صفحه سیاست - در سالهای گذشته، پاسخهای نظامی ایران عمدتاً متوجه اهداف مشخص نظامی یا امنیتی بود، اما اطلاعیههای اخیر سپاه نشان میدهد تهران تلاش میکند همزمان با عملیات میدانی، مشروعیت حضور نظامی آمریکا در منطقه را نیز به چالش بکشد.
خطاب قرار دادن مستقیم مردم اردن و کویت، پیامی روشن دارد؛ ایران میخواهد میان دولتهای میزبان و افکار عمومی این کشورها شکاف ایجاد کند و هزینه سیاسی ادامه حضور نیروهای آمریکایی را افزایش دهد.
به بیان دیگر، اگر در گذشته هدف، انهدام تجهیزات نظامی بود، امروز هدف، تغییر محاسبات سیاسی دولتهای منطقه نیز هست.
آمریکا و شبکه پایگاههای منطقهای؛ ستون اصلی راهبرد واشنگتن
ایالات متحده طی دهههای گذشته با ایجاد شبکهای از پایگاههای نظامی در کشورهای عربی، معماری امنیتی خود را در غرب آسیا شکل داده است. این پایگاهها علاوه بر مأموریتهای دفاعی، نقش مهمی در پشتیبانی اطلاعاتی، لجستیکی و عملیاتی نیروهای آمریکایی ایفا میکنند.
از نگاه تهران، این شبکه پایگاهها بخشی از زنجیره عملیات نظامی آمریکا علیه ایران محسوب میشود؛ به همین دلیل، سپاه در اطلاعیههای اخیر تلاش کرده است این پیام را منتقل کند که هر کشوری که خاک خود را در اختیار عملیات نظامی آمریکا قرار دهد، ممکن است به بخشی از میدان تقابل تبدیل شود.
جنگ روایتها؛ مهمتر از جنگ موشکها
یکی از مهمترین ویژگیهای جنگهای قرن بیستویکم، برتری روایت بر میدان نبرد است.
در کنار شلیک موشک و پهپاد، هر طرف تلاش میکند روایت خود را به افکار عمومی منطقه و جهان تحمیل کند. به همین دلیل، انتشار سریع اطلاعیهها، استفاده از ادبیات مذهبی و سیاسی و خطاب مستقیم به ملتهای منطقه را باید بخشی از یک عملیات روانی هدفمند دانست.
تهران در این روایت میکوشد خود را در جایگاه کشوری معرفی کند که با مردم کشورهای منطقه اختلافی ندارد و تنها حضور نظامی آمریکا را عامل بیثباتی میداند.
در مقابل، واشنگتن نیز همواره حضور نظامی خود را در چارچوب همکاریهای امنیتی با دولتهای منطقه توجیه کرده است. همین تقابل روایتها، یکی از مهمترین ابعاد جنگ جاری محسوب میشود.
آیا کشورهای عربی وارد مرحله دشوارتری میشوند؟
یکی از پیامدهای احتمالی این راهبرد، افزایش فشار بر دولتهای عربی متحد آمریکا است.
کشورهایی مانند اردن، کویت، قطر و بحرین طی سالهای اخیر تلاش کردهاند روابط امنیتی خود با واشنگتن را حفظ کنند و در عین حال از تبدیل شدن به میدان رویارویی مستقیم قدرتهای منطقهای جلوگیری کنند.
اما اگر روند کنونی ادامه یابد، این کشورها با یک معادله پیچیده مواجه خواهند شد؛ از یک سو حفظ همکاریهای راهبردی با آمریکا و از سوی دیگر مدیریت فشارهای سیاسی، امنیتی و اجتماعی ناشی از افزایش تنشها.
بازدارندگی در حال تغییر است
تحولات اخیر نشان میدهد مفهوم بازدارندگی نیز در حال تغییر است.
اگر در گذشته بازدارندگی صرفاً بر توان موشکی و نظامی استوار بود، اکنون ابزارهای رسانهای، افکار عمومی، عملیات شناختی و فشار سیاسی نیز به بخشی از قدرت بازدارندگی تبدیل شدهاند.
در چنین شرایطی، هر عملیات نظامی، همزمان یک عملیات رسانهای، دیپلماتیک و روانی نیز محسوب میشود؛ موضوعی که سرعت انتشار اخبار و نحوه روایتسازی را به اندازه خود عملیات نظامی مهم کرده است.
صفحه سیاست تحلیل میکند
دو اطلاعیه اخیر سپاه را باید بیش از آنکه صرفاً اعلام نتایج یک عملیات نظامی دانست، نشانه آغاز مرحلهای تازه از تقابل ایران و آمریکا ارزیابی کرد؛ مرحلهای که در آن، میدان نبرد از پایگاههای نظامی فراتر رفته و افکار عمومی کشورهای منطقه نیز به یکی از اهداف اصلی جنگ روایتها تبدیل شده است.
اگر این روند ادامه یابد، احتمال دارد معادلات امنیتی غرب آسیا وارد دورهای شود که در آن، مرز میان عملیات نظامی، جنگ روانی و رقابت دیپلماتیک بیش از گذشته کمرنگ شود. در چنین فضایی، نه تنها قدرت آتش، بلکه قدرت اقناع، مدیریت افکار عمومی و روایتسازی نیز تعیینکننده خواهد بود و بازیگران منطقهای ناگزیر خواهند شد راهبردهای خود را متناسب با این واقعیت جدید بازتعریف کنند.