جنگ؛ آزمون نهایی نظام آموزشی ارتش و تولد نسل جدید رزمندگان

جنگ فقط میدان رویارویی سلاح‌ها نیست؛ آزمونی برای سنجش کیفیت آموزش، آمادگی، فرماندهی و توان تطبیق نیروهای نظامی با شرایط غیرقابل پیش‌بینی است. تجربه جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه، به گفته معاون تربیت و آموزش ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشان داد که آنچه در کلاس، دانشگاه و رزمایش آموزش داده می‌شود، زمانی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که در شرایط فشار، تهدید و تصمیم‌گیری سریع به کار گرفته شود. این تجربه همچنین ارتش را به سمت بازتعریف آموزش‌ها بر پایه سه محور «آمادگی مستمر و واقع‌گرایانه»، «نیروی یادگیرنده و تطبیق‌پذیر» و «تاب‌آوری و انتقال سریع تجربه» سوق داده است.

جنگ؛ آزمون نهایی نظام آموزشی ارتش و تولد نسل جدید رزمندگان
۰ دقیقه
صفحه سیاست-

در ادبیات نظامی، آموزش یکی از مؤلفه‌های اساسی قدرت رزمی محسوب می‌شود؛ مؤلفه‌ای که اثر آن نه در کلاس درس، بلکه در میدان عملیات قابل اندازه‌گیری است. به تعبیر معاون تربیت و آموزش ارتش، هر رزمنده در میدان نبرد تا حد زیادی همان‌گونه عمل می‌کند که آموزش دیده است.

از این منظر، جنگ‌های اخیر را می‌توان یک آزمون بزرگ برای نظام آموزشی ارتش دانست؛ آزمونی که در آن کیفیت آموزش تخصصی، مهارت استفاده از تجهیزات، توان تصمیم‌گیری، تاب‌آوری روانی و جسمی و همچنین قدرت فرماندهی نیروها به‌صورت همزمان مورد ارزیابی قرار گرفت.

ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز تجربه جنگ هشت‌ساله را به عنوان یکی از منابع اصلی تولید دانش نظامی در آموزش‌های خود مورد استفاده قرار داده است. بخشی از این تجربه در دانشگاه‌های نظامی، دوره‌های فرماندهی و ستاد و مراکز آموزشی به نسل‌های جدید نیروها منتقل شده است.

به گفته معاون تربیت و آموزش ارتش، یک نیروی نظامی بخش قابل توجهی از دوران خدمت خود را در فرآیند آموزش سپری می‌کند و در برخی تخصص‌های پیچیده، رسیدن به سطح مطلوب مهارت ممکن است سال‌ها زمان ببرد. بنابراین، عملکرد نیروها در میدان نبرد را نمی‌توان از سرمایه‌گذاری بلندمدت در آموزش جدا کرد.

تغییر مهم؛ از انتقال تجربه پس از جنگ به یادگیری روزانه در میدان

یکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ ۱۲ روزه، ضرورت افزایش سرعت انتقال تجربه بود. در الگوی سنتی، درس‌آموخته‌های یک عملیات پس از پایان درگیری استخراج و سپس وارد فرآیندهای آموزشی می‌شد؛ اما تجربه جنگ اخیر نشان داد که در نبردهای فناورانه و پرشتاب، چنین فاصله‌ای می‌تواند هزینه‌زا باشد.

بر همین اساس، ارتش تلاش کرد درس‌آموخته‌های میدان را به شکل روزانه در اختیار سایر نیروها قرار دهد. به این ترتیب، یک تجربه عملیاتی می‌توانست در کوتاه‌ترین زمان به یک تجربه آموزشی برای یگان‌های دیگر تبدیل شود.

این تغییر را می‌توان یکی از مهم‌ترین تحولات در فلسفه آموزش نظامی دانست: میدان نبرد دیگر فقط محل اجرای آموزش نیست، بلکه خود به یک منبع دائمی تولید دانش تبدیل شده است.

آموزش واقعی‌تر؛ رزمایش در نقش آزمایشگاه جنگ

جنگ‌های اخیر همچنین اهمیت واقع‌گرایی در آموزش را افزایش داده است. اگرچه رزمایش ذاتاً محیطی کنترل‌شده است، اما هدف آن نزدیک‌شدن هرچه بیشتر به شرایط واقعی عملیات است.

بر همین اساس، در رزمایش‌ها تلاش می‌شود متغیرهای مختلف، از نوع تهدید و تجهیزات گرفته تا قطع ارتباط، تغییر شرایط عملیاتی و فشار تصمیم‌گیری، شبیه‌سازی شود.

این رویکرد به‌ویژه در آموزش فرماندهان اهمیت دارد؛ زیرا در میدان واقعی، فرمانده ممکن است با از دست رفتن بخشی از تجهیزات، اختلال ارتباطی یا تغییر ناگهانی وضعیت مواجه شود و ناچار باشد بدون انتظار برای دریافت دستور جدید تصمیم بگیرد.

در نتیجه، آموزش امروز فقط انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه تمرین تصمیم‌گیری در شرایطی است که اطلاعات ناقص، زمان محدود و هزینه خطا بسیار بالا است.

رزمنده آینده؛ متخصصی چندمهارته و تطبیق‌پذیر

ماهیت جنگ مدرن، مرز میان تخصص‌های مختلف را کمرنگ کرده است. پهپاد، جنگ الکترونیک، سایبر، سامانه‌های هوشمند، عملیات شبکه‌محور و تجهیزات پیشرفته باعث شده است که یک رزمنده برای ایفای نقش مؤثر، صرفاً به مهارت در استفاده از یک سلاح یا یک تخصص اکتفا نکند.

یکی از مهم‌ترین درس‌آموخته‌های جنگ ۱۲ روزه، ضرورت تربیت نیروهای چندمهارتی و چندتخصصی عنوان شده است.

در چنین مدلی، نیروی نظامی باید علاوه بر تخصص اصلی خود، توانایی یادگیری سریع و تطبیق با شرایط جدید را داشته باشد. اهمیت این ویژگی در جنگ‌های فناورانه بیشتر است؛ چراکه فناوری با سرعت بالایی تغییر می‌کند و ممکن است یک تاکتیک یا شیوه مقابله در مدت کوتاهی کارایی خود را از دست بدهد.

بنابراین، ارتش به دنبال تربیت نیرویی است که فقط آنچه را امروز می‌داند اجرا نکند، بلکه بتواند در لحظه نیز یاد بگیرد.

تاب‌آوری؛ حلقه مفقوده جنگ‌های فرسایشی

تجربه میدان نبرد نشان می‌دهد که برخورداری از تجهیزات پیشرفته به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت نیست. نیروی انسانی باید بتواند در شرایط فشار، تهدید و خستگی، عملکرد خود را حفظ کند.

از همین منظر، تاب‌آوری به یکی از محورهای مهم نظام آموزشی تبدیل شده است. ارتش در کنار آموزش‌های تخصصی، روی مؤلفه‌هایی مانند اعتمادبه‌نفس، آمادگی ذهنی، تصمیم‌گیری و تحمل فشار نیز کار می‌کند.

در واقع، رزمنده مطلوب در میدان نبرد آینده باید همزمان از سه سرمایه برخوردار باشد: توان جسمی، توان ذهنی و توان تخصصی.

در کنار این سه مؤلفه، معاون تربیت و آموزش ارتش بر نقش باورها و انگیزه‌های معنوی در حفظ انگیزه رزمندگان تأکید کرده است؛ عاملی که از نگاه او در شرایط دشوار نبرد می‌تواند در کنار مهارت و تخصص، نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.

اطلاعات، عملیات و آموزش؛ مثلث تولید قدرت رزمی

یکی از نکات مهم مطرح‌شده درباره ساختار آموزشی ارتش، ارتباط مستمر میان سه حوزه «اطلاعات، عملیات و آموزش» است.

اطلاعات، شیوه و الگوی رزم دشمن را رصد می‌کند؛ عملیات نیازهای میدان را مشخص می‌کند و آموزش، این نیازها و یافته‌ها را به مهارت تبدیل می‌کند.

این چرخه باعث می‌شود نظام آموزشی یک ساختار ثابت و ایستا نباشد. هر تغییر در روش جنگیدن دشمن یا هر نیاز جدید عملیاتی می‌تواند به اصلاح یک سرفصل، تغییر یک فرآیند یا بازطراحی یک روش آموزشی منجر شود.

از این منظر، آموزش در ارتش نه نقطه پایان، بلکه بخشی از یک چرخه دائمی تولید و انتقال دانش نظامی است.

تجهیزات جدید قبل از ورود به میدان، وارد کلاس درس می‌شوند

یکی دیگر از نکات قابل توجه، نقش آموزش در فرآیند ورود تجهیزات جدید به سازمان رزم است.

پیش از ورود یک سامانه یا سلاح جدید، نیازهای آموزشی آن بررسی می‌شود؛ از تخصص‌های مورد نیاز و مدت آموزش گرفته تا صلاحیت‌های فردی کاربران.

پس از آموزش گروه نخست، دانش کسب‌شده در داخل سازمان تکثیر می‌شود و به نیروهای دیگر انتقال می‌یابد. پس از آن نیز آموزش‌های عملی و تمرین‌های تاکتیکی برای استفاده مؤثر از تجهیز جدید انجام می‌شود.

این رویکرد نشان می‌دهد که در جنگ مدرن، خرید تجهیزات به‌تنهایی قدرت ایجاد نمی‌کند. توان واقعی زمانی شکل می‌گیرد که نیروی انسانی بتواند ظرفیت‌های یک سامانه را در میدان نبرد به حداکثر برساند.

جنگ آینده دیگر آینده نیست

شاید مهم‌ترین برداشت راهبردی از تجربه جنگ‌های اخیر، تغییر نگاه به مفهوم «جنگ آینده» باشد.

امیر سرتیپ دوم علیان‌نژاد معاون تربیت و آموزش ارتش معتقد است بسیاری از مؤلفه‌هایی که پیش‌تر در قالب سناریوهای جنگ آینده بررسی می‌شدند، اکنون در میدان واقعی دیده شده‌اند؛ از جنگ فناورانه و شبکه‌محور گرفته تا استفاده گسترده از سامانه‌های بدون سرنشین، جنگ الکترونیک و عملیات چندلایه.

در چنین شرایطی، آموزش نمی‌تواند صرفاً بر اساس تهدیدات گذشته طراحی شود. نظام آموزشی باید همزمان دو وظیفه را انجام دهد: تجربه گذشته را حفظ کند و برای تهدیداتی آماده باشد که هنوز شکل نهایی آنها مشخص نیست.

به همین دلیل، «نیروی یادگیرنده» اهمیت بیشتری از «نیروی صرفاً آموزش‌دیده» پیدا می‌کند.

فرماندهی سریع؛ پاسخ آموزشی به میدان‌های پرسرعت

سرعت تصمیم‌گیری یکی دیگر از حوزه‌هایی است که جنگ‌های اخیر اهمیت آن را برجسته کرده‌اند.

در شرایطی که ارتباطات ممکن است مختل شود یا بخشی از تجهیزات از چرخه عملیات خارج شود، فرمانده باید بتواند بر اساس مأموریت و شرایط صحنه تصمیم بگیرد.

بر همین اساس، پس از جنگ ۱۲ روزه، دوره‌های ویژه‌ای برای فرماندهان در سطوح مختلف طراحی شد تا زمان تصمیم‌گیری کاهش یابد و فرماندهان در شرایط بحرانی استقلال عمل بیشتری داشته باشند.

این تحول در واقع حرکت از مدل فرماندهی مبتنی بر «انتقال دستور» به سمت فرماندهی مبتنی بر درک موقعیت، ابتکار عمل و تصمیم‌گیری سریع است.

عملیات مشترک؛ ضرورت عبور از جزیره‌ای عمل کردن

جنگ‌های جدید بیش از گذشته چندلایه و ترکیبی شده‌اند. بنابراین، هیچ نیرویی نمی‌تواند صرفاً با اتکا به ظرفیت‌های خود مأموریت‌های پیچیده را اجرا کند.

آموزش زبان مشترک، ادبیات مشترک و عملیات مشترک میان نیروهای مختلف، به همین دلیل اهمیت بیشتری یافته است.

در سطح نیروهای مسلح نیز تجربه آموزش مشترک میان ارتش، سپاه و دیگر سازمان‌ها وجود دارد؛ اما بر اساس اظهارات معاون تربیت و آموزش ارتش، این همکاری نیازمند عمق‌بخشی و تمرین مستمر است.

در چنین الگویی، هدف نهایی ایجاد نیرویی نیست که فقط در چارچوب سازمان خود عملکرد مطلوبی داشته باشد؛ بلکه باید بتواند در یک عملیات ترکیبی، ظرفیت خود را با سایر نیروها هماهنگ کند.

دکترین دفاعی، اما آموزش تاکتیک‌های آفندی

یکی دیگر از محورهای قابل توجه، تفکیک میان «دکترین دفاعی» و «آموزش توانایی‌های هجومی» است.

بر اساس اظهارات معاون تربیت و آموزش ارتش، مبنای دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران دفاع از کشور و مرزهاست؛ با این حال، این موضوع به معنای محدودشدن آموزش‌ها به تاکتیک‌های صرفاً پدافندی نیست.

دانشجویان و نیروهای نظامی، شیوه‌های مختلف به‌کارگیری تجهیزات، نفوذ و عملیات هجومی را نیز آموزش می‌بینند تا در صورت ابلاغ مأموریت، توان اجرای آن را داشته باشند.

بنابراین، در نظام آموزشی ارتش میان ماهیت دفاعی مأموریت و برخورداری از ظرفیت‌های تاکتیکی متنوع تفاوت وجود دارد.

مدیریت دانش؛ تبدیل تجربه فرماندهان به سرمایه سازمانی

یکی از مهم‌ترین چالش‌های هر سازمان نظامی، جلوگیری از بین رفتن تجربه نیروهای باتجربه است. ارتش برای این مسئله از سازوکار «مدیریت دانش» استفاده می‌کند.

در این فرآیند، تجربیات حاصل از رزمایش‌ها و عملیات‌ها جمع‌آوری، تحلیل و در صورت نیاز به محتوای آموزشی تبدیل می‌شوند. سپس این محتوا در دوره‌های مختلف فرماندهی و ستاد و مراکز آموزشی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

به این ترتیب، تجربه یک فرمانده یا یک یگان می‌تواند به دانش سازمانی تبدیل شود و در اختیار نسل بعدی نیروها قرار گیرد.

این فرآیند به‌ویژه در سازمانی مانند ارتش اهمیت دارد؛ زیرا بخش قابل توجهی از توان رزمی آن بر تخصص‌هایی بنا شده که شکل‌گیری آنها به سال‌ها آموزش و تجربه نیاز دارد.

ارتش در حال بازتعریف «رزمنده مطلوب» است

تجربه جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه را می‌توان نقطه‌ای مهم در بازاندیشی نظام آموزشی ارتش دانست. مسئله فقط تغییر چند سرفصل آموزشی نیست؛ بلکه تغییر در نگاه به مفهوم آموزش نظامی است.

در این نگاه، آموزش باید واقع‌گرایانه، مستمر، سریع و مبتنی بر تجربه میدان باشد. رزمنده نیز باید علاوه بر تخصص، قدرت یادگیری، تطبیق‌پذیری و تاب‌آوری داشته باشد و فرمانده باید بتواند در شرایط پیچیده و حتی بدون ارتباط مستمر با سطوح بالاتر تصمیم بگیرد.

سه درس کلیدی که از این تجربه برجسته شده‌اند، عبارتند از:

۱. آمادگی مستمر و آموزش‌های واقع‌گرایانه؛

۲. تربیت نیروی یادگیرنده و تطبیق‌پذیر؛

۳. تربیت نیروی برخوردار از تاب‌آوری و قابلیت انتقال سریع تجربه.

در نهایت، اگر جنگ را بزرگ‌ترین آزمون نظام آموزشی بدانیم، نتیجه این آزمون تنها در تعداد عملیات‌ها یا میزان استفاده از تجهیزات خلاصه نمی‌شود. آزمون اصلی آن است که آیا سازمان نظامی می‌تواند از هر تجربه، حتی در میانه بحران، یک درس جدید استخراج کند و آن درس را به سرعت به قدرت عملیاتی تبدیل کند یا خیر.

از این منظر، مهم‌ترین تغییر ایجادشده در نظام آموزشی ارتش شاید همین باشد: جنگ دیگر پایان فرآیند آموزش نیست؛ خود به بخشی از فرآیند یادگیری تبدیل شده است.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر