صفحه سیاست بررسی می کند؛

تنگه هرمز؛ برگ برنده ایران یا راه خروج آمریکا از جنگی پرهزینه؟

یک رسانه آمریکایی با بررسی تحولات اخیر پیرامون تنگه هرمز، پیشنهاد پذیرش سازوکاری برای دریافت عوارض یا حق عبور از سوی ایران را به‌عنوان یکی از کم‌هزینه‌ترین گزینه‌های واشنگتن برای پایان دادن به درگیری با تهران مطرح کرده است؛ پیشنهادی که اگرچه برای دولت ترامپ از نظر سیاسی سنگین است، اما می‌تواند نشانه‌ای از تغییر محاسبات آمریکا درباره قدرت ژئوپلیتیکی ایران در مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان باشد.

تنگه هرمز؛ برگ برنده ایران یا راه خروج آمریکا از جنگی پرهزینه؟
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

نشریه ریسپانسیبل استیت‌کرافت، بازوی رسانه‌ای اندیشکده کوئینسی، در تحلیلی درباره تحولات اخیر میان تهران و واشنگتن، تنگه هرمز را یکی از اصلی‌ترین محورهای هرگونه توافق احتمالی میان دو کشور دانسته است.

این رسانه معتقد است در هفته‌های پس از فروپاشی تفاهم میان ایران و آمریکا، هر دو طرف تلاش کرده‌اند موقعیت خود را برای مذاکرات احتمالی آینده تقویت کنند. در حالی که واشنگتن عمدتاً از مسیر تهدیدهای نظامی و هشدار درباره حملات گسترده‌تر علیه اهداف راهبردی ایران حرکت کرده، تهران تلاش کرده از موقعیت جغرافیایی خود و ظرفیت کنترل تردد دریایی در تنگه هرمز به‌عنوان یک اهرم فشار استفاده کند.

از نگاه این تحلیل، حتی اگر هنوز توافقی نهایی درباره آینده تنگه هرمز شکل نگرفته باشد، شرایط نسبت به پیش از آغاز جنگ تغییر کرده و ایران اکنون از نفوذ بیشتری بر تردد دریایی در این آبراه برخوردار است.

چرا تنگه هرمز به برگ برنده ایران تبدیل شده است؟

تنگه هرمز تنها یک مسیر دریایی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین شریان‌های انتقال انرژی جهان محسوب می‌شود. بخش قابل توجهی از نفت و فرآورده‌های انرژی تولیدشده در کشورهای حاشیه خلیج فارس از این مسیر عبور می‌کند و هرگونه اختلال در تردد کشتی‌ها می‌تواند بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.

تحولات ماه‌های اخیر نشان داده است که تهران می‌تواند از این موقعیت جغرافیایی برای افزایش هزینه‌های تقابل استفاده کند. بر اساس تحلیل این رسانه آمریکایی، هدف اولیه ایران از محدود کردن تردد در تنگه هرمز، افزایش فشار اقتصادی بر آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن و ایجاد انگیزه برای پایان دادن به جنگ بوده است.

اما با گذشت زمان، اهمیت این اهرم فراتر رفته و تنگه هرمز به بخشی از معادله بازدارندگی ایران تبدیل شده است؛ به این معنا که هر تهدید جدید علیه تهران می‌تواند با واکنشی در حوزه امنیت دریایی و انرژی منطقه مواجه شود.

راهبرد نظامی آمریکا برای بازگشایی هرمز چرا زیر سؤال رفته است؟

یکی از محورهای مهم این گزارش، ارزیابی عملکرد گزینه نظامی آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز است.

بر اساس این تحلیل، واشنگتن در ابتدا تصور می‌کرد افزایش فشار نظامی و حمله به ظرفیت‌های دفاعی ایران می‌تواند محاسبات تهران را تغییر دهد و در نهایت ایران را به عقب‌نشینی از مواضع خود درباره تنگه هرمز وادار کند.

اما این محاسبه با دو مشکل اساسی مواجه شد؛ نخست، برآورد بیش از حد از توان نظامی آمریکا برای تغییر رفتار راهبردی ایران و دوم، کم‌برآورد کردن ظرفیت ایران در استفاده از پهپادها، موشک‌ها و ابزارهای نامتقارن.

از منظر نویسنده این گزارش، حملات بیشتر نه‌تنها ایران را به عقب‌نشینی وادار نکرد، بلکه می‌تواند انگیزه تهران برای افزایش فشار بر دارایی‌ها و منافع آمریکا در منطقه را تقویت کند.

پیشنهاد جنجالی آمریکا؛ پذیرش عوارض عبور از تنگه هرمز

63906248

در چنین شرایطی، رسانه آمریکایی یک گزینه متفاوت را مطرح می‌کند: پذیرش نوعی سازوکار دریافت عوارض یا حق عبور از تنگه هرمز.

این پیشنهاد طبیعتاً با مخالفت جدی دولت ترامپ و جریان‌های جنگ‌طلب در کنگره آمریکا مواجه خواهد شد. واشنگتن تاکنون بر این موضع تأکید کرده که هیچ کشوری مالک تنگه هرمز نیست و نباید برای عبور کشتی‌ها عوارض تعیین شود.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، نیز پیش‌تر با چنین ایده‌ای مخالفت کرده و آن را رویه‌ای خطرناک دانسته بود که می‌تواند در سایر آبراه‌های راهبردی جهان نیز تکرار شود.

با این حال، تحلیل ریسپانسیبل استیت‌کرافت استدلال می‌کند که اگر گزینه‌های موجود میان ادامه یک درگیری پرهزینه و پذیرش یک سازوکار اقتصادی برای مدیریت عبور و مرور خلاصه شود، گزینه دوم می‌تواند برای واشنگتن کم‌هزینه‌تر باشد.

آیا دریافت عوارض از تنگه هرمز بی‌سابقه است؟

نویسنده برای دفاع از این ایده به نمونه تنگه مالاکا در جنوب شرق آسیا اشاره می‌کند؛ جایی که کشورهای واقع در مسیر این آبراه برای تأمین برخی خدمات مرتبط با ناوبری، ایمنی دریایی، حفاظت از محیط زیست و عملیات جست‌وجو و نجات، سازوکارهای مالی مشخصی دارند.

از این منظر، پرداخت هزینه برای تأمین امنیت و خدمات دریایی الزاماً به معنای ایجاد یک رویه بی‌سابقه در تجارت جهانی نیست.

حتی از منظر اقتصادی، شرکت‌های کشتیرانی و بیمه نیز ممکن است در شرایطی که پرداخت هزینه‌ای مشخص بتواند ریسک توقیف، حادثه یا اختلال در تردد را کاهش دهد، چنین سازوکاری را در مقایسه با هزینه‌های یک بحران نظامی گسترده‌تر قابل‌قبول بدانند.

درآمد نفتی و عوارض هرمز؛ امتیازی تازه برای تهران؟

با وجود این، پذیرش چنین طرحی برای آمریکا تنها یک تصمیم اقتصادی نخواهد بود؛ بلکه تبعات سیاسی و ژئوپلیتیکی آن بسیار مهم‌تر است.

پذیرش عوارض عبور از سوی ایران می‌تواند از نگاه منتقدان به معنای پذیرفتن نقش مؤثر تهران در مدیریت امنیت و تردد در تنگه هرمز تعبیر شود. این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که گزارش‌ها از احتمال مطالبه عوارضی معادل درصدی از ارزش محموله کشتی‌ها حکایت دارد.

در صورت تحقق چنین سازوکاری، ایران علاوه بر افزایش قدرت چانه‌زنی خود، می‌تواند به منبع درآمد جدیدی نیز دست پیدا کند؛ درآمدی که پیش از شکل‌گیری بحران فعلی وجود نداشت.

ایران و عمان؛ معادله جدید برای مدیریت تردد دریایی

در این میان، نقش عمان نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. ایران و عمان در دو سوی تنگه هرمز قرار دارند و هرگونه سازوکار پایدار برای مدیریت تردد دریایی بدون در نظر گرفتن نقش کشورهای ساحلی دشوار خواهد بود.

طرح‌های مطرح‌شده میان تهران و مسقط نشان می‌دهد که مسئله تنگه هرمز ممکن است از یک موضوع صرفاً نظامی به یک پرونده چندلایه شامل امنیت دریایی، تجارت، انرژی، بیمه و دیپلماسی منطقه‌ای تبدیل شود.

این تغییر می‌تواند به معنای شکل‌گیری ترتیباتی جدید برای بازگشت تدریجی کشتی‌ها به این مسیر باشد؛ ترتیباتی که الزاماً مشابه وضعیت پیش از جنگ نخواهد بود.

بازگشت به وضعیت قبل از جنگ؛ خواسته‌ای که شاید دیگر عملی نباشد

یکی از نکات مهم این تحلیل آن است که آمریکا به دنبال بازگرداندن تنگه هرمز به شرایط پیش از جنگ است؛ زمانی که روزانه شمار زیادی کشتی تجاری بدون محدودیت جدی از این آبراه عبور می‌کردند.

اما مسئله اصلی این است که تهران لزوماً چنین بازگشتی را نمی‌پذیرد.

از نگاه ایران، تحولات نظامی و سیاسی ماه‌های گذشته معادله امنیتی منطقه را تغییر داده است. بنابراین، بازگشت کامل به شرایط گذشته بدون دریافت امتیازهای جدید، با منطق استفاده از اهرم‌های راهبردی تهران سازگار نیست.

