«اعزاز احمد چودری»، قائممقام سابق وزارت امور خارجه پاکستان و سفیر پیشین این کشور در واشنگتن، در گفتوگویی با یک شبکه پاکستانی اظهار داشت که آمریکا باید واقعیت سیاسی و راهبردی موجود در ایران را بپذیرد و بداند تلاشها برای وادار کردن جمهوری اسلامی به تسلیم با شکست مواجه شده است.
او با اشاره به حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی از پروژههای تجزیهطلبانه و تلاش برای تحریک جریانهای مخالف جمهوری اسلامی در خارج از ایران گفت که این اقدامات نتیجه مورد انتظار طراحان آن را به همراه نداشته و آنچه در میدان باقی مانده، پایداری و مقاومت ایران است.
این اظهارات از آن جهت اهمیت دارد که از سوی یک دیپلمات ارشد سابق پاکستانی مطرح شده است؛ فردی که تجربه مستقیم حضور در ساختار سیاست خارجی پاکستان و مأموریت دیپلماتیک در واشنگتن را دارد و تحولات ایران را از منظر منافع منطقهای اسلامآباد دنبال میکند.
چرا پاکستان بر اجرای تفاهمنامه اسلامآباد تأکید دارد؟
چودری تأکید کرده است که حلوفصل پایدار مناقشه کنونی تنها به نفع ایران و آمریکا نیست، بلکه برای پاکستان نیز اهمیت مستقیم دارد؛ زیرا ادامه جنگ و تنش، پیامدهای منفی خود را بر اقتصاد این کشور تحمیل کرده است.
پاکستان در همسایگی ایران قرار دارد و هرگونه تشدید بحران در منطقه میتواند بر تجارت، امنیت انرژی، مسیرهای ترانزیتی و ثبات اقتصادی این کشور تأثیر بگذارد. از همین منظر، تأکید اسلامآباد بر احیای مسیر دیپلماسی را نمیتوان صرفاً یک موضع سیاسی دانست؛ بلکه این موضع با ملاحظات امنیتی و اقتصادی پاکستان نیز پیوند خورده است.
چودری تصریح کرده است که پاکستان صادقانه برای پیشبرد تفاهمنامه اسلامآباد تلاش میکند و بازگشت طرفین به این تفاهمنامه را تنها راهکار بادوام برای خروج از وضعیت کنونی میداند.
تفاهمنامه ۲۸ خرداد؛ سندی که هنوز به مرحله اجرا نرسیده است
ایران و آمریکا پس از دو دور جنگ و چند دور مذاکره غیرمستقیم، در ۲۸ خرداد امسال به یادداشت تفاهمی برای کاهش تنشها و حرکت در مسیر دیپلماسی دست یافتند؛ با این حال، این تفاهمنامه در عمل وارد مرحله اجرایی نشد.
از نگاه منتقدان سیاست واشنگتن، همزمانی پیشنهاد مذاکره با ادامه فشارهای اقتصادی، تهدیدهای نظامی و اقدامات تحریکآمیز، یکی از عوامل اصلی بیاعتمادی تهران به روند دیپلماتیک بوده است.
به همین دلیل، مسئله امروز صرفاً بازگشت به میز مذاکره نیست؛ بلکه پرسش اصلی این است که آیا آمریکا آماده پذیرش تعهدات روشن و قابل اجرا برای کاهش تنش است یا خیر؟
سیاست فشار واشنگتن و بحران اعتماد در مذاکرات
تداوم تحریمها و تهدیدهای نظامی از سوی آمریکا، در شرایطی که واشنگتن همزمان از مذاکره سخن میگوید، یک پیام متناقض به طرف ایرانی ارسال کرده است.
این رویکرد در حالی ادامه یافته که دونالد ترامپ بارها از «پیروزی» آمریکا در جنگ سخن گفته و حتی مدعی باز بودن تنگه هرمز شده است؛ ادعاهایی که در مقابل روایت ایران از وضعیت امنیتی منطقه و نقش راهبردی این آبراه قرار دارد.
در چنین شرایطی، بازگشت به مذاکرات بدون ایجاد سازوکار مشخص برای اجرای تعهدات، نمیتواند بهتنهایی مشکل اعتماد میان دو طرف را حل کند. تجربه تفاهمنامه ۲۸ خرداد نیز نشان داده است که فاصله میان توافق سیاسی و اجرای عملی آن میتواند به یکی از اصلیترین موانع دیپلماسی تبدیل شود.
پاکستان؛ میانجی منطقهای با منافع مستقیم در پایان جنگ
تأکید مقامهای پاکستانی بر اجرای تفاهمنامه اسلامآباد نشان میدهد که اسلامآباد تلاش دارد خود را در جایگاه یک بازیگر فعال برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا قرار دهد.
در همین راستا، «محمد اسحاق دار»، معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه پاکستان، نیز جمعه گذشته در دیدار با کاردار آمریکا در اسلامآباد، بر اهمیت گفتوگو و دیپلماسی برای تأمین صلح و ثبات منطقه تأکید کرد و اجرای کتبی و عملی تفاهمنامه اسلامآباد مورخ ۱۸ ژوئن (۲۸ خرداد) را تنها مسیر دستیابی به صلح پایدار دانست.
تکرار این موضع از سوی مقامهای مختلف پاکستانی، نشان میدهد که ادامه بحران از منظر اسلامآباد دیگر صرفاً یک اختلاف میان تهران و واشنگتن نیست؛ بلکه میتواند مستقیماً بر امنیت و اقتصاد کشورهای پیرامونی اثر بگذارد.
بازگشت به دیپلماسی؛ آزمونی برای واشنگتن
آنچه از اظهارات مقامهای پاکستانی برمیآید این است که فشار حداکثری و تهدید نظامی نتوانسته است ایران را به پذیرش خواستههای آمریکا وادار کند و اکنون بخشی از بازیگران منطقهای بر ضرورت تغییر رویکرد واشنگتن تأکید دارند.
از این منظر، تفاهمنامه اسلامآباد میتواند بیش از آنکه یک نقطه پایان برای بحران باشد، بهعنوان یک آزمون جدی برای اعتبار دیپلماسی آمریکا مطرح شود. اگر واشنگتن خواهان بازگشت به مسیر مذاکره است، مسئله اصلی نه آغاز گفتوگو، بلکه تضمین اجرای توافق و پرهیز از همزمانی مذاکره با فشار و تهدید خواهد بود.
در مقابل، اصرار بر تداوم فشار در شرایطی که حتی متحدان و همسایگان منطقهای آمریکا نیز از تبعات اقتصادی و امنیتی بحران ابراز نگرانی میکنند، میتواند شکاف میان سیاست اعلامی واشنگتن و واقعیتهای میدان را عمیقتر کند.
تحلیل صفحه سیاست
اظهارات اعزاز احمد چودری و محمد اسحاق دار نشان میدهد که پاکستان پایان تنش میان ایران و آمریکا را نه یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی برای ثبات منطقه و منافع مستقیم خود میداند. در این میان، بازگشت به تفاهمنامه ۲۸ خرداد میتواند نقطه آغاز دیپلماسی باشد؛ اما عبور از بنبست، بیش از هر چیز به میزان آمادگی واشنگتن برای تبدیل تعهدات سیاسی به اقدامات عملی و قابل اعتماد بستگی دارد.