صفحه سیاست گزارش می دهد؛

شکار ۴۵ فروند MQ-۹؛ ضربه‌ای یک‌چهارم به «چشم‌های مسلح» آمریکا

از دست رفتن ۴۵ فروند پهپاد راهبردی MQ-9 Reaper در جریان جنگ اخیر آمریکا و ایران، در صورت صحت آمار منتشرشده، صرفاً یک خسارت تجهیزاتی برای ارتش آمریکا نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه‌ای از فشار جدی بر یکی از مهم‌ترین لایه‌های شناسایی، مراقبت و هدف‌یابی این کشور باشد. رقمی که گفته می‌شود معادل حدود یک‌چهارم ناوگان MQ-9 آمریکاست، هزینه‌ای بیش از یک میلیارد دلار بر واشنگتن تحمیل می‌کند و همزمان بخشی از ظرفیت اطلاعاتی و عملیاتی آن را فرسوده می‌سازد.

شکار ۴۵ فروند MQ-9؛ ضربه‌ای یک‌چهارم به «چشم‌های مسلح» آمریکا
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

روزنامه «واشنگتن‌پست» به نقل از مقام‌های آمریکایی گزارش داده است که ارتش این کشور در جریان جنگ با ایران ۴۵ فروند MQ-9 Reaper را از دست داده است؛ رقمی که در نسبت با اندازه ناوگان این پهپاد، به معنای از بین رفتن حدود ۲۵ درصد ظرفیت عملیاتی آن است.

اهمیت این عدد زمانی روشن‌تر می‌شود که جایگاه MQ-9 در ساختار نظامی آمریکا را در نظر بگیریم. این پهپاد که از سال ۲۰۰۷ وارد خدمت شده، یکی از مهم‌ترین ابزارهای ایالات متحده برای مأموریت‌های اطلاعاتی، شناسایی، مراقبت و حمله به اهداف زمینی محسوب می‌شود.

MQ-9 ساخت شرکت «جنرال اتمیکس» است و برخلاف پهپادهای صرفاً شناسایی، قابلیت حمل و استفاده از تسلیحات هدایت‌شونده را دارد. بنابراین، این پرنده را باید همزمان یک سکوی جمع‌آوری اطلاعات و یک پلتفرم رزمی دورایستا دانست؛ پرنده‌ای که می‌تواند برای مدت طولانی در منطقه عملیاتی باقی بماند و در صورت نیاز، وارد مرحله تهاجمی شود.

چرا از دست رفتن ۴۵ فروند مهم است؟

MQ-9 حدود ۱۱ متر طول و نزدیک به ۲۰ متر دهانه بال دارد و می‌تواند حدود یک‌هزار و ۷۰۰ کیلوگرم محموله و تسلیحات حمل کند. برد عملیاتی حدود یک‌هزار و ۸۰۰ کیلومتر و قابلیت ماندگاری طولانی در آسمان، این پهپاد را به ابزاری مهم برای رصد مستمر مناطق عملیاتی تبدیل کرده است.

در واقع ارزش MQ-9 فقط به توان حمل موشک و بمب محدود نمی‌شود. این پرنده بخشی از زنجیره‌ای است که از شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات آغاز می‌شود و به تعیین موقعیت و هدف‌یابی و در برخی مأموریت‌ها، اجرای حمله ختم می‌شود.

از این منظر، انهدام ده‌ها فروند MQ-9 به معنای حذف بخشی از ظرفیت «دیدن» و «هدف‌گیری» ارتش آمریکا است؛ موضوعی که می‌تواند پیامدهای آن بسیار فراتر از تعداد هواگردهای ساقط‌شده باشد.

هزینه ۱.۴۴ میلیارد دلاری؛ فقط قیمت بدنه نیست

95e422eb08e14a2c94b027e3c44b9ccb

اگر قیمت ساخت هر فروند MQ-9 را حدود ۳۲ میلیون دلار در نظر بگیریم، انهدام ۴۵ فروند از این پهپادها به معنای خسارتی حدود ۱.۴۴ میلیارد دلار تنها بر اساس ارزش ساخت آنهاست.

اما این عدد، هزینه واقعی خسارت را نشان نمی‌دهد. تجهیزات مأموریتی، سامانه‌های ارتباطی و کنترل، تسلیحات، آموزش نیروها، تعمیر و نگهداری و هزینه جایگزینی تجهیزات از جمله مواردی هستند که باید به این رقم اضافه شوند.