به همین دلیل، آینده تنگه هرمز می‌تواند نه در قالب «بازگشایی کامل» یا «بسته ماندن کامل»، بلکه در قالب یک مدل جدید مدیریت و کنترل تردد دریایی تعریف شود.

تنگه هرمز؛ هزینه جنگ برای آمریکا یا ابزار چانه‌زنی ایران؟

تحلیل رسانه آمریکایی در نهایت یک واقعیت مهم را برجسته می‌کند: جنگ، معادله تنگه هرمز را تغییر داده است.

آمریکا اکنون با انتخاب دشواری روبه‌روست؛ ادامه فشار نظامی برای بازگرداندن شرایط گذشته یا پذیرش یک سازوکار سیاسی و اقتصادی که از نظر واشنگتن خوشایند نیست اما می‌تواند هزینه خروج از بحران را کاهش دهد.

در چنین شرایطی، پذیرش عوارض عبور می‌تواند برای آمریکا یک شکست نمادین تلقی شود، اما در مقابل، ادامه یک جنگ فرسایشی نیز هزینه‌های بسیار سنگین‌تری برای واشنگتن و متحدانش خواهد داشت.

آیا عوارض هرمز می‌تواند به توافقی بزرگ‌تر منجر شود؟

آنچه در این میان اهمیت دارد، فراتر از بحث دریافت پول از کشتی‌هاست. مسئله اصلی، نحوه بازتعریف امنیت تنگه هرمز است.

اگر تهران، مسقط و سایر بازیگران منطقه‌ای بتوانند به سازوکاری برسند که در آن امنیت کشتیرانی، منافع اقتصادی کشورهای ساحلی و آزادی نسبی تجارت دریایی همزمان تأمین شود، تنگه هرمز می‌تواند از یک نقطه بحران به بستری برای مذاکره تبدیل شود.

برای آمریکا نیز چنین توافقی ممکن است راهی برای کاهش تنش بدون پذیرش مستقیم شکست نظامی باشد.

هرمز در حال تبدیل شدن به یک اهرم راهبردی جدید است

تحلیل ریسپانسیبل استیت‌کرافت را می‌توان بیش از آنکه صرفاً پیشنهاد دریافت عوارض از کشتی‌ها دانست، نشانه‌ای از تغییر نگاه بخشی از محافل سیاسی و رسانه‌ای آمریکا به معادله قدرت در تنگه هرمز ارزیابی کرد.

واقعیت این است که استفاده از قدرت نظامی برای تغییر رفتار ایران، دست‌کم در چارچوب این تحلیل، نتیجه مورد انتظار واشنگتن را به همراه نداشته است. در مقابل، ایران توانسته موقعیت جغرافیایی تنگه هرمز را به یک اهرم چانه‌زنی سیاسی، اقتصادی و امنیتی تبدیل کند.

اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا تنگه هرمز برای آمریکا اهمیت دارد یا نه؛ بلکه این است که واشنگتن برای بازگشت امنیت و تردد پایدار در این آبراه، حاضر است چه هزینه‌ای بپردازد و تهران در مقابل چه امتیازی مطالبه خواهد کرد.

اگر گزینه‌های پیش‌روی آمریکا میان ادامه یک درگیری فرسایشی و پذیرش یک سازوکار جدید برای مدیریت تنگه هرمز محدود شود، شاید همان گزینه‌ای که امروز برای واشنگتن یک عقب‌نشینی سیاسی به نظر می‌رسد، در نهایت به ارزان‌ترین مسیر خروج از بحران تبدیل شود.

 

اخبار مرتبط
  • دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران 6 شرط را برای بازگشایی تنگه هرمز از سوی ایران اعلام کرد.

  • خبرگزاری رویترز روز چهارشنبه با اشاره به ادعای رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ درباره باز شدن تنگه هرمز گزارش داد که دو کشور هنوز درباره «جزئیات مهم» به تفاهم نرسیده‌اند.

  • تحلیل تازه روزنامه نیویورک‌تایمز از چهار دهه روابط پرتنش ایران و آمریکا نشان می‌دهد که مشکل اصلی واشنگتن در مواجهه با تهران، صرفاً اختلاف بر سر پرونده‌های سیاسی و امنیتی نیست؛ بلکه ناتوانی در فهم ساختار قدرت، منطق تصمیم‌گیری و محاسبات راهبردی جمهوری اسلامی ایران است. از جیمی کارتر تا دونالد ترامپ، رؤسای جمهور آمریکا بارها تلاش کرده‌اند با ترکیبی از فشار، مذاکره یا تغییر رفتار، تهران را به مسیر مورد نظر خود هدایت کنند؛ اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد ایران در بسیاری از مقاطع توانسته است از زمان، اختلافات داخلی آمریکا و پیچیدگی‌های سیاست واشنگتن به عنوان ابزار چانه‌زنی استفاده کند.

ارسال نظر