برگزاری نشست ترامپ با سران کشورهای عربی، شورای همکاری خلیج فارس، ترکیه، لبنان و عراق در نیویورک، بیشتر اقدامی در راستای مدیریت تصویر و نمادسازی دیپلماتیک از سوی کاخ سفید ارزیابی میشود. در شرایطی که تداوم تنشها در غزه و لبنان و هشدار جدی پادشاه اردن نسبت به اقدامات تحریکآمیز رژیم صهیونیستی در کرانه باختری، بیاثری طرحهای ادعایی واشنگتن را برملا کرده است، آمریکا میکوشد با تشکیل چنین جلساتی، نقش خود را به عنوان بازیگر اصلی مدیریت بحران در منطقه تثبیت کند.
اما در ضلع دیگر این نشستها، روایتها و ادعاهای مطرحشده درباره تماس با هیئت ایرانی قرار دارد. در حالی که ترامپ از دیدارهای سازنده فرستادگانش سخن میگوید، تصریح شفاف سخنگوی وزارت امور خارجه ایران مبنی بر اینکه هیچ دیدار مستقیمی رخ نداده و تعاملات تنها از طریق میانجی قطری صورت گرفته، آرایش واقعی دیپلماسی را روشن میسازد. تهران با هوشمندی مانع از آن شده است که کاخ سفید از ابزار دیپلماسی برای ساختن یک «نمایش رسانهای» جهت امتیازگیری یا القای انفعال استفاده کند.

انتقال صریح دیدگاهها و شروط ایران درباره ترانزیت در تنگه هرمز، امنیت منطقهای و شروط بازگشت به توافق از طریق واسطه قطری، اثبات میکند که سیستم تصمیمگیری کشور، دیپلماسی را نه امری جدا از توان میدانی، بلکه ابزاری برای تثبیت خطوط قرمز میداند. ایران با بهرهگیری از ظرفیت مجمع عمومی سازمان ملل، بدون افتادن در دام بازیهای تشریفاتی، شروط غیرقابلمعامله خود را به طرف مقابل منتقل کرده است.
در نهایت، تحرکات نیویورک نشان میدهد که پایداری ثبات در منطقه، تابع بیانیههای تشریفاتی یا نشستهای موازی نخواهد بود. تا زمانی که واشنگتن نتواند تجاوزگریهای رژیم صهیونیستی را مهار کند و به شروط منطقی ایران برای رفع تحریمها و تضمین امنیت تن دهد، اینگونه نشستها تنها کارکرد نمایشی داشته و موازنه واقعی همچنان در متن معادلات میدانی رقم خواهد خورد.