مهم‌تر اینکه هزینه واقعی یک پهپاد راهبردی را نمی‌توان صرفاً با قیمت خرید آن سنجید. هر MQ-9 در زمان عملیات بخشی از ظرفیت اطلاعاتی و رزمی آمریکا را در اختیار دارد و از دست رفتن آن، به معنای کاهش بخشی از توان عملیاتی این کشور است.

یک‌چهارم ناوگان؛ مسئله اصلی همین‌جاست

اگر گزارش مربوط به از دست رفتن ۴۵ فروند دقیق باشد، مسئله اصلی فقط تعداد پهپادهای منهدم‌شده نیست؛ بلکه نسبت این خسارت با کل ناوگان MQ-9 است.

از دست رفتن حدود یک‌چهارم ناوگان یعنی از هر چهار فروند، تقریباً یک فروند از چرخه عملیاتی خارج شده است. چنین فرسایشی در یک جنگ طولانی می‌تواند فشار مضاعفی بر پرنده‌های باقی‌مانده ایجاد کند.

یک ناوگان عملیاتی همواره بخشی از تجهیزات را در مأموریت، بخشی را در آماده‌سازی و بخشی دیگر را در تعمیر و نگهداری دارد. بنابراین کاهش ناگهانی تعداد هواگردها می‌تواند توان حفظ نرخ پرواز و اجرای مأموریت‌های مستمر را تحت تأثیر قرار دهد.

در چنین شرایطی، آمریکا ناچار خواهد بود میان افزایش فشار عملیاتی بر ناوگان باقی‌مانده، کاهش تعداد مأموریت‌ها یا تسریع در جایگزینی تجهیزات یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که هر سه مسیر، هزینه‌های خاص خود را دارند.

پدافند ایران و تغییر معادله آسمان

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که انهدام MQ-9ها را از منظر نبرد پدافندی بررسی کنیم. پهپادهای بزرگی مانند Reaper برای انجام مأموریت‌های طولانی‌مدت به حضور در آسمان مناطق عملیاتی متکی هستند؛ بنابراین هرچه هزینه و ریسک این حضور افزایش پیدا کند، مزیت عملیاتی آنها نیز کاهش خواهد یافت.

اگر سامانه‌های پدافندی ایران توانسته باشند در جریان جنگ تعداد قابل توجهی از این پرنده‌ها را هدف قرار دهند، پیامد آن صرفاً از بین رفتن چند سکوی پرنده نیست. چنین اتفاقی می‌تواند محاسبات آمریکا درباره میزان ریسک حضور پهپادهای گران‌قیمت در عمق یا نزدیکی مناطق تحت پوشش پدافندی ایران را نیز تغییر دهد.

به بیان دیگر، مسئله اصلی برای واشنگتن این نیست که چند پهپاد از دست رفته، بلکه این است که چه مقدار از توان شناسایی و مراقبت مستمر آمریکا در یک محیط پرخطر دیگر با هزینه قبلی قابل تکرار نیست.

خسارت واقعی؛ فراتر از یک عدد

۴۵ فروند MQ-9، در صورت تأیید نهایی این آمار، برای ارتش آمریکا یک خسارت سخت‌افزاری قابل توجه محسوب می‌شود؛ اما اهمیت راهبردی آن در جای دیگری است.

این پهپادها بخشی از شبکه اطلاعاتی و رزمی آمریکا را تشکیل می‌دهند. بنابراین انهدام آنها می‌تواند همزمان سه اثر داشته باشد: کاهش موجودی تجهیزات، افزایش هزینه‌های جایگزینی و افزایش ریسک اجرای مأموریت‌های اطلاعاتی و رزمی.

به همین دلیل، خسارت واردشده به ناوگان MQ-9 را نمی‌توان با رقم ۱.۴۴ میلیارد دلار جمع‌بندی کرد. ارزش واقعی این خسارت در کاهش بخشی از ظرفیت آمریکا برای «دیدن، رصد کردن و در صورت نیاز، حمله کردن» در میدان نبرد نهفته است.

اگر آمار منتشرشده درباره از دست رفتن یک‌چهارم ناوگان MQ-9 آمریکا تأیید شود، این اتفاق را باید یکی از مهم‌ترین نشانه‌های فرسایش ظرفیت پهپادی آمریکا در جنگ اخیر با ایران دانست؛ فرسایشی که آثار آن می‌تواند حتی پس از پایان درگیری نیز در هزینه‌های بازسازی و جایگزینی ناوگان باقی بماند.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر