در چند سال گذشته، آفریقا به یکی از مهمترین حوزههای نفوذ ترکیه تبدیل شده است. حالا ترکیه در بسیاری از کشورهای قاره آفریقا حوزه فعال دارد و تعداد سفارتخانههای خود را به ۴۸ مورد رسانده است. علاوه بر همکاریهای دفاعی و تسلیحاتی و احداث پایگاه در سومالی، همکاری نظامی با سودان و چندین کشور دیگر، ترکیه در حوزه اقتصاد نیز در آفریقا بسیار فعال است.
اما حالا شواهد نشان داده که روسیه توانسته در یک بازه زمانی کوتاه، با اتخاذ تصمیمات و راهبردهای هوشمندانه، رقابت را برای ترکیه دشوار کند و در دو حوزه تسلیحاتی و اقتصادی، به یک کنشگر مهم تبدیل شود.
کارشناسان میگویند: روسیه برای افزایش نفوذ در قاره آفریقا، ابزارها و امتیازات مهمی دارد اما دو سرفصل مهم همه این ابزارها، گندم و سلاح است.
گندم و سلاح: دو ابزار اصلی روسیه
روسیه در سال ۲۰۲۶ میلادی، با یک افزایش ۱۴ درصدی، توانسته ۴۸ میلیون تُن گندم صادر کند و بخش عمدهای از این محموله استراتژیک به کشورهای آفریقایی رسیده است.
کشورهای جنوب صحرای آفریقا از مهمترین مشتریان گندم روسی هستند و مقصد صادرات ۱۰ میلیون تن ذرت روسی نیز غالباً بازارهای آفریقا بوده است. آمارها نشان داده سودان به تنهایی ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار تُن ذرت از روسیه خریده و در کشورهایی مانند کنیا، تانزانیا، اوگاندا، جیبوتی و سومالی نیز خرید غلات روسی بیشتر شده است.
در نیمه اول سال، صادرات کشاورزی روسیه به آفریقا در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۱.۴ برابر رشد کرد و به ۲.۹ میلیارد دلار رسید.
این ارقام بیش از یک افزایش ساده در تقاضا ناشی میشوند. همه اینها در حالی است که ظرفیت صادرات اوکراین در بنادر دریای سیاه در ماههای اخیر به دلیل حملات به شدت محدود شده، قیمت گندم به بالاترین حد خود در دو سال گذشته رسیده و تأمینکنندگان روسی به سرعت موفق شدهاند این شکاف را پر کنند.
گوکتوغ چالیشکان، کارشناس مرکز تحقیقات بحران و سیاست آنکارا، بر این باور است که افزایش حجم صادرات غلات و تسلیحات از روسیه به کشورهای آفریقایی، یک تحول ژئوپولیتیک است. چرا که به عنوان مثال، کشورهای ساحل، شامل مالی، نیجر و بورکینافاسو، پس از قطع روابط با فرانسه، نیازهای امنیتی خود را از طریق روسیه برآورده میکنند.
این ساختار که میراث واگنر را ادامه میدهد، هم آموزش و هم پشتیبانی تسلیحاتی را برای دولتهای ساحل فراهم میکند و در بیانیه مشترک پس از دیدار لاوروف در نیامی، مسکو اظهار داشت که به تقویت ارتشهای سه کشور و حمایت از نیروهای مشترک آنها ادامه خواهد داد. این در حالی است که قبلاً، ترکیه خود را مهیا کرده بود تا به مهمترین فروشنده تسلیحات، مهمات و محصولات صنایع دفاعی در آفریقا تبدیل شود.
دکتر چالیشکان میگوید: «با تشدید همکاریهای نظامی، تأمین مواد غذایی همین کشورها تا حد زیادی به گندم روسیه وابسته شد. دولتی که هم سلاح و هم نان خود را از یک منبع به دست میآورد، معنایی فراتر از یک رابطه تجاری ساده دارد؛ وقتی تأمینکننده در یک دست متمرکز باشد، فضای مانور دولت به طور طبیعی محدود میشود. دولت نیجر این را به عنوان یک آسیبپذیری نمیبیند؛ بلکه برعکس، آن را به عنوان حمایت سریع و بیقید و شرط ارائه میدهد».
جایگاه ترکیه در آفریقا
بسیاری از دیپلماتهای ترکیهای مسلط بر مسائل قاره آفریقا، بر این باور بودند که خروج نیروهای فرانسوی از ساحل، یک خلأ امنیتی مهم به وجود میآورد که از بسیاری جهات، آنکارا میتواند آن را مانند یک فرصت پر کند. ولی روسیه با وجود تحریمها و مشکلات بزرگ، باز هم کشورهای آفریقایی را تنها نگذاشت و در دو حوزه راهبردی تأمین سلاح و همچنین تأمین غلات، روی قاره سیاه تمرکز کرد.
البته رویکرد سیاسی همه کشورهای آفریقایی در قبال سیاستهای روسیه، همسان نیست. به عنوان مثال، مواضع مصر و سودان با کشورهای ساحل متفاوت است. قاهره، در حالی که به گندم روسیه وابسته است، روابط خود را با غرب قطع نمیکند و سعی میکند وامهای صندوق بینالمللی پول و سرمایهگذاریهای غربی را حفظ کند.
از سوی دیگر، سودان در بحبوحه جنگ داخلی خود، از هر تأمینکنندهای که بتواند به آن دسترسی پیدا کند، خرید میکند که این امر دریچهای از فرصتهای جداگانه برای مسکو میگشاید.
در همین حال، کشورهای ساحل از راحتی حل نیازهای امنیتی و غذایی خود در یک بسته واحد برخوردارند. سومین اجلاس روسیه و آفریقا که قرار است در ماه اکتبر در مسکو برگزار شود، با هدف رسمیت بخشیدن به این رابطه با یک نقشه راه ۲۰۲۷-۲۰۲۹ برگزار میشود و طرفین قصد دارند این سند را در اجلاس امضا کنند.
طرف روسی گزارش میدهد که بیش از هفده رئیس دولت آفریقایی در هجده ماه گذشته از مسکو بازدید کردهاند و حجم تجارت با این قاره از ۲۷ میلیارد دلار فراتر رفته است.
مدل ترکیه؛ تجارت، پیمانکاری و هوانوردی
واقعیت این است که ترکیه برای توسعه روابط خود با کشورهای آفریقایی، خیلی دیر وارد میدان شد و نخستین تصمیمات مهم آنکارا برای تقویت رابطه با قاره سیاه به سال ۱۹۹۸ میلادی بازمیگردد. ولی در دوران حزب عدالت و توسعه، توسعه روابط شتاب گرفت و به عنوان مثال در حالی که در سال ۲۰۰۳ میلادی، کل حجم تجارت ترکیه و آفریقا تنها در حد ۵.۴ میلیارد دلار بود، در یک بازه زمانی ۱۸ ساله و در سال ۲۰۲۱ میلادی به ۳۴ میلیارد دلار رسید و در سال ۲۰۲۴ نیز از ۳۷ میلیارد دلار فراتر رفت.
آنکارا برای افزایش حجم مبادلات تجاری با کشورهای آفریقایی تا سال ۲۰۲۸ میلادی، رقم بلندپروازانه ۵۰ میلیارد دلار را در دستور کار قرار داده است.
آمار و اطلاعات وزارت بازرگانی ترکیه نشان میدهد که از مجموع کل صادرات سالانه ترکیه بین ۹ تا ۱۰ درصد، مربوط به کالاهایی است که به مقاصد آفریقایی میرسند. در این میان، کشورهایی نظیر مصر، مراکش و لیبی، هر کدام با ۳ میلیارد دلار در صدر لیست قرار دارند.
از بین اصلیترین اقلام صادرات نیز میتوان به این موارد اشاره کرد:
مواد شیمیایی: بین ۳ تا ۳.۵ میلیارد دلار.
غلات، حبوبات، دانههای روغنی و محصولات آنها: ۳ میلیارد دلار.
فولاد: ۲ میلیارد دلار.
خودرو و قطعات یدکی: ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار.
ماشینآلات: ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار.
نساجی: ۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار.
تحلیلگران اقتصادی ترکیه میگویند: آنکارا به دنبال آن است تا به جای اتکا به صادرات مواد خام و تولیدات کشاورزی، چند هدف دیگر را در آفریقا دنبال کند که یکی از آنها عبارت از افزایش صادرات صنایع دفاعی است؛ هرچند در این زمینه، تنها درباره صادرات پهپاد میتواند با روسیه رقابت کند اما در دیگر حوزههای تسلیحاتی، ادوات و مهمات، یارای رقابت ندارد.
اما مدل دیگری که ترکیه در آفریقا دنبال میکند، متکی به انتقال سرمایه، احداث کارخانه، ساخت پروژههای زیرساختی بزرگ، ارائه خدمات و آموزش نیروی انسانی است.
همچنین باید به موضوع مهمی به نام فعالیت پیمانکاران ترکیه در آفریقا اشاره کرد که شاید بزرگترین مزیت اقتصادی ترکیه در آفریقا باشد.
بر اساس آمار رسمی وزارت بازرگانی ترکیه، تا اوت ۲۰۲۵ میلادی، شرکتهای پیمانکاری ترکیه توانستهاند در مجموع ۲ هزار و ۳۹ پروژه را در کشورهای آفریقایی با ارزش ۹۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار اجرا کنند. چنین چیزی به این معنی است که از مجموع کل پروژههای خارجی پیمانکاران ترکیه به حجم ۵۴۴ میلیارد دلار، یک پنجم آن مربوط به قاره آفریقا بوده است.
جا دارد به این نکته نیز اشاره شود که حالا هواپیماهای ترکیش ایرلاین، به ۶۴ مقصد آفریقایی پرواز دارند و میتوان گفت: بعد از پیمانکاری و صادرات کالا، مهمترین حوزه فعالیت اقتصادی ترکیه در کشورهای آفریقایی، توسعه صنعت هوانوردی است.
جمعبندی رقابت قدرتها در آفریقا
در مجموع میتوان حضور ترکیه در آفریقا و رقابت این کشور با کنشگران دیگر را در یک دستهبندی کلی به این شکل مقایسه کرد:
چین: فعال در بخش سرمایه، زیرساخت، تجارت و منابع.
امارات: فعال در بخش سرمایه، بنادر، لجستیک، انرژی و غذا.
عربستان: فعال در سرمایه، انرژی، غذا و نفوذ سیاسی.
روسیه: فعال در تأمین سلاح و امنیت، گندم، کود، انرژی و معدن.
ترکیه: فعال در بخش پیمانکاری، تجارت، صنعت، هواپیمایی، دفاع و دیپلماسی.
ترکیه تلاش میکند خلأ میان قدرت اقتصادی چین و قدرت امنیتی روسیه را با یک مدل متوسط اما بسیار انعطافپذیر پر کند، اما یک ضعف اساسی دارد که عبارت است از ناتوانی در تأمین مالی پروژهها.
ترکیه منابع مالی چین، امارات یا عربستان را ندارد و از طرف دیگر، قدرت نظامی و مالی روسیه را هم ندارد. پس مدل ترکیه به مواردی مانند اعتبار مالی شرکتها، بانکها و ضمانت دولتی وابسته است.