خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داد ضربالاجل ۶۰ روزه برای پایان جنگ و دستیابی به توافق هستهای منقضی شده و دو طرف از همیشه دورتر هستند. مذاکرات موجود صرفاً بر بازگشایی تنگه هرمز و لغو محاصره آمریکا متمرکز بوده و هیچ نشانهای از مصالحه جدی وجود ندارد. جمهوری اسلامی ایران با استناد به بند مبهم توافق، کنترل خود بر این آبراه راهبردی را تثبیت کرده است.
آسوشیتدپرس تصریح میکند آمریکا با «هیچ گزینه خوبی» برای خروج از جنگ مواجه نیست. پذیرش شروط ایران به معنای اعطای کنترل یک آبراه حیاتی به تهران و اعتراف به شکست است و تشدید جنگ نیز ذخایر موشکی پیشرفته آمریکا را کاهش میدهد، اقتصاد جهانی را شوکه میکند و قیمت بنزین را پیش از انتخابات کنگره افزایش میدهد. هر دو طرف سنگر گرفتهاند به امید عقبنشینی طرف مقابل، اما تاکنون چنین اتفاقی رخ نداده است.
این گزارش با مرور فروپاشی سریع توافق ژوئن یادآور میشود که تنها یک هفته پس از امضا، ایران شلیک به کشتیهای تحت نظارت آمریکا را آغاز کرد و آمریکا با حملات تلافیجویانه، بازگرداندن تحریمها و محاصره پاسخ داد. نتیجه، بازگشت به چرخه خشونت و بنبست است. یادداشت تفاهم ژوئن نه تنها صلح را تضمین نکرد، بلکه با ابهامهای خود زمینه تشدید مناقشه بر سر تنگه هرمز را فراهم ساخت. اکنون چشماندازی برای پایان جنگ در افق دیده نمیشود.
روزنامه گاردین نیز اعلام کرد قیمت بنزین در آمریکا به بالاترین سطح ثبتشده برای ماه اوت رسیده است. بر اساس دادههای انجمن اتومبیل آمریکا، متوسط قیمت هر گالن به ۴.۰۶ دلار رسیده که یک دلار گرانتر از سال گذشته است. در کالیفرنیا و هاوایی این رقم به حدود ۵.۵۰ دلار صعود کرده است. این افزایش نتیجه مستقیم جنگ ششماهه و مسدود شدن تنگه هرمز است که پیش از جنگ محل عبور یکپنجم نفت جهان بود.
بهای نفت خام برنت در ماه مارس به ۱۱۲ دلار رسید و هرچند اکنون حدود ۸۵ دلار است، همچنان ۳۰ درصد بالاتر از سال گذشته قرار دارد. با فروپاشی مذاکرات و منقضی شدن ضربالاجل ۶۰ روزه، قیمتها دوباره روند صعودی گرفتهاند. ترامپ با تهدید عمان به بمباران و اعلام اینکه «هیچ جدول زمانی ندارم و عجلهای ندارم»، عملاً امید به پایان سریع جنگ را از بین برده است.
گاردین به نقل از کمیته مشترک اقتصادی کنگره مینویسد آمریکاییها در شش ماه گذشته ۵۶.۴ میلیارد دلار هزینه اضافی بابت بنزین پرداختهاند (معادل ۴۷۷ دلار برای هر خانوار). در مقابل، هشت شرکت بزرگ نفتی جهان در سهماهه بهار ۹۰ میلیارد دلار سود خالص کسب کردهاند که معادل ۷۰۰ هزار دلار در هر دقیقه است. این تضاد، تصویری تلخ از جنگ طبقاتی ناشی از یک مناقشه نظامی پرهزینه را نشان میدهد. نظرسنجیها نیز حاکی است نیمی از آمریکاییها برای تأمین هزینههای زندگی با مشکل مواجهاند.
تحلیل رسانههای عربی: فشار تحریمها و سناریوهای پیشرو
شبکه المیادین استدلال میکند تهدید دولت ترامپ برای اعمال فشار و تحریمهای اقتصادی بیشتر علیه ایران، لزوماً به تسلیم تهران منجر نخواهد شد و حتی میتواند هزینههای سنگینی برای اقتصاد جهانی داشته باشد. هدف آمریکا کاهش درآمدهای نفتی، محدود کردن مبادلات مالی و تضعیف توان دولت ایران است، اما تجربه دو دهه تحریم نشان داده ایران توانایی قابلتوجهی برای سازگاری و دور زدن محدودیتها دارد. حذف نفت ایران از بازار جهانی میتواند قیمت انرژی و تورم را افزایش دهد، بهویژه در شرایطی که ذخایر نفتی برخی کشورها کاهش یافته است.
المیادین بر نقش چین و دیگر شرکای اقتصادی ایران تأکید میکند که منافع راهبردی خود را بهسادگی قربانی تحریمهای آمریکا نخواهند کرد. زمان بیشتر به سود ایران است و واشنگتن احتمالاً برای حفظ وجهه سیاسی خود، بهجای تشدید تحریمها، به دنبال توافقی جدید یا اصلاح توافق قبلی خواهد بود.
