صفحه سیاست گزارش می دهد؛

تحرکات جولانی در مرز عراق؛ آیا سوریه به ابزار فشار بر بغداد تبدیل شده است؟

تحرکات مشکوک در مرزهای سوریه و عراق، در شرایطی که بغداد با مجموعه‌ای از چالش‌های امنیتی، سیاسی و اقتصادی مواجه است، پرسش‌های مهمی درباره اهداف بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ایجاد کرده است. گزارش‌هایی که در محافل منطقه‌ای درباره بسیج نیروهای خارجی و مزدوران در نزدیکی مرزهای عراق مطرح شده، این پرسش را به میان آورده که چرا حاکمیت تحت کنترل ابومحمد جولانی، با وجود محدودیت‌های جدی نظامی و امنیتی، در حال افزایش تحرکات خود در این منطقه است؟

تحرکات جولانی در مرز عراق؛ آیا سوریه به ابزار فشار بر بغداد تبدیل شده است؟
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

در نگاه نخست، توانایی نظامی دمشق برای ایجاد یک تهدید جدی علیه عراق محل تردید است. ساختار امنیتی و نظامی سوریه همچنان با مشکلات گسترده‌ای روبه‌روست و کنترل کامل بر جغرافیای داخلی این کشور نیز با چالش مواجه است. در چنین شرایطی، انتقال نیرو و تجهیزات در مسافت‌های طولانی و حفظ خطوط پشتیبانی، نیازمند زیرساخت لجستیکی و فرماندهی منسجم است؛ مؤلفه‌هایی که سوریه فعلی با کمبود آنها مواجه است.

آیا جولانی بازیگر اصلی این تحرکات است؟

از این منظر، تحولات مرزی سوریه و عراق را نمی‌توان صرفاً در چارچوب تصمیمات مستقل دمشق تحلیل کرد. اگر گزارش‌های مطرح‌شده درباره تجمع نیروهای خارجی در مرزهای عراق صحت داشته باشد، باید احتمال نقش‌آفرینی مجموعه‌ای از بازیگران منطقه‌ای را نیز در نظر گرفت.

ترکیه، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و آمریکا هر یک دارای منافع و محاسبات متفاوتی در قبال عراق و سوریه هستند. بنابراین، مسئله اصلی این نیست که آیا جولانی به‌تنهایی قادر به ایجاد فشار نظامی بر عراق است یا نه؛ بلکه سؤال مهم‌تر این است که آیا ساختار تحت کنترل او می‌تواند به بخشی از یک آرایش بزرگ‌تر امنیتی در منطقه تبدیل شود؟

این موضوع اهمیت تحرکات مرزی را افزایش می‌دهد. سوریه در این سناریو می‌تواند بیش از آنکه یک بازیگر مستقل باشد، به یک فضای عملیاتی برای اعمال فشار بر بغداد تبدیل شود؛ به‌ویژه اگر بازیگران خارجی امکانات مالی، لجستیکی و اطلاعاتی مورد نیاز را تأمین کنند.

عراق در نقطه‌ای حساس

تحولات مرزی در زمانی رخ می‌دهد که عراق خود با مجموعه‌ای از پرونده‌های پیچیده داخلی مواجه است. مسئله امنیت، ساماندهی سلاح، مقابله با فساد، وضعیت اقتصادی و چگونگی تنظیم روابط بغداد با بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، همگی در تعیین مسیر آینده این کشور نقش دارند.

در چنین شرایطی، هرگونه فشار خارجی می‌تواند شکاف‌های داخلی را تشدید کند. تجربه سال‌های گذشته در منطقه نشان داده است که دولت‌های ضعیف و دچار اختلافات داخلی، بیش از سایر کشورها در معرض تبدیل شدن به میدان رقابت قدرت‌های خارجی قرار می‌گیرند.

از این منظر، تهدیدات مرزی حتی اگر از نظر نظامی محدود باشند، می‌توانند از نظر سیاسی و امنیتی اثرگذاری بیشتری داشته باشند. ایجاد احساس ناامنی، افزایش وابستگی امنیتی به بازیگران خارجی و تشدید اختلافات داخلی، گاهی می‌تواند هدفی مهم‌تر از یک عملیات نظامی مستقیم باشد.

آمریکا و مسئله حضور در عراق

یکی دیگر از ابعاد این معادله به آینده حضور نظامی آمریکا در عراق بازمی‌گردد. واشنگتن در سال‌های اخیر تلاش کرده است حضور خود در منطقه را با تغییر آرایش نیروها و بازتعریف مأموریت‌ها تنظیم کند.

در چنین فضایی، شکل‌گیری یک تهدید امنیتی در مرزهای عراق می‌تواند به عاملی برای توجیه حضور بیشتر نیروهای خارجی تبدیل شود. به بیان دیگر، حتی تهدیدی که از نظر توان نظامی محدود است، در صورت بزرگ‌نمایی سیاسی و رسانه‌ای می‌تواند به ابزاری برای حفظ یا بازتعریف حضور نظامی آمریکا تبدیل شود.

از همین رو، بغداد باید میان «تهدید واقعی» و «تهدیدی که برای ایجاد یک ضرورت سیاسی و امنیتی ساخته یا بزرگ‌نمایی می‌شود» تمایز قائل شود. این تفکیک برای جلوگیری از تصمیمات شتاب‌زده اهمیت اساسی دارد.

پازل فشار منطقه‌ای علیه عراق

عراق در معادلات منطقه‌ای جایگاهی ویژه دارد. این کشور از یک سو با ایران روابط گسترده سیاسی، اقتصادی و امنیتی دارد و از سوی دیگر در مجاورت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، ترکیه و سوریه قرار گرفته است.

به همین دلیل، تضعیف عراق تنها یک مسئله داخلی نیست و می‌تواند بر توازن قدرت در سراسر منطقه تأثیر بگذارد. عراق قدرتمند می‌تواند نقش مستقلی در معادلات منطقه‌ای ایفا کند، در حالی که عراق ضعیف و گرفتار شکاف‌های داخلی، بیش از گذشته به حمایت خارجی وابسته خواهد شد.

این وابستگی می‌تواند در حوزه‌های مختلف، از امنیت و اقتصاد گرفته تا سیاست خارجی، برای بغداد هزینه ایجاد کند.

از منظر رژیم صهیونیستی نیز تضعیف کشورهای منطقه و جلوگیری از شکل‌گیری مراکز قدرت مستقل، بخشی از راهبرد کلان حفظ برتری امنیتی این رژیم تلقی می‌شود. در چنین چارچوبی، تبدیل عراق به کشوری وابسته و گرفتار بحران‌های داخلی، می‌تواند مطلوب برخی بازیگران خارجی باشد.

خطر اصلی؛ تبدیل عراق به میدان رقابت قدرت‌ها

5825844

آنچه باید بیش از هر چیز مورد توجه بغداد قرار گیرد، خطر تبدیل شدن عراق به میدان درگیری نیابتی قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است.

اگر اختلافات سیاسی، اقتصادی و امنیتی در داخل عراق تعمیق شود، خلأهای ایجادشده به‌سرعت از سوی بازیگران خارجی پر خواهد شد. در چنین شرایطی، مرز سوریه تنها یکی از نقاط فشار خواهد بود و ممکن است فشارهای سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای و امنیتی همزمان افزایش پیدا کند.

به همین دلیل، پاسخ عراق به این تحولات نمی‌تواند صرفاً نظامی باشد. تقویت ساختار سیاسی، ایجاد اجماع داخلی بر سر مسائل امنیت ملی، مقابله جدی با فساد، تقویت اقتصاد و افزایش توان نیروهای امنیتی، مهم‌ترین مؤلفه‌های ایجاد یک بازدارندگی پایدار هستند.

بغداد چگونه باید با این سناریو مقابله کند؟

عراق برای جلوگیری از تبدیل شدن به مهره بازی دیگران، پیش از هر چیز به یک سیاست امنیت ملی منسجم نیاز دارد. اختلافات داخلی نباید به شکافی تبدیل شود که قدرت‌های خارجی بتوانند از آن عبور کنند.

در حوزه اقتصادی نیز کاهش آسیب‌پذیری و تقویت اقتصاد داخلی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا وابستگی اقتصادی، در نهایت می‌تواند به وابستگی سیاسی و امنیتی منجر شود.

در حوزه نظامی نیز بغداد باید ضمن تقویت توان دفاعی و اطلاعاتی خود، از گرفتار شدن در دام درگیری‌های تحریک‌آمیز پرهیز کند. هدف اصلی باید جلوگیری از ایجاد یک بحران بزرگ‌تر در داخل عراق باشد.

سوریه؛ ابزار یا بازیگر؟

در نهایت، حتی اگر بخش‌هایی از گزارش‌های مربوط به تحرکات مرزی سوریه تأیید شود، نباید همه تحولات را به توانایی یا تصمیم مستقل جولانی نسبت داد. ساختار پیچیده قدرت در سوریه و حضور بازیگران متعدد در این کشور باعث می‌شود هر تحول مرزی نیازمند بررسی چندلایه باشد.

مسئله اصلی برای عراق، نه صرفاً تهدید احتمالی از سوی سوریه، بلکه شبکه‌ای از فشارهاست که ممکن است از مسیر سوریه، ترکیه، کشورهای عربی، آمریکا و دیگر بازیگران منطقه‌ای ایجاد شود.

عراق اگر بتواند انسجام داخلی خود را حفظ کند، تهدیدهای مرزی را مدیریت کرده و میان اختلافات داخلی و منافع ملی تفکیک قائل شود، امکان تبدیل شدن به میدان بازی دیگران کاهش خواهد یافت. اما اگر شکاف‌های داخلی تشدید شود، حتی یک تهدید محدود نیز می‌تواند بهانه‌ای برای ورود بازیگران بزرگ‌تر و تغییر معادلات امنیتی این کشور شود.

بنابراین، پیام اصلی تحولات اخیر برای بغداد روشن است؛ مهم‌ترین خط دفاعی عراق در برابر فشار خارجی، پیش از آنکه در مرزهای این کشور قرار داشته باشد، در انسجام سیاسی، ثبات اقتصادی و قدرت ملی آن قرار دارد.

 

اخبار مرتبط
  • در میان بیابان‌های عراق و سوریه، جایی که سال‌ها صدای جنگ جای صدای حرکت نفت را گرفته بود، یک نام قدیمی دوباره زنده شده است؛ کرکوک–بانیاس.

  • رئیس جدید سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به حضور گسترده مردم عراق در مراسم تشییع «قائد شهید»، این رویداد را نشانه‌ای از عمق نفوذ اجتماعی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی دانست و مدعی شد آمریکا پس از مشاهده این ظرفیت، تلاش کرده با ایجاد تنش تازه در تنگه هرمز معادلات منطقه را تغییر دهد. سخنان حسین طائب را می‌توان در چارچوب روایتی گسترده‌تر از قدرت منطقه‌ای ایران تحلیل کرد؛ روایتی که در آن، مؤلفه‌های اجتماعی، سیاسی و نظامی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

  • اعلام برنامه آمریکا برای تکمیل خروج نیروهای نظامی خود از عراق تا پایان سپتامبر، پس از بیش از دو دهه حضور نظامی، می‌تواند یکی از مهم‌ترین تحولات امنیتی در غرب آسیا باشد؛ تحولی که اگرچه در ظاهر به معنای پایان مأموریت نظامی آمریکا در عراق است، اما پرسش اصلی این است که آیا واشنگتن واقعاً در حال ترک عراق است یا تنها شکل حضور و نفوذ خود را تغییر می‌دهد؟

ارسال نظر