تحلیل فارن افرز:

فروپاشی نظم خاورمیانه‌ای تحت رهبری آمریکا پس از جنگ با ایران

مجله فارن افرز در تحلیلی نوشت: نظم خاورمیانه‌ای تحت رهبری آمریکا اکنون در آستانه فروپاشی قرار گرفته است؛ چرا که ناتوانی آمریکا در حفاظت از متحدان عرب و باز نگه داشتن تنگه هرمز، همراه با حمایت واشنگتن از سیاست‌های رژیم اسرائیل در غزه، اعتماد کشورهای منطقه به تعهدات امنیتی آمریکا را به‌شدت تضعیف کرده است.

فروپاشی نظم خاورمیانه‌ای تحت رهبری آمریکا پس از جنگ با ایران
۰ دقیقه
صفحه سیاست-

مجله فارن افرز در تحلیلی با اشاره به پیامدهای جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران نوشت که نظم خاورمیانه‌ای تحت رهبری آمریکا که از پایان جنگ سرد و جنگ خلیج فارس در اوایل دهه ۹۰ میلادی شکل گرفت، در پی جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران وارد مرحله فروپاشی شده است.

نویسنده این تحلیل، مارک لینچ استاد علوم سیاسی و امور بین‌الملل در دانشگاه جورج واشنگتن و نویسنده کتاب «خاورمیانه آمریکا: ویرانی یک منطقه» معتقد است شکست آمریکا و رژیم اسرائیل در براندازی حکومت ایران، ناتوانی واشنگتن در حفاظت کامل از متحدان عرب خود و باز نگه داشتن تنگه هرمز و همچنین حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا از رژیم اسرائیل در جنگ غزه، اعتبار و کارآمدی این نظم را به‌شدت تضعیف کرده است. به باور وی، این وضعیت صرفا یک بحران موقت نیست، بلکه نقطه عطفی است که بازگشت به نظم گذشته را بسیار دشوار کرده است.

از زمان پایان جنگ سرد، هدف اصلی آمریکا در خاورمیانه ایجاد نظمی بود که در آن رژیم اسرائیل، ترکیه و کشورهای عربی متحد آمریکا در یک چارچوب امنیتی مشترک قرار گیرند و در مقابل، ایران، عراق و بعدها گروه‌های غیردولتی نزدیک به ایران مهار شوند. آمریکا با ایجاد پایگاه‌های نظامی، فروش تسلیحات و ارائه تضمین‌های امنیتی، خود را به قدرتی ضروری در منطقه تبدیل کرد. همزمان، واشنگتن تلاش کرد از طریق روند صلح عربی ـ اسرائیلی و بعدتر عادی‌سازی روابط، کشورهای عربی و رژیم اسرائیل را به یک ائتلاف منطقه‌ای نزدیک کند.

این نظم از دیدگاه آمریکا مزایایی مهم داشت؛ از جمله حفاظت از جریان نفت، تامین امنیت رژیم اسرائیل، مقابله با تروریسم و جلوگیری از ظهور یک قدرت رقیب منطقه‌ای.

اما نویسنده معتقد است هزینه این نظم برای مردم خاورمیانه بسیار سنگین بود. جنگ‌های متعدد رژیم اسرائیل، شکست روند صلح فلسطین، حمله و اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، تحریم‌های طولانی علیه عراق و ایران و جنگ‌های داخلی و مداخلات خارجی در لبنان، لیبی، سوریه، یمن و سودان، منطقه را با خشونت، فقر و بی‌ثباتی گسترده روبه‌رو کرده است.

نویسنده همچنین تاکید می‌کند که نظم آمریکایی فقط بر تضمین‌های امنیتی متکی نبود، بلکه حمایت از حکومت‌های اقتدارگرا نیز بخش مهمی از آن بود. آمریکا برای حفظ ثبات و مقابله با تهدیدهای داخلی، از بسیاری از حکومت‌های عربی حمایت کرد؛ در حالی که این حکومت‌ها سرکوب مخالفان و جلوگیری از اصلاحات سیاسی را ادامه دادند.

بهار عربی در سال‌های ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ نشان داد که این ساختار تا چه اندازه شکننده است. سقوط حسنی مبارک در مصر به رهبران عرب نشان داد که در شرایط بحرانی نمی‌توانند کاملا به حمایت آمریکا اعتماد کنند؛ بنابراین بسیاری از آنها تلاش کردند خودشان در کشورهای منطقه مداخله کنند که نتیجه آن در مواردی کودتا، جنگ داخلی و بی‌ثباتی بیشتر بود.

به باور لینچ، همین نظم به افزایش رفتارهای تهاجمی‌تر منطقه انجامید. ایران که خود را در محاصره دشمنان و تحت فشار تحریم‌های آمریکا می‌دید، از شبکه‌ای از گروه‌های همسو در منطقه حمایت کرد و به توسعه موشک‌ها و پهپادهای کم‌هزینه روی آورد. رژیم اسرائیل نیز به دلیل برخورداری از برتری نظامی و حمایت گسترده آمریکا، انگیزه کمتری برای حل مسئله فلسطین یا کاهش تنش‌های منطقه‌ای پیدا کرد. حمله هفتم اکتبر و واکنش گسترده رژیم اسرائیل به غزه، این روند را تشدید کرد و این رژیم حضور نظامی خود را در غزه، کرانه باختری، لبنان و سوریه افزایش داد.

در همین دوره، آمریکا تلاش کرد با توافق‌های ابراهیم روابط رژیم اسرائیل با کشورهای عربی را گسترش دهد. بحرین، امارات و سپس مراکش به این روند پیوستند و واشنگتن امیدوار بود عربستان سعودی نیز به آن ملحق شود. اما جنگ غزه باعث شد مسئله فلسطین دوباره به موضوعی مهم در افکار عمومی عربی تبدیل شود. در عین حال، رقابت میان عربستان سعودی و امارات نیز شکاف‌های درون اردوگاه مورد حمایت آمریکا را افزایش داد.

نویسنده معتقد است که جنگ علیه ایران، ضربه نهایی را به این نظم وارد کرد. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از اینکه آمریکا و رژیم اسرائیل بدون مشورت با آنها جنگ را آغاز کردند، خشمگین شدند؛ زیرا آنها مستقیما در معرض حملات ایران قرار گرفتند، بدون اینکه در تصمیم آغاز جنگ نقشی داشته باشند. اگرچه سامانه‌های دفاعی آمریکا توانستند بخشی از حملات ایران را دفع کنند، اما موشک‌ها و پهپادها به اهداف خود رسیدند و تاسیسات مهمی آسیب دیدند. حتی مهم‌تر از خسارت‌های فیزیکی، این جنگ نشان داد که آمریکا قادر نیست امنیت شرکای خود را به‌طور کامل تضمین کند.

به باور نویسنده، بسته شدن تنگه هرمز نیز ضربه‌ای جدی به اعتبار واشنگتن وارد کرد. بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، آمریکا را عملا ناتوان کرد و اقتصاد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را در معرض خطر قرار داد. رهبران این کشورها از بی‌اعتنایی آمریکا به خواسته‌هایشان و آشکار شدن ناتوانی واشنگتن شوکه شدند. در نهایت، آنها به این نتیجه رسیدند که تضمین‌های امنیتی آمریکا، که در قلب نظم منطقه‌ای قرار داشت، دیگر قابل اعتماد نیست.

منبع: ایرنا
اخبار مرتبط
ارسال نظر