صفحه سیاست گزارش می‌دهد؛

انتخابات در روزگار سایه‌روشن جنگ؛ گذار از منطق اضطرار به ثبات بومی

اعلام آمادگی اجرایی وزارت کشور برای برگزاری انتخابات شوراهای شهر و روستا و واگذاری تصمیم‌گیری نهایی به شورای عالی امنیت ملی، فراتر از یک رویکرد فنی، نشان‌دهنده مواجهه جدی نظام حکمرانی با یک پرسش راهبردی است: آیا مدیریت بحران باید برپایه تعلیق نهادهای قانونی صورت گیرد، یا حفظ تقویم سیاسی خود بخشی از بازدارندگی کشور در برابر رقیب است؟

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
انتخابات در روزگار سایه‌روشن جنگ؛ گذار از منطق اضطرار به ثبات بومی
صفحه سیاست-

بحث‌ها و گمانه‌زنی‌ها پیرامون زمان برگزاری انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در شرایطی اوج گرفته که وضعیت امنیتی منطقه همچنان تحت تأثیر تبعات منازعه قرار دارد. در این میان، تفکیک دقیق وزارت کشور میان «آمادگی اجرایی و لجستیکی» و «تصمیم‌گیری امنیتی در شورای عالی امنیت ملی»، نشان‌دهنده یک انضباط ساختاری است.

ارزیابی دقیق ریسک‌های امنیتی و حفاظت از سلامت رأی‌دهندگان، خط قرمز و وظیفه ذاتی نهادهای دفاعی است؛ اما از منظر راهبردی، معلق ماندن درازمدت نهادهای انتخابی نیز هزینه‌های ملموسی بر کارآمدی مدیریت شهری و اعتماد عمومی بار می‌کند.

تجربه تاریخی جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ و دوران دفاع مقدس، شاخص‌ترین گواه بر این واقعیت است که پایداری سیاسی کشور همواره بر استمرار نهادهای مردمی متکی بوده است. در سخت‌ترین سال‌های جنگ تحمیلی و زیر بمباران شهری، انتخابات‌های سراسری مجلس، ریاست‌جمهوری و خبرگان بدون وقفه برگزار شد و اتفاقاً با نرخ مشارکت قابل قبولی همراه بود.

پیام آن تجربه به دشمنان واضح بود: جنگ توان فلج کردن یا تعلیق ساختار حکمرانی بومی را ندارد. امروز نیز بازخوانی همان الگو، مانع از تثبیت تصویر مورد علاقه رقیب مبنی بر «اداره کشور در وضعیت اضطراری» می‌شود.

انتخابات شوراها

از منظر جامعه‌شناختی، تاب‌آوری ملی تنها به بازدارندگی نظامی یا مقاومت اقتصادی محدود نمی‌شود، بلکه پویایی نهادهای محلی و استمرار کیفیت زندگی مردم نیز ابعاد اصلی آن را تشکیل می‌دهند. شوراها به‌عنوان نزدیک‌ترین سطح حکمرانی به خدمات روزمره، تولید رضایت عمومی و سرزندگی مدنی را عهده‌دار هستند.

طولانی شدن فاصله میان پایان دوره شوراها و شکل‌گیری نهاد جدید، پیوند جامعه با فرآیندهای تصمیم‌گیری محلی را تضعیف کرده و حس معلق بودن در شرایط بحران را به افکار عمومی القا می‌کند.

پاسخ به فشارها و عملیات روانی بین‌المللی، تنها در میدان‌های امنیتی داده نمی‌شود؛ بلکه اثبات «اعتماد به نفس حکمرانی» در اداره امور داخلی، بخش تکمیلی این بازدارندگی است. کشوری که با وجود مخاطرات امنیتی، توان سازماندهی انتخابات سراسری و تامین امنیت حوزه‌های رای‌گیری را دارد، پیام اقتدار و ثبات ساختاری را به جهان مخابره می‌کند.

این رویکرد به معنای بی‌احتیاطی یا شتاب‌زدگی سیاسی نیست؛ بلکه تاکید بر این اصل است که تصمیم نهایی شورای عالی امنیت ملی باید بر مبنای تعادل میان «مدیریت مخاطرات میدانی» و «منفعت راهبردی ثبات سیاسی» استوار باشد.

در نهایت، تحولات اخیر نشان می‌دهد که ایران در حال عبور از وضعیت «اداره کشور تحت شرایط اضطراری جنگ» به سمت «اداره کشور با مدیریت هوشمندانه مخاطرات» است. ثبات سیاسی، تنها معلول امنیت نیست، بلکه خود یکی از مولدهای اصلی امنیت ملی محسوب می‌شود. در شرایطی که بدنه اجرایی آمادگی کامل خود را اعلام کرده، آیا شورای عالی امنیت ملی با تصویب یک تقویم هوشمندانه، نهاد انتخابات را به عنوان ضلعی از بازدارندگی و ثبات ملی به میدان خواهد آورد؟

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر