محمد طاهری در خصوص دیدار مسعود پزشکیان با شیخ خالد بن محمد بن زاید آل نهیان نوشت: دیدار مسعود پزشکیان با شیخ خالد بن محمد بن زاید آل نهیان، ولیعهد ابوظبی در حاشیه اجلاس بریکس در دهلینو، شاید در نگاه اول یکی از همان ملاقاتهای معمول حاشیهای بهنظر برسد؛ یعنی چند دقیقه گفتوگو و یک عکس رسمی، اما شرایط منطقه اینبار به آن، معنای دیگری داده است.
ایران و امارات ماههای ناآرامی را پشت سر گذاشتهاند. در جریان جنگ اخیر وحمله آمریکا و اسرائیل به کشور عزیزمان، امارات نیز از پیامدهای نظامی این جنگ مصون نماند و حملاتی به پایگاههای آمریکا در قلمرو آن کشور صورت گرفت. پیامدهای این جنگ حتی دستیابی اعضای بریکس به مواضع مشترک درباره بحران خاورمیانه را دشوار کرد.
گزارشها پیش از اجلاس دهلینو نشان میداد نحوه انعکاس این جنگ در بیانیه پایانی بریکس، از موضوعات اختلافی میان اعضا بود. در چنین فضایی، نفس دیدار مقامهای ارشد تهران و ابوظبی اهمیت دارد؛ نه از آن رو که با یک ملاقات میتوان اختلافها را کنار گذاشت، بلکه چون در روزهای بحران، بازماندن راه گفتوگو خود یک ضرورت است.
ایران و امارات دو کشور دور از یکدیگر نیستند که بتوانند در دورهای از تنش، رابطه را متوقف کنند و هر کدام راه خود را بروند؛ خلیج فارس آنها را به هم پیوند داده است. تجارت، انرژی، کشتیرانی و امنیت این آبراه، سرنوشت کشورهای منطقه را به یکدیگر گره زده و هر بحرانی که در یک سو آغاز شود، دیر یا زود به سوی دیگر هم میرسد. تهران و ابوظبی درباره برخی مسائل اختلافنظرهای دیرینه دارند، اما تجربه منطقه نشان داده است نه ایران را میتوان از معادلات خلیج فارس کنار گذاشت و نه ایران میتواند بدون در نظر گرفتن نگرانیهای همسایگان عرب خود از امنیت پایدار سخن بگوید.
این رابطه، تنها به مسائل سیاسی و امنیتی محدود نمیشود. سالهاست میان دو کشور شبکهای از روابط اقتصادی و تجاری شکل گرفته که حتی در دورههای سرد سیاسی هم بهطور کامل از میان نرفته است. امارات یکی از مهمترین مراکز تجاری و مالی منطقه است و برای بخش قابل توجهی از فعالان اقتصادی ایرانی جایگاهی شناختهشده دارد. همین پیوندها سبب میشود کاهش تنش فقط یک خواسته دیپلماتیک نباشد، بلکه آثار مستقیم اقتصادی هم داشته باشد.
دیدار دهلینو از زاویه دیگری هم قابل توجه است. ایران و امارات هر دو در بریکس حضور دارند و توانایی اعضای این مجموعه برای مدیریت اختلافهای داخلی خود، بخشی از آزمون اعتبار آن است. اگر دو عضو بریکس در شرایط سخت بتوانند گفتوگو را ادامه دهند، این مجموعه شاید فراتر از یک باشگاه اقتصادی، به محلی برای نزدیک کردن دیدگاههای سیاسی هم بدل شود.
با این حال نباید در اهمیت یک دیدار اغراق کرد. روابط تهران و ابوظبی با یک ملاقات وارد مرحله تازهای نمیشود و بیاعتمادی شکلگرفته یکشبه از میان نمیرود. آنچه امروز ارزشمند است، جلوگیری از بسته شدن همین مسیر گفتوگوست. تهران و ابوظبی موضوعات فراوانی برای رایزنی دارند؛ از امنیت کشتیرانی و حفاظت از زیرساختهای اقتصادی گرفته تا جلوگیری از خطا و سوءمحاسبه در شرایط بحرانی. تجربه نشان داده است وقتی گفتوگوی مستقیم جای خود را به پیامهای غیرمستقیم و برداشتهای امنیتی میدهد، احتمال خطا بیشتر میشود.
برای سیاست خارجی ایران نیز رابطه با همسایگان باید جایگاهی فراتر از ملاحظات مقطعی داشته باشد. همکاری با چین، روسیه و هند برای کشور مهم است، اما هیچ رابطهای جای همسایگی را نمیگیرد؛ همسایگان را نمیتوان انتخاب کرد و جغرافیا با تغییر دولتها عوض نمیشود. شاید مهمترین پیام دیدار پزشکیان و ولیعهد ابوظبی نه در متن بیانیهها، بلکه در خود برگزاری آن باشد: تهران و ابوظبی با همه اختلافها دوباره روبهروی یکدیگر نشستهاند.
در منطقهای که بارها هزینه قطع گفتوگو را پرداخته، این اتفاق کوچک را نباید کماهمیت دانست. آینده خلیج فارس، هر شکلی که داشته باشد، بدون همکاری کشورهای ساحلی ساخته نخواهد شد. اگر دیدار دهلینو بتواند راه گفتوگوی تهران و ابوظبی را اندکی هموارتر کند، ارزش آن بیش از یک ملاقات تشریفاتی در حاشیه بریکس خواهد بود.