در هفته گذشته، هیئتهایی از پاکستان، عمان و قطر به تهران سفر کردند؛ رفتوآمدهایی که در شرایط تداوم انسداد تنگه هرمز و افزایش فشارهای اقتصادی ناشی از محاصره دریایی، توجهها را به احتمال فعالشدن مسیرهای غیرمستقیم میان ایران و آمریکا جلب کرده است.
هیئت پاکستانی متشکل از عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، و سید محسن نقوی، وزیر کشور این کشور بود. بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان و شیخ محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر نیز در رأس هیئتهای عمانی و قطری به تهران آمدند.
هرچند همزمانی این سفرها میتواند این تصور را ایجاد کند که مأموریت مشترکی میان آنها وجود دارد، اما شرایط و چارچوب سفرهای اسلامآباد و مسقط یکسان نیست.
مأموریت متفاوت اسلامآباد و مسقط
عمان پیش از جنگ ۴۰ روزه نقش اصلی را در میانجیگری میان ایران و آمریکا بر عهده داشت، اما پس از آغاز جنگ، نقش پاکستان در انتقال پیامها و تلاش برای باز نگهداشتن مسیر گفتوگو میان تهران و واشنگتن پررنگتر شده است.
در مقابل، سفر هیئت عمانی بیشتر در چارچوب مذاکرات دوجانبه تهران و مسقط درباره ترتیبات مربوط به تنگه هرمز قابل بررسی است؛ موضوعی که با توجه به اهمیت راهبردی این آبراه، اهمیت ویژهای دارد.
ایران نیز در هفتههای اخیر مواضع خود درباره شرایط بازگشایی تنگه هرمز را اعلام کرده و تأکید داشته است که هرگونه تغییر در وضعیت این آبراه باید در چارچوب تأمین منافع کشور و دریافت تضمینهای لازم صورت گیرد.
از سوی دیگر، موضع تهران درباره محاصره دریایی و فشارهای اقتصادی آمریکا نیز صریحتر شده است و مقامهای ایرانی بر ضرورت واکنش متناسب به این فشارها تأکید کردهاند.
عاصم منیر؛ حامل پیام واشنگتن؟
سفر عاصم منیر به تهران با توجه به ارتباطات او با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، مورد توجه قرار گرفته است. فرمانده ارتش پاکستان پیش از سفر خود به تهران با ترامپ تماس تلفنی داشت و بر اساس گزارشهای منتشرشده، رئیسجمهور آمریکا از او خواسته بود از ارتباطات خود با مقامهای ایرانی برای تداوم مسیر گفتوگو استفاده کند.
در چنین شرایطی، این گمانه مطرح شده که سفر هیئت پاکستانی میتواند با تلاشهای واشنگتن برای فعالکردن مسیر دیپلماتیک ارتباط داشته باشد.
با این حال، مواضع اعلامشده ایران نشان میدهد هرگونه مذاکره احتمالی تنها در صورت توقف فشارهای نظامی و اقتصادی آمریکا و تأمین منافع ایران قابل بررسی خواهد بود.
مسقط زیر فشار واشنگتن
در سوی دیگر، مذاکرات ایران و عمان نیز با توجه به اهمیت تنگه هرمز مورد توجه آمریکا قرار گرفته است.
گزارشهایی درباره فشار واشنگتن بر مسقط برای جلوگیری از شکلگیری ترتیبات جدید درباره تردد در تنگه هرمز منتشر شده است. در همین حال، عمان تلاش دارد ضمن حفظ روابط خود با آمریکا، کانال ارتباطی با ایران را نیز فعال نگه دارد.
موقعیت عمان در این شرایط پیچیده است؛ زیرا از یک سو تحت فشار آمریکا قرار دارد و از سوی دیگر، تحولات منطقه نشان داده است که همراهی کامل با سیاستهای واشنگتن الزاماً به معنای افزایش امنیت کشورهای منطقه نیست.
کوثری: شنیدن پیام به معنای پذیرش آن نیست
اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، درباره سفر مقامهای منطقهای به تهران گفت این رفتوآمدها میتواند ابعاد مختلفی داشته باشد و انتقال پیام تنها یکی از احتمالات است.
وی با اشاره به روابط تجاری ایران با کشورهای منطقه افزود که در شرایط محدودیتهای دریایی، حفظ مسیرهای تجاری اهمیت بیشتری پیدا میکند و نباید هر سفر دیپلماتیکی را صرفاً در چارچوب پیامرسانی سیاسی تحلیل کرد.
کوثری درباره سفر عاصم منیر نیز گفت ارتباطات وی با مقامهای آمریکایی و شخص ترامپ در تحلیل تحولات اخیر قابل توجه است، اما بدون اطلاع دقیق از محتوای مذاکرات نمیتوان درباره جزئیات آنها قضاوت قطعی کرد.
وی با اشاره به سفر مقامهای عمانی و قطری به تهران تأکید کرد: کشورهای مختلف میتوانند به تهران بیایند، پیامهای خود را مطرح کنند و ایران نیز مواضع خود را بیان کند؛ اما «شنیدن پیام به معنای پذیرش پیام نیست».
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس افزود ایران باید پیام طرف مقابل را بشنود و پس از بررسی، بر اساس منافع ملی تصمیم بگیرد.
کوثری درباره احتمال ارتباط پیامهای منتقلشده با تنگه هرمز نیز گفت این تنگه موضوعی راهبردی است و کشورهای غربی برای انتقال انرژی به آن نیاز دارند.
وی تأکید کرد که ایران نباید خود را تنها طرف نیازمند در این معادله بداند و گفت: «آنها نیز نیازهای جدی دارند و در شرایط فعلی، بازشدن مسیر انتقال انرژی برایشان اهمیت دارد.»
کوثری در پایان گفت جمهوری اسلامی ایران پیامها را میشنود و دیپلماسی را دنبال میکند، اما هر پیامی که از سوی واسطهها منتقل شود، به معنای تغییر موضع ایران نیست.
ظهرهوند: آمریکا از مسیر واسطهها پیام فرستاده است
ابوالفضل ظهرهوند، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، نیز با اشاره به سفر عاصم منیر به تهران گفت ارتباطات او با ترامپ، این سفر را قابل توجه کرده است.
وی افزود پس از سفر مقام پاکستانی، هیئت عمانی و سپس مقام قطری نیز به تهران آمدند و نمیتوان نقش این رفتوآمدها در انتقال پیامهای سیاسی را نادیده گرفت.
ظهرهوند مدعی شد هر سه مسیر حامل پیامهایی از سوی آمریکا بودهاند و واشنگتن تلاش کرده پیشنهادهای خود را از طریق واسطهها به تهران منتقل کند.
به گفته وی، این پیشنهادها میتوانسته حول محور کاهش فشارهای اقتصادی، کاهش تحریمهای نفتی یا تغییر در وضعیت محاصره اقتصادی باشد.
ظهرهوند همچنین گفت یکی از پیشنهادهای احتمالی میتوانسته بازگشایی تنگه هرمز در مقابل کاهش بخشی از فشارهای اقتصادی آمریکا باشد، اما تهران بدون دریافت تضمین و امتیاز واقعی حاضر نیست چنین اهرم راهبردی را واگذار کند.
وی افزود در صورتی که پیامهای منتقلشده با پاسخ مورد انتظار آمریکا مواجه نشده باشد، واشنگتن با بنبست مواجه خواهد شد؛ زیرا ایران نمیتواند تنگه هرمز را در مقابل وعدههای نامشخص بازگشایی کند.
این نماینده مجلس همچنین تأکید کرد ایران باید در شرایط فعلی کارتهای راهبردی خود را بدون دریافت امتیاز واقعی واگذار نکند و اجازه ندهد پیامهای غیرمستقیم، چارچوب تصمیمگیری کشور را تعیین کنند.
در مجموع، رفتوآمد مقامهای پاکستان، عمان و قطر به تهران بار دیگر نقش میانجیهای منطقهای در تحولات میان ایران و آمریکا را برجسته کرده است؛ با این حال، آنچه از مواضع مقامهای ایرانی برمیآید، این است که تهران همچنان بر دریافت تضمین و امتیاز واقعی در برابر هرگونه تغییر در مواضع خود تأکید دارد و صرف انتقال پیام را به معنای آغاز یا پذیرش مذاکره نمیداند.