روزنامه رأی الیوم نیز تأکید کرد پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهم اسلامآباد الزاماً به معنای آغاز جنگی جدید نیست، بلکه مرحلهای تازه از رویارویی و چانهزنی را رقم زده است. ایران ضمن حفظ کانالهای میانجیگری، حاضر نیست تحت فشار آمریکا به مذاکره بازگردد و از تنگه هرمز بهعنوان اهرم سیاسی و اقتصادی استفاده میکند. واشنگتن همچنان بر تحریم، فشار اقتصادی، محاصره دریایی و تهدید نظامی تکیه دارد، اما با افزایش هزینههای انرژی با محدودیتهایی روبهروست.
نویسنده سه سناریو را مطرح میکند: تشدید نظامی، ادامه جنگ و مذاکره همزمان بدون توافق، و بازگشت به مذاکرات با تفاهمی جدید. سناریوی دوم در کوتاهمدت محتملتر است. پایان تفاهم اسلامآباد به معنای پایان دیپلماسی نیست، زیرا کانالهای پشتپرده همچنان فعالاند. آینده به میزان تحمل فشار و توان چانهزنی دو طرف بستگی دارد و منطقه همچنان در معرض خطر تشدید ناگهانی تنش قرار دارد.
روزنامه الشرقالاوسط به انتخابات پاییز ۲۰۲۶ در آمریکا، رژیم صهیونیستی و برزیل پرداخت و نوشت این فصل میتواند توازن قدرت و مسیر سیاست بینالملل را تغییر دهد. در اسرائیل، انتخابات کنست ممکن است به شکست لیکود و پایان نخستوزیری نتانیاهو منجر شود. در آمریکا، انتخابات میاندورهای کنگره آزمونی برای عملکرد دولت ترامپ خواهد بود و پیروزی دموکراتها میتواند توان دولت برای تصویب قوانین را محدود کند.
دیدگاه رسانههای چین و روسیه: فرسایش قدرت نظامی آمریکا
روزنامه روسی «ودوموستی» در گزارشی با عنوان «چگونه جنگ با ایران حضور آمریکا در جهان را کاهش میدهد» نوشت تصمیم ترامپ برای کاهش مشارکت در رزمایشهای مشترک با کره جنوبی در حالی اتخاذ شده که آمریکا بخش مهمی از منابع نظامی خود را به خاورمیانه منتقل کرده است. ترامپ اعلام کرد مشارکت آمریکا در این رزمایشها کاهش مییابد و هزینههای بالا و تأثیر آن بر گفتوگو با کره شمالی را از دلایل این تصمیم عنوان کرد.
ودوموستی با اشاره به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نوشت واشنگتن حدود ۵۰ هزار نظامی در منطقه مستقر کرده و ناو هواپیمابر «جرج واشنگتن» از شرق آسیا به خاورمیانه منتقل شده تا جایگزین «آبراهام لینکلن» شود؛ اقدامی که به معنای خروج آخرین ناو هواپیمابر آمریکا از آسیا است. کارشناسان روس این روند را نشانه بازتعریف نقش نظامی آمریکا و کاهش حضور در مناطق کماولویتتر میدانند.
خبرگزاری شینهوا نیز در گزارشی با عنوان «آمریکا گرفتار پیامدهای جنگطلبی خود علیه ایران شده است» نوشت حدود شش ماه پس از آغاز جنگ، ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به نمادی از پیامدهای رویکرد نظامی واشنگتن تبدیل شده است. استقرار بیش از ۲۰۰ روزه این ناو در دریا (با حدود ۵ هزار ملوان و تفنگدار) رکوردی محسوب میشود و گزارشهایی درباره کمبود غذا و آب، اختلال در ارسال مرسولات و نگرانی خانوادهها از وضعیت روانی نظامیان منتشر شده است. پنتاگون این گزارشها را کماهمیت جلوه داده است.
شینهوا هزینههای مالی جنگ را حدود ۳۷.۵ میلیارد دلار برای عملیات و نیاز به ۶۷ میلیارد دلار دیگر برای جایگزینی تسلیحات مصرفشده اعلام کرد. آمریکا تاکنون نه به پیروزی تعیینکننده نظامی دست یافته و نه مسیر روشنی برای حلوفصل دیپلماتیک ایجاد کرده است. رابین نیبلت، رئیس پیشین اندیشکده چتمهاوس، نتیجه جنگ را تاکنون «یک شکست راهبردی و مایه شرمساری» برای آمریکا توصیف کرده است.
چشمانداز جنگ: بنبست ادامه دارد
بازتاب رسانههای بینالمللی نشان میدهد جنگ ششماهه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، فراتر از یک رویارویی نظامی، به بنبست راهبردی، فشار اقتصادی گسترده بر غرب و فرسایش منابع نظامی آمریکا منجر شده است. در حالی که تهران کنترل تنگه هرمز را تثبیت کرده و کانالهای دیپلماتیک را حفظ میکند، واشنگتن با گزینههای محدود و هزینههای فزاینده روبهروست. آینده این مناقشه بیش از هر چیز به میزان تحمل فشار اقتصادی و سیاسی دو طرف و تحولات انتخاباتی پیشرو بستگی دارد.