در این تحلیل آمده است که تصور بستن تنگه هرمز با ایجاد یک مانع فیزیکی در عرض ۳۰ تا ۴۰ کیلومتری آن، برداشت دقیقی از شیوه کنترل این آبراه نیست. حتی در صورت وارد شدن خسارت به بخشی از تجهیزات شناسایی، ارتباطی و نظارتی ایران در سواحل شمالی تنگه، روشهای دیگری برای رصد تردد کشتیها و شناسایی مسیرهای دریایی وجود دارد.
بر اساس این دیدگاه، کنترل تنگه لزوماً به معنای مسدود کردن کامل مسیر عبور نیست، بلکه میتوان با افزایش سطح ناامنی و ریسک عبور، هزینههای اقتصادی و بیمهای تردد از این مسیر را افزایش داد.
هزینه عبور؛ ابزار اصلی کنترل تنگه
در این تحلیل تأکید شده است که اگر عبور از تنگه برای کشتیها با ریسک بالایی همراه شود، شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران نیز با احتیاط بیشتری درباره تردد در این مسیر تصمیم خواهند گرفت.
بر همین اساس، حتی بدون ایجاد مانع فیزیکی در مسیر دریایی، افزایش ریسک و ناامنی میتواند عملاً بر میزان و نحوه تردد کشتیها در تنگه هرمز اثر بگذارد.