از سیریک تا تیتین؛ پاسخ ایران به یک محاسبه غلط

جنایت در سیریک و پاسخ موشکی ایران به مواضع آمریکا در منطقه، بار دیگر بحث بازدارندگی و نحوه مواجهه با سیاست‌های واشنگتن را به کانون توجه آورده است؛ روایتی که در این تحلیل، با استناد به مفاهیم قرآنی، در برابر نگاه متکی بر مذاکره با آمریکا قرار گرفته است.

از سیریک تا تیتین؛ پاسخ ایران به یک محاسبه غلط
۰ دقیقه
صفحه سیاست-

در سه شنبه شب، مجلس عروسی در سیریک با بمبارانِ آمریکایی به «خون‌خواهیِ جاودان» بدل شد. چند تن شهید و مجروح، حاصلِ جنایتی بود که در منطقِ قرآن، مصداقِ «قَتْلِ نَفْسٍ بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ» (مائده/۳۲) است. ۴۸کمتر از ۲ ساعت بعد، ایران با حملات موشکیِ دقیق، «کمپ تیتین» در شرق اردن و دیگر پایگاه‌های آمریکا در کشورهای عربیِ منطقه را هدف قرار داد. این، فقط یک پاسخِ نظامی نبود؛ «جهادِ تبیین» در میدانِ عمل بود؛ جهادی که به غرب‌زدگانِ داخلی و خارجی، این حقیقت را نشان داد که «مذاکره با جنایتکار»، نه تنها راهگشا نیست، که «تداومِ جنایت» را به همراه دارد. آمریکا، از هیروشیما تا سیریک، و از میناب و لامرد (در جنگ رمضان) تا امروز، همواره یک الگویِ ثابت را تکرار کرده است: «جنایت در لباسِ دفاع».

 

قرآن و قاعده‌ی «فَمَنِ اعْتَدَىٰ...»؛ بنیادِ بازدارندگیِ الهیقرآن کریم، برای متجاوزان، قاعده‌ای روشن ترسیم کرده است که در آن، «پاسخِ متناسب» نه یک «انتقامِ احساسی»، که یک «ضرورتِ شرعی» برای «حفظِ کیانِ جامعه» است: «فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَیْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» (سوره بقره، آیه ۱۹۴). پاسخِ ایران به پایگاه‌های آمریکا، در چارچوبِ همین قاعده، یک «اقدامِ بازدارنده» بود؛ چراکه «کمپ تیتین» به عنوانِ یکی از مهم‌ترین مراکزِ لجستیکیِ آمریکا در غربِ آسیا، «قلبِ تپنده‌ی تجاوز» به شمار می‌رفت. هدف‌گذاریِ آن، به معنای «شکستنِ دندانِ متجاوز» بود. خداوند در قرآن، «تجاوز» را نهی کرده و می‌فرماید: «لَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» (بقره/۱۹۰). این آیه، «تجاوز به حریمِ انسانی» را نه تنها ممنوع، که موجبِ «خشمِ الهی» معرفی می‌کند. اما «مقابله به مثل»، خود یک «دفاعِ مشروع» است و در زمره‌ی «تجاوز» قرار نمی‌گیرد؛ چراکه هدفِ آن، «پیشگیری از تکرارِ جنایت» است؛ نه «آغازِ ظلم».

 

 

«وَأَعِدُّوا...»؛ بازدارندگیِ تهاجمی؛ نسخه‌ی قرآنی در برابرِ سلطهدر قرآن، «بازدارندگی» نه فقط یک «تکنیکِ نظامی»، که یک «تکلیفِ شرعی» برای «دفاع از کیانِ اسلامی» و «نفیِ سلطه‌ی ظالم» است. خداوند می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ» (سوره انفال، آیه ۶۰). این آیه، «قدرتِ نظامی» را به عنوانِ «ابزاری برای ترساندنِ دشمن» معرفی می‌کند و «ترساندنِ دشمن» را نه یک «تجاوز»، که یک «تکلیفِ الهی» می‌داند. پاسخِ موشکیِ ایران به کمپ تیترین و دیگر پایگاه‌های آمریکا در منطقه، مصداقِ عینیِ این «بازدارندگیِ تهاجمی» است. جنگِ احزاب (خندق)، نمونه‌ی تاریخیِ این بازدارندگی است؛ جایی که پیامبر(ص)، با «ایجادِ خندق» و «اتحادِ امت»، هزینه‌هایِ جنگ را چنان بالا برد که دشمن، ناگزیر به عقب‌نشینی شد. امروز،پایگاه های امریکایی و رژیم صهیونیستی، «خندقِ مدرنِ» جبهه‌ی مقاومت است. این بازدارندگی، تنها راهِ مواجهه با دشمنی است که از «جنایت» به عنوانِ «ابزارِ سیاست» استفاده می‌کند؛ همان‌گونه که در میناب، لامرد و سیریک، الگویِ «وحشی‌گریِ تمدنیِ» آمریکا را به نمایش گذاشته است.

 

عبرتِ سیریک؛ پایانِ نسخه‌ی مذاکره برای غرب‌زدگانجنایتِ سیریک، یک «پیامِ روشن» به کسانی است که هنوز «مذاکره با آمریکا» را نسخه‌ی نجات می‌دانند. آمریکا، از هیروشیما تا سیریک، و از ویتنام تا عراق و افغانستان، همواره ثابت کرده است که «جنایت» در ذاتِ نظامِ سلطه نهفته است. قرآن، از مؤمنان می‌خواهد که از «ظالمان» دوری گزینند و می‌فرماید: «وَ لَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ» (سوره هود، آیه ۱۱۳). «رکن» به معنای «اعتماد و تکیه کردن» است. مذاکره با آمریکا، مصداقِ عینیِ این «رکن» به ظالمان است؛ چراکه اعتماد به کسی که «مجلس عروسی» را هدف قرار می‌دهد، یعنی «هم‌آوایی با جنایت». پاسخِ موشکیِ ایران، یک «جهادِ تبیینِ عملی» بود که به غرب‌زدگانِ داخلی و خارجی نشان داد که «بازدارندگیِ تهاجمی»، تنها راهِ مواجهه با جنایتکارِ پیمان‌شکن است و «مذاکره»، نه تنها راهگشا نیست، که «تداومِ جنایت» را به همراه دارد.

 

«بَلْ أَحْیَاءٌ...»؛ خونِ سیریک، سرمایه‌ای برای بازدارندگیِ آینده«مجلس عروسیِ سیریک»، یک «شادیِ جمعیِ بی‌آلایش» بود که به «نمادِ وحشی‌گریِ تمدنِ غرب» تبدیل شد. اما قرآن، «شهادتِ مظلومانه» را به «انرژیِ جمعی» تبدیل می‌کند. خداوند در سوره آل‌عمران، آیه ۱۶۹ می‌فرماید: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ». شهدایِ سیریک، با خونِ خود، «همبستگیِ جمعیِ ملت ایران» را شعله‌ور کردند و پاسخِ موشکیِ ایران، مصداقِ عینیِ همین «همبستگیِ خون‌بنیاد» بود. این، همان قانونِ «بَلْ أَحْیَاءٌ» است که در آن، «خونِ شهدا» به «قدرتِ بازدارنده» و «اتحادِ جمعی» تبدیل می‌شود. تاریخِ ایران، از میناب و لامرد در جنگِ رمضان تا سیریکِ امروز، نشان داده است که هر بار دشمن به «خونِ جمعی» متوسل شده، «مقاومتِ جمعی» را شعله‌ورتر ساخته است؛ چراکه «شهادت»، پایانِ راه نیست؛ آغازِ «قدرتِ جدیدی» است که در سایه‌ی «بازدارندگیِ الهی»، معادلاتِ منطقه را به نفعِ جبهه‌ی حق تغییر می‌دهد.

 

جنایت سیریک عبرتی برای غرب زدگان جنایتِ «سیریک» و پاسخِ ایران، آینه‌ای است برایِ عبرتِ غرب‌زدگانی که «مذاکره با آمریکا» را نسخه‌ی نجات می‌دانند. قاعده‌ی قرآنی «فَمَنِ اعْتَدَىٰ...» (بقره/۱۹۴)، اصلِ بازدارندگیِ «وَأَعِدُّوا...» (انفال/۶۰)، و قانونِ تحولِ خون به قدرت «بَلْ أَحْیَاءٌ...» (آل‌عمران/۱۶۹)، همگی بر یک حقیقت گواهی می‌دهند: «مقابله به مثل» و «بازدارندگیِ تهاجمی»، تنها راهِ مواجهه با جنایتکارِ پیمان‌شکن است. آمریکا، با جنایتِ سیریک، بار دیگر ثابت کرد که «جنایت»، ذاتِ نظامِ سلطه است و «مذاکره» با آن، نه تنها راهگشا نیست، که «تداومِ جنایت» را به همراه دارد. خونِ شهدایِ سیریک، به «سرمایه‌ای برای بازدارندگیِ آینده» و پاسخِ ایران، به «معادله‌ای برای تغییرِ موازنه‌ی قدرت» بدل خواهد شد. جبهه‌ی حق، این حقیقت را از قرآن و سیره‌ی پیامبر(ص) آموخته است که «ظلمِ دشمن»، پاسخش را در «سختیِ میدان» می‌یابد و «شهادتِ مظلوم»، «قدرتِ جدیدی» را متولد می‌کند که در آن، «نسخه‌ی مذاکره» برای همیشه، باطل می‌شود.

 

منبع: فارس
اخبار مرتبط
ارسال نظر