یادداشت روز صفحه سیاست؛

نیویورک؛ شهری که تاریخ روابط ایران و آمریکا را با «دیدارهای ازدست‌رفته» نوشته است

نیویورک بار دیگر به نقطه تلاقی روسای‌جمهور ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ اما این‌بار شرایط با سال‌های محمد خاتمی و حسن روحانی تفاوتی اساسی دارد. در سال ۱۳۷۹، محمد خاتمی و بیل کلینتون در یک شهر بودند، اما حتی یک دیدار کوتاه میان آنها شکل نگرفت. ۱۳ سال بعد، حسن روحانی و باراک اوباما نیز بدون دیدار حضوری، نخستین تماس مستقیم روسای‌جمهور ایران و آمریکا پس از انقلاب را برقرار کردند؛ تماسی که بعدها به مسیر مذاکرات هسته‌ای و توافق برجام منتهی شد. اکنون در شهریور ۱۴۰۵، مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ در نیویورک حضور دارند؛ در شرایطی که رابطه تهران و واشنگتن نه فقط با بی‌اعتمادی تاریخی، بلکه با پرونده جنگ، تحریم و بحران‌های امنیتی منطقه‌ای گره خورده است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
نیویورک؛ شهری که تاریخ روابط ایران و آمریکا را با «دیدارهای ازدست‌رفته» نوشته است
صفحه سیاست-

تاریخ روابط ایران و آمریکا در سه دهه گذشته نشان می‌دهد که گاهی مهم‌ترین اتفاقات دیپلماتیک نه در دیدارهای رسمی، بلکه در لحظه‌هایی شکل گرفته‌اند که یک دیدار انجام نشده یا یک تماس در آخرین لحظه برقرار شده است.

در شهریور ۱۳۷۹، محمد خاتمی در چارچوب گفتمان «گفت‌وگوی تمدن‌ها» راهی نیویورک شده بود و بیل کلینتون نیز به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا در اجلاس سازمان ملل حضور داشت. حتی برنامه سخنرانی خاتمی در مجمع عمومی به‌گونه‌ای تنظیم شد که کلینتون امکان شنیدن سخنان رئیس‌جمهور ایران را داشته باشد.

با این حال، دیدار مستقیم دو رئیس‌جمهور انجام نشد. گزارش‌های آن زمان از تلاش‌هایی برای ایجاد یک برخورد کوتاه میان دو طرف حکایت داشت؛ اما در نهایت حتی یک دست‌دادن ساده نیز شکل نگرفت. روایت‌های منتشرشده در رسانه‌های آمریکایی نیز از پیچیدگی سیاسی چنین دیداری در آن مقطع خبر می‌دادند.

این اتفاق، بعدها به یکی از نمونه‌های مهم در تاریخ دیپلماسی ایران و آمریکا تبدیل شد؛ نمونه‌ای از اینکه فاصله سیاسی میان دو کشور حتی می‌توانست یک دیدار نمادین را نیز ناممکن کند.

 روحانی و اوباما؛ وقتی یک تماس تلفنی از یک دیدار مهم‌تر شد

۱۳ سال بعد، نیویورک بار دیگر صحنه یک فرصت دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن شد.

حسن روحانی در مهر ۱۳۹۲ با ادبیاتی متفاوت نسبت به دوره‌های قبل در مجمع عمومی سازمان ملل حاضر شد. باراک اوباما نیز از امکان حل دیپلماتیک پرونده هسته‌ای ایران سخن گفت. در روزهای حضور روحانی در نیویورک، کانال‌های ارتباطی میان دو طرف فعال شده بود و حتی احتمال یک برخورد کوتاه میان دو رئیس‌جمهور مطرح شد؛ اما این دیدار حضوری نیز در نهایت اتفاق نیفتاد.

با این حال، آنچه انجام شد از یک دست‌دادن نمادین اهمیت بیشتری داشت.

در ۵ مهر ۱۳۹۲، زمانی که روحانی در مسیر فرودگاه نیویورک بود، تماس تلفنی او و اوباما برقرار شد. این گفت‌وگو حدود ۱۵ دقیقه طول کشید و نخستین ارتباط مستقیم روسای‌جمهور ایران و آمریکا از زمان انقلاب ۱۳۵۷ بود. دو طرف درباره امکان حل دیپلماتیک مسئله هسته‌ای گفت‌وگو کردند.

این تماس نشان داد که در دیپلماسی، الزاماً تصویر یک دیدار رسمی تعیین‌کننده نیست؛ گاهی یک کانال ارتباطی محدود می‌تواند اهمیت بیشتری از یک تصویر تاریخی داشته باشد.

 از تماس روحانی و اوباما تا برجام

1662219

کمتر از دو سال پس از آن تماس تلفنی، مذاکرات هسته‌ای ایران و قدرت‌های جهانی به توافق برجام در سال ۲۰۱۵ منتهی شد.

اما برجام نیز نتوانست مجموعه اختلافات تهران و واشنگتن را حل کند. آمریکا در سال ۲۰۱۸ از توافق خارج شد و دولت دونالد ترامپ سیاست «فشار حداکثری» را علیه ایران در پیش گرفت.

به این ترتیب، تجربه سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۷ یک واقعیت مهم را نیز آشکار کرد: حتی زمانی که دیپلماسی به توافق منجر می‌شود، تضمین تداوم آن به همان اندازه دشوار است.

بنابراین مسئله اصلی در روابط ایران و آمریکا فقط «آغاز مذاکره» نیست؛ بلکه حفظ کانال گفت‌وگو و تبدیل آن به سازوکاری پایدار برای مدیریت اختلافات است.

 نیویورک ۱۴۰۵؛ تفاوتی فراتر از یک دیدار

اکنون در شهریور ۱۴۰۵، شرایط بار دیگر تغییر کرده است.

مسعود پزشکیان برای شرکت در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل راهی نیویورک شده و دونالد ترامپ نیز در همین مقطع در این شهر حضور دارد. حضور هیأت ایرانی در نیویورک در شرایطی صورت می‌گیرد که واشنگتن و تهران همچنان درگیر یکی از شدیدترین دوره‌های تنش در روابط دو کشور هستند. گزارش‌های اخیر نیز از ادامه تلاش‌های دیپلماتیک غیرمستقیم در کنار این تنش‌ها خبر می‌دهند.

حتی پیش از آغاز نشست، ترامپ از احتمال دیدار با پزشکیان سخن گفته است؛ موضوعی که بار دیگر مسئله «دیدار مستقیم» میان روسای‌جمهور دو کشور را به یکی از موضوعات مورد توجه رسانه‌ها تبدیل کرده است.

اما مقایسه نیویورک ۱۴۰۵ با نیویورک ۱۳۷۹ یا ۱۳۹۲ نیازمند توجه به یک تفاوت بنیادین است.

در دوره خاتمی، اختلاف تهران

و واشنگتن عمدتاً در چارچوب روابط خصمانه، تحریم‌ها و پرونده‌های سیاسی و امنیتی قرار داشت. در دوره روحانی و اوباما، پرونده هسته‌ای به محور اصلی دیپلماسی تبدیل شده بود.

امروز اما شرایط پیچیده‌تر است؛ زیرا علاوه بر اختلافات قدیمی، مسئله جنگ و پیامدهای امنیتی و اقتصادی آن نیز به پرونده روابط دو کشور اضافه شده است.

 آیا پس از جنگ، دیپلماسی می‌تواند از نقطه‌ای تازه آغاز شود؟

این پرسش، شاید مهم‌ترین پرسش سیاسی نیویورک ۱۴۰۵ باشد.

مسئله فقط این نیست که آیا پزشکیان و ترامپ در راهروهای سازمان ملل با یکدیگر دیدار خواهند کرد یا خیر. حتی اگر چنین دیداری اتفاق بیفتد، یک عکس یا دست‌دادن نمی‌تواند به‌تنهایی تغییری بنیادین در روابط تهران و واشنگتن ایجاد کند.

آنچه اهمیت بیشتری دارد، این است که آیا یک تماس احتمالی می‌تواند به ایجاد یک کانال ارتباطی پایدار منجر شود یا نه.

تجربه سال ۱۳۹۲ نشان داد که گاهی یک تماس تلفنی می‌تواند از یک دیدار نمادین اثر سیاسی بیشتری داشته باشد. در مقابل، تجربه برجام نیز نشان داد که حتی یک توافق مهم، بدون سازوکارهای پایدار و تضمین‌های سیاسی، ممکن است با تغییر دولت‌ها در واشنگتن وارد مرحله جدیدی شود.

بنابراین، اگر نیویورک ۱۴۰۵ قرار باشد نقطه‌ای تازه در روابط ایران و آمریکا باشد، اهمیت آن نه در قاب عکس دو رئیس‌جمهور، بلکه در اتفاقاتی خواهد بود که بعد از ترک نیویورک رخ می‌دهد.

