دولت چهاردهم اکنون وارد سومین سال فعالیت خود شده است؛ دولتی که از نخستین روزهای آغاز به کار، خود را درگیر مجموعهای از بحرانهای امنیتی، اقتصادی و سیاسی میداند. مسعود پزشکیان نیز در گفتوگوی اخیر خود، به جای ارائه یک گزارش آماری از عملکرد دستگاه اجرایی، تلاش کرد تصویری از شرایطی ارائه دهد که به اعتقاد او، هر دولت دیگری نیز در آن با دشواریهای مشابه مواجه میشد.
نخستین محور سخنان رئیسجمهور، تأکید بر «حفظ انسجام ملی» بود. پزشکیان بارها از نقش مردم در عبور کشور از بحران سخن گفت و حتی کسانی را که منتقد دولت یا ناراضی از شرایط بودند، بخشی از سرمایه اجتماعی ایران دانست. این نگاه، نسبت به ادبیات رایج سالهای گذشته که معمولاً جامعه را به دوگانههای سیاسی تقسیم میکرد، رویکردی متفاوت محسوب میشود و میتواند نشانهای از تلاش دولت برای بازسازی اعتماد عمومی باشد.
اما در کنار این روایت، پرسش مهمی نیز وجود دارد؛ آیا صرف تأکید بر وحدت ملی برای جبران کاهش سرمایه اجتماعی کافی است؟ واقعیت آن است که جامعه بیش از هر چیز، عملکرد اقتصادی دولت را ملاک قضاوت قرار میدهد. تورم، کاهش قدرت خرید، بحران آب، ناترازی انرژی و مشکلات معیشتی همچنان مهمترین دغدغه افکار عمومی هستند؛ موضوعاتی که خود رئیسجمهور نیز به دشواری آنها اذعان کرد.
نکته قابل توجه دیگر، دفاع پزشکیان از ایده «وفاق» بود. او تلاش کرد این مفهوم را از تقسیم سهم میان جریانهای سیاسی جدا کند و آن را بر پایه شایستهسالاری تعریف کند. رئیسجمهور تأکید کرد که معیار انتخاب مدیران باید توانمندی و عملکرد باشد، نه وابستگی جناحی یا سیاسی. این سخنان، اگرچه از منظر نظری مورد استقبال بسیاری از کارشناسان قرار میگیرد، اما آزمون اصلی آن در ترکیب مدیریتی دولت و انتصابات آینده مشخص خواهد شد؛ جایی که افکار عمومی انتظار دارد شعار شایستهسالاری به تصمیمات اجرایی تبدیل شود.
در حوزه سیاست داخلی نیز پزشکیان کوشید پیام آشتی با همه ایرانیان را مخابره کند. تأکید بر اینکه «همه مردم» فارغ از گرایش سیاسی، قومیت، مذهب یا حتی میزان همراهی با دولت، صاحبان کشور هستند و همچنین طرح تسهیل بازگشت ایرانیان خارج از کشور، از جمله بخشهایی بود که میتواند نشانهای از تلاش دولت برای کاهش شکافهای اجتماعی و سیاسی تلقی شود.
با این حال، مهمترین چالش دولت همچنان اقتصاد است. اگرچه پزشکیان بخش مهمی از مشکلات را به تحریمها، جنگ و فشارهای خارجی نسبت داد، اما جامعه در پایان سال دوم، انتظار دارد علاوه بر روایت بحران، نشانههای ملموسی از بهبود وضعیت معیشت، اشتغال، سرمایهگذاری و ثبات اقتصادی نیز مشاهده کند. در واقع، موفقیت دولت در سال سوم بیش از آنکه با سخنرانیها سنجیده شود، با نتایج سیاستهای اقتصادی و میزان رضایت عمومی ارزیابی خواهد شد.
در مجموع، مصاحبه رئیسجمهور نشان داد دولت چهاردهم همچنان بر این باور است که مهمترین دستاوردش، عبور کشور از یک دوره پرتنش بدون فروپاشی اجتماعی بوده است. این روایت، از منظر امنیت ملی قابل دفاع است، اما برای افکار عمومی کافی نخواهد بود. دولت در سال سوم ناگزیر است روایت «مدیریت بحران» را به روایت «حل مسئله» تبدیل کند؛ زیرا سرمایه سیاسی هر دولتی، در نهایت نه با توصیف دشواریها، بلکه با میزان موفقیت در کاهش مشکلات مردم سنجیده میشود.