تربیت کودک بهعنوان یک مقوله زیربنایی، نیازمند رویکردی هدفمند و کارشناسانه است. در این یادداشت تصریح شده است که انسان در آغاز حیات خود، فاقد هرگونه ساختار تربیتی است و تنها از ظرفیتها و استعدادهای بالقوهای برخوردار است که فعلیت بخشیدن به آنها مستلزم مداخله صحیح است. بر اساس تحلیل ارائهشده، تربیت زمانی به ثمر مینشیند که مربی با درک عمیق از استعدادهای فردی کودک و رعایت استانداردهای تربیتی، او را در مواجهه با تجارب و موقعیتهای یادگیری مناسب قرار دهد. این فرآیند که برآمده از تعامل میان استعداد درونی و محرکهای بیرونی است، بسترساز توسعه همهجانبه کودک و تبدیل ظرفیتهای خام به مهارتهای کارآمد خواهد بود.