چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات در مجلس سنای آمریکا، در موضعی تند علیه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، نحوه مدیریت جنگ با ایران را مورد انتقاد قرار داد و آن را «شکست کامل» توصیف کرد.
شومر در پیامی در شبکه اجتماعی «ایکس» مدعی شد ترامپ آمریکا را وارد جنگی «غیرقانونی» کرده و اکنون در همان جنگ با شکست مواجه شده است. به گفته او، دولت ترامپ حتی از یک مسیر مشخص برای خروج از این جنگ برخوردار نیست.
این اظهارات را میتوان فراتر از یک موضعگیری حزبی ارزیابی کرد؛ چراکه بخش مهمی از انتقاد شومر مستقیماً متوجه توانایی دولت آمریکا در تعیین اهداف، مدیریت میدان و ایجاد یک مسیر سیاسی برای پایان درگیری است.
وقتی جنگ، استراتژی مشخصی ندارد
یکی از محورهای اصلی انتقاد شومر، فقدان استراتژی و انضباط در تصمیمگیری دولت ترامپ است. او همچنین بر ناتوانی رئیسجمهور آمریکا در پیشبرد مذاکرات جدی تأکید کرده است.
این گزاره در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که هر جنگی برای دستیابی به اهداف مشخص سیاسی و امنیتی آغاز میشود و در نهایت باید بتواند از طریق مذاکره یا یک توافق سیاسی به نقطه پایان برسد. اگر عملیات نظامی بدون تعریف روشن از «روز بعد از جنگ» ادامه پیدا کند، هزینههای نظامی میتواند به یک بحران سیاسی و اقتصادی تبدیل شود.
از همین زاویه، انتقاد شومر را میتوان نشانهای از نگرانی در واشنگتن نسبت به تبدیل شدن جنگ ایران به یک باتلاق راهبردی دانست؛ جنگی که خروج از آن برای دولت آمریکا دشوارتر از آغاز آن شده است.
هزینه جنگ فقط در میدان نبرد نیست
رهبر اقلیت سنا همچنین هشدار داده است که نبود استراتژی و توانایی مذاکره، نیروهای آمریکایی را در معرض خطر قرار میدهد و هزینههای آن در نهایت بر دوش مردم آمریکا خواهد افتاد.
این بخش از اظهارات شومر اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا یکی از حساسترین پیامدهای جنگ برای دولت آمریکا، انتقال آثار آن از عرصه نظامی به اقتصاد داخلی است. افزایش نااطمینانی، فشار بر قیمتها و بالا رفتن هزینههای انرژی و حملونقل میتواند بهتدریج جنگ خارجی را به مسئلهای مستقیم برای زندگی روزمره آمریکاییها تبدیل کند.
در چنین شرایطی، ادامه جنگ دیگر صرفاً یک تصمیم در حوزه سیاست خارجی نیست؛ بلکه میتواند به موضوعی تعیینکننده در رقابتهای سیاسی داخلی آمریکا تبدیل شود.
شکاف سیاسی بر سر ادامه جنگ

موضع شومر همچنین نشان میدهد که دولت ترامپ برای ادامه جنگ باید علاوه بر مدیریت میدان نبرد، با فشارهای سیاسی در داخل آمریکا نیز مواجه شود.
هرچه هزینههای جنگ افزایش پیدا کند و دستیابی به اهداف اعلامشده دشوارتر شود، منتقدان ترامپ فرصت بیشتری برای طرح این پرسش پیدا میکنند که هدف نهایی جنگ چیست و آمریکا دقیقاً چگونه قصد دارد از آن خارج شود؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که دولت نتواند یک دستاورد مشخص و قابل ارائه به افکار عمومی آمریکا تعریف کند. در چنین شرایطی، فاصله میان «ادعای پیروزی» و «واقعیت میدان» میتواند به یکی از نقاط آسیبپذیر دولت ترامپ تبدیل شود.
جنگی که از منطقه فراتر رفته است
پیام شومر را میتوان در چارچوب بزرگتری نیز بررسی کرد. جنگ ایران و آمریکا، در صورت تداوم، تنها یک رویارویی نظامی در خاورمیانه نیست؛ بلکه پیامدهای آن میتواند بر بازار انرژی، تجارت جهانی، مسیرهای کشتیرانی و اقتصاد آمریکا اثر بگذارد.
به همین دلیل، هرگونه بنبست در جنگ میتواند هزینههای آن را از سطح منطقهای به سطح جهانی منتقل کند. در این میان، افزایش قیمت انرژی و فشارهای تورمی از جمله عواملی است که میتواند دولت آمریکا را در برابر افکار عمومی داخلی آسیبپذیرتر کند.
آزمون دشوار ترامپ
اکنون انتقاد چاک شومر یک سؤال کلیدی را در برابر دولت ترامپ قرار میدهد: اگر جنگ قرار است ادامه پیدا کند، استراتژی خروج چیست؟
پاسخ به این سؤال میتواند تعیینکننده آینده جنگ و حتی موقعیت سیاسی ترامپ باشد. اگر دولت آمریکا نتواند همزمان با ادامه فشار نظامی، یک مسیر سیاسی و دیپلماتیک برای پایان درگیری ارائه کند، منتقدان میتوانند ادعای خود درباره گرفتار شدن واشنگتن در یک بنبست راهبردی را تقویت کنند.
از این منظر، سخنان شومر را باید بخشی از فشار فزاینده داخلی بر ترامپ برای تعیین تکلیف جنگ، کاهش هزینهها و حرکت به سمت یک راهحل سیاسی دانست؛ فشاری که در صورت تداوم جنگ میتواند به یکی از مهمترین چالشهای داخلی دولت آمریکا تبدیل شود.