 مذاکره هیچ‌گاه به‌طور کامل از روابط ایران و آمریکا حذف نشده است

یکی از ویژگی‌های مهم چهار دهه رابطه تهران و واشنگتن این است که حتی در دوره‌های قطع ارتباط رسمی نیز کانال‌های غیرمستقیم از بین نرفته‌اند.

میانجی‌ها، مذاکرات چندجانبه، کانال‌های امنیتی و دیپلماتیک و تماس‌های پشت‌پرده در مقاطع مختلف به‌عنوان مسیرهایی برای انتقال پیام میان دو کشور مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

به همین دلیل، شاید تعبیر دقیق‌تر درباره روابط ایران و آمریکا این نباشد که «دیپلماسی وجود دارد یا ندارد»؛ بلکه باید پرسید دیپلماسی در چه سطحی، با چه واسطه‌ای و برای حل کدام اختلاف فعال است.

این تفاوت مهمی است؛ زیرا ممکن است همزمان با شدیدترین تنش‌های نظامی، کانال‌های محدودی برای جلوگیری از تشدید بحران نیز فعال باشند.

 تاریخ نیویورک هنوز تمام نشده است

از خاتمی و کلینتون تا روحانی و اوباما، نیویورک بارها شاهد فرصت‌هایی بوده که می‌توانستند به دیدار مستقیم تهران و واشنگتن منجر شوند، اما نشدند.

با این حال، تاریخ نشان داده است که انجام نشدن یک دیدار الزاماً به معنای بسته شدن کامل مسیر دیپلماسی نیست. در سال ۱۳۹۲، دیداری که انجام نشد، در نهایت به تماسی تلفنی انجامید و آن تماس نیز بخشی از مسیری شد که به مذاکرات هسته‌ای و برجام رسید.

اکنون پزشکیان و ترامپ در همان شهری قرار گرفته‌اند که خاطره این فرصت‌های ازدست‌رفته را در خود دارد؛ اما شرایط امروز بسیار متفاوت‌تر و پیچیده‌تر است.

بنابراین، مسئله اصلی نیویورک ۱۴۰۵ نه این است که آیا یک دست‌دادن تاریخی رخ خواهد داد یا نه. مسئله این است که آیا پس از سال‌ها بی‌اعتمادی، تحریم، تنش و درگیری، امکان ساختن یک مسیر ارتباطی جدید وجود دارد یا خیر.

در روابط ایران و آمریکا، شاید دشوارترین مرحله نه آغاز گفت‌وگو، بلکه ادامه دادن آن باشد.

تاریخ این رابطه پر از لحظه‌هایی است که می‌توانستند آغاز یک مسیر تازه باشند و نشدند؛ اما همان تاریخ نشان می‌دهد که حتی در تاریک‌ترین دوره‌های روابط تهران و واشنگتن، دیپلماسی به‌طور کامل از میان نرفته است.

نیویورک ۱۴۰۵ نیز در نهایت نه با یک عکس، بلکه با آنچه پس از این هفته دیپلماتیک رخ خواهد داد، در تاریخ روابط ایران و آمریکا معنا پیدا خواهد کرد.

 

اخبار مرتبط
  • رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و مدیر پروژه امنیت و تهدیدات شیکاگو، در مجموعه‌ای از تحلیل‌های خود درباره جنگ ایران و آمریکا، مفهوم «تله تشدید» را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های راهبردی واشنگتن مطرح کرده است. از نگاه او، ممکن است یک طرف در میدان نبرد به موفقیت‌های تاکتیکی دست پیدا کند، اما اگر این موفقیت‌ها به اهداف سیاسی منجر نشود، همان عملیات می‌تواند موقعیت راهبردی آن کشور را دشوارتر کند. پیپ در این چارچوب، کنترل یا تأثیرگذاری ایران بر تنگه هرمز را یکی از مهم‌ترین متغیرهای تغییر‌دهنده معادلات جنگ می‌داند.

  • عضو هیات رئیسه مجلس با اشاره به سفر رئیس‌جمهور به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل، بر ضرورت طرح شفاف مواضع ایران و روایت دیدگاه تهران درباره تحولات اخیر تأکید کرد.

  • در جریان جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، یکی از مهم‌ترین چالش‌های فرماندهی نظامی آمریکا، آسیب‌پذیری پایگاه‌های نزدیک به مرزهای ایران بود؛ پایگاه‌هایی در قطر، کویت و شرق عربستان که در فاصله‌ای حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ کیلومتری از خاک ایران قرار داشتند و در مراحل ابتدایی درگیری، هدف حملات قرار گرفتند.

ارسال نظر