شورای صلح غزه روز جمعه اعلام کرد که حماس بهطور رسمی با یک نقشه راه تفصیلی برای اجرای مراحل بعدی آتشبس موافقت کرده است؛ ادعایی که در صورت تحقق، میتواند مسیر تحولات سیاسی و امنیتی غزه را وارد مرحله تازهای کند.
بر اساس بیانیه این نهاد، حماس برای نخستین بار بهطور رسمی متعهد شده است برنامهای اجرایی برای واگذاری همه سلاحهای خود اجرا کند؛ اقدامی که قرار است در ادامه آن، روند خروج نیروهای اسرائیلی از غزه آغاز شود.
اهمیت این ادعا در آن است که خلع سلاح حماس یکی از پیچیدهترین و مناقشهبرانگیزترین موضوعات در هر طرح مربوط به آینده غزه محسوب میشود. از یک سو، طرفهای حامی این طرح آن را پیششرطی برای ایجاد ساختار امنیتی جدید در غزه میدانند و از سوی دیگر، نحوه تضمین امنیت مردم فلسطین و آینده سیاسی این منطقه، از جمله مسائلی است که میتواند روند اجرای توافق را با دشواری مواجه کند.
خلع سلاح در برابر خروج نیروهای اسرائیلی
بر اساس روایت شورای صلح غزه، نقشه راه جدید نوعی ارتباط میان دو روند اساسی ایجاد میکند؛ خلع سلاح حماس و خروج نیروهای اسرائیلی.
این موضوع میتواند به معنای تلاش برای ایجاد یک سازوکار مرحلهای باشد که در آن هر اقدام امنیتی با یک اقدام متقابل همراه شود. با این حال، مسئله اصلی، چگونگی راستیآزمایی اجرای تعهدات طرفین است.
اگر خلع سلاح حماس به عنوان یکی از شروط خروج نیروهای اسرائیلی تعیین شده باشد، این پرسش مطرح میشود که چه نهادی مسئول نظارت بر روند خلع سلاح خواهد بود و چه تضمینی وجود دارد که خروج نیروهای اسرائیلی نیز همزمان و مطابق جدول زمانی تعیینشده انجام شود.
از سوی دیگر، هرگونه ابهام در این زمینه میتواند اجرای توافق را با خطر توقف یا بازگشت به مرحله جدیدی از درگیری مواجه کند. به همین دلیل، موفقیت نقشه راه بیش از هر چیز به وجود یک سازوکار شفاف برای نظارت و اجرای تعهدات وابسته خواهد بود.
طرح ترامپ و آینده حکمرانی غزه
شورای صلح غزه اعلام کرده است که این توافق نتیجه ماهها مذاکرات فشرده برای پیشبرد چشمانداز دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، درباره ایجاد ساختار جدید حکمرانی، امنیت، امدادرسانی انسانی، بازسازی و احیای اقتصادی غزه است.
این بخش از توافق، نشان میدهد که موضوع صرفاً به پایان درگیری نظامی محدود نمیشود و مسئله اصلی، طراحی نظم سیاسی و امنیتی جدید برای غزه پس از جنگ است.
در واقع، هرگونه توافق پایدار در غزه نیازمند پاسخ به یک پرسش اساسی است: چه نهادی قرار است مسئول اداره این منطقه باشد؟
در این چارچوب، انتقال تدریجی اختیارات به یک کمیته ملی برای اداره غزه، میتواند نشانهای از تلاش برای ایجاد ساختاری غیرنظامی و متفاوت از وضعیت پیشین باشد. اما موفقیت چنین ساختاری به میزان مشروعیت آن نزد مردم فلسطین، توانایی آن برای ارائه خدمات عمومی و همچنین میزان پذیرش آن از سوی بازیگران منطقهای و بینالمللی بستگی دارد.
چالش اصلی؛ اجرای توافق روی زمین
با وجود اهمیت اعلام این توافق، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که فاصله میان توافق سیاسی و اجرای واقعی آن میتواند بسیار زیاد باشد.
در غزه، موضوعاتی مانند امنیت، کنترل مرزها، بازسازی زیرساختها، بازگشت آوارگان، تأمین کمکهای بشردوستانه و تعیین ساختار سیاسی آینده، همگی به یکدیگر وابسته هستند. بنابراین، حتی اگر چارچوب کلی توافق مورد پذیرش طرفهای اصلی قرار گرفته باشد، اجرای هر یک از مراحل آن میتواند به محل اختلاف تبدیل شود.
از همین رو، تأکید شورای صلح غزه بر اینکه «اکنون مهمترین مرحله، اجرای توافق است»، از منظر سیاسی اهمیت ویژهای دارد. این جمله در واقع نشان میدهد که مرحله دشوارتر از مذاکرات آغاز شده است؛ مرحلهای که در آن باید توافقهای سیاسی به اقدامات عملی تبدیل شوند.
آینده غزه در گرو یک معادله پیچیده
آنچه در این طرح بیش از همه اهمیت دارد، ایجاد تعادل میان سه موضوع اساسی است؛ امنیت، حکمرانی و بازسازی.
خلع سلاح گروههای مسلح بدون ایجاد یک ساختار امنیتی قابل اعتماد میتواند خلأ قدرت ایجاد کند و از سوی دیگر، خروج نیروهای اسرائیلی بدون شکلگیری یک نظام امنیتی باثبات میتواند نگرانیهای امنیتی طرفهای مختلف را افزایش دهد.
همزمان، مردم غزه نیز نیازمند بازسازی گسترده، دسترسی پایدار به خدمات عمومی و بهبود شرایط اقتصادی هستند. بنابراین، هر طرحی که آینده این منطقه را هدف قرار میدهد، ناگزیر باید میان الزامات امنیتی و نیازهای انسانی و سیاسی مردم فلسطین تعادل ایجاد کند.
آیا آتشبس وارد مرحله سرنوشتساز شده است؟
ادعای شورای صلح غزه درباره موافقت حماس با نقشه راه جدید، در صورت تأیید و اجرای عملی، میتواند نشانه ورود آتشبس به مرحلهای تعیینکننده باشد؛ مرحلهای که در آن مسئله اصلی نه صرفاً توقف درگیریها، بلکه تعیین آینده سیاسی و امنیتی غزه خواهد بود.
با این حال، هنوز پرسشهای مهمی درباره جزئیات اجرای توافق، زمانبندی خلع سلاح، نحوه خروج نیروهای اسرائیلی، نقش بازیگران منطقهای و بینالمللی و میزان اختیارات کمیته ملی اداره غزه وجود دارد.
در نهایت، سرنوشت این طرح به توانایی طرفهای درگیر برای عبور از بیاعتمادیهای عمیق و ایجاد سازوکاری عملی برای اجرای تعهدات بستگی دارد. اگر این روند با موفقیت پیش برود، میتواند زمینهساز مرحلهای تازه در غزه و آغاز روند بازسازی این منطقه باشد؛ اما اگر اختلاف بر سر خلع سلاح، امنیت یا ساختار حکمرانی آینده حل نشود، خطر بازگشت بحران و فروپاشی توافق همچنان پابرجا خواهد ماند.
به این ترتیب، مهمترین آزمون پیش روی طرح جدید، نه در سطح بیانیهها و توافقهای سیاسی، بلکه در میدان اجرا خواهد بود؛ جایی که باید مشخص شود آیا نقشه راه جدید میتواند میان خواستههای امنیتی طرفهای مختلف و آینده سیاسی و انسانی مردم غزه تعادل برقرار کند یا خیر.