حاضران نشان داد.

  • یک مقام ارشد ایرانی اعلام کرد تهران در حال بررسی پاسخ آمریکا به پیشنهاد خود برای پایان خصومت‌هاست و گفت با وجود اختلافات، مسیر دیپلماسی همچنان ادامه دارد.

ارسال نظر