نادره حکیمالهی دوم اسفند ۱۳۴۰ در شهر شیراز متولد شد. علاقه او به هنر از دوران کودکی شکل گرفت و نقاشی از نخستین فعالیتهایی بود که توجهش را به خود جلب کرد. فضای خانوادگی نیز در پرورش این علاقه نقش داشت؛ پدرش به هنر خوشنویسی اشتغال داشت و عمویش در زمینه خاتمکاری فعالیت میکرد.
حکیمالهی در خانوادهای با پیشینه هنری رشد کرد و تشویق اطرافیان به ادامه فعالیتهای هنری، زمینهای برای پیگیری جدیتر این مسیر فراهم آورد. او بعدها در رشتههای مختلف هنرهای تجسمی فعالیت کرد و بهتدریج مجسمهسازی به یکی از مهمترین بخشهای کارنامه حرفهایاش تبدیل شد.
ازدواج نادره حکیمالهی و حمید علیدوستی
نادره حکیمالهی همسر حمید علیدوستی، بازیکن و مربی پیشین فوتبال ایران بود. زندگی این زوج در سالهایی شکل گرفت که علیدوستی بهعنوان یکی از چهرههای شناختهشده فوتبال کشور فعالیت میکرد و حکیمالهی نیز مسیر هنری خود را دنبال میکرد.
حمید علیدوستی سابقه حضور در تیم ملی فوتبال ایران و باشگاههایی مانند هما، دارایی، کشاورز و سایپا را داشت و پس از پایان دوران بازیگری نیز در عرصه مربیگری فعالیت کرد.
حمید علیدوستی روز دهم آبان ۱۴۰۵ پس از تحمل بیماری سرطان پروستات و استخوان، در بیمارستان عرفان نیایش تهران بر اثر ایست قلبی درگذشت. درگذشت او بار دیگر توجه افکار عمومی را به خانوادهاش، از جمله نادره حکیمالهی و ترانه علیدوستی، جلب کرد.
فرزندان نادره حکیمالهی؛ ترانه و پویان علیدوستی
حاصل زندگی خانوادگی نادره حکیمالهی و حمید علیدوستی دو فرزند به نامهای ترانه و پویان بود.
ترانه علیدوستی، متولد ۲۲ دی ۱۳۶۲ در تهران، یکی از بازیگران شناختهشده سینمای ایران است. او با بازی در فیلم «من، ترانه ۱۵ سال دارم» به کارگردانی رسول صدرعاملی به شهرت رسید و در ادامه با حضور در آثار سینمایی مختلف، جایگاه قابل توجهی در سینمای ایران به دست آورد.
پویان علیدوستی، فرزند دیگر این خانواده، در اسفند سال ۱۳۸۳ و در ۱۶ سالگی بر اثر حادثه مرتبط با مراسم چهارشنبهسوری جان خود را از دست داد. این اتفاق تلخ، فقدانی بزرگ برای خانواده علیدوستی بود.
آغاز فعالیت هنری نادره حکیمالهی
علاقه نادره حکیمالهی به هنر از کودکی با نقاشی آغاز شد، اما تجربهای در دوران نوجوانی توجه او را به مجسمهسازی جلب کرد. او در یکی از سفرهای خود در ۱۷ سالگی از موزه لوور بازدید کرد و با اثری سنگی روبهرو شد که پیکر انسان را با ظرافتی شبیه پارچه حریر به تصویر کشیده بود.
این اثر پرسشی درباره چگونگی ایجاد چنین ظرافتی در سنگ برای او به وجود آورد؛ تجربهای که بعدها از آن بهعنوان یکی از عوامل اثرگذار در گرایشش به مجسمهسازی یاد کرد.
حکیمالهی از سال ۱۳۶۳ فعالیت هنری خود را جدیتر دنبال کرد و در کلاسهای طراحی و نقاشی آیدین آغداشلو حضور یافت. او در سال ۱۳۶۸ نیز سفالگری را نزد عبدالله مهری آموخت و پس از کسب تجربه در این زمینه، بهتدریج فعالیت خود را به سمت مجسمهسازی گسترش داد.
سبک هنری و علاقه به مجسمهسازی با سنگ
نادره حکیمالهی در طول فعالیت حرفهای خود از مواد و تکنیکهای مختلفی برای خلق آثار هنری استفاده کرده است. گل، سنگ، برنز و پاپیهماشه از جمله موادی هستند که در آثار او دیده میشوند.
با گذشت زمان، کار با سنگ جایگاه پررنگتری در فعالیتهای او پیدا کرد. بخش قابل توجهی از مجسمههای حکیمالهی با محوریت پیکر انسان و نمایش حالتها و احساسات انسانی شکل گرفتهاند. در بسیاری از این آثار، فرمهای انسانی به شکل ساده و خلاصهشده ارائه میشوند تا توجه مخاطب بیشتر بر مفهوم و حالت کلی اثر متمرکز شود.
او علاوه بر مجسمهسازی، نقاشی را نیز در کارنامه خود حفظ کرده و در برخی مجموعههایش از عناصر انسانی برای بیان موضوعاتی مانند مهاجرت، جنگ، ترس و تلاش برای بقا بهره گرفته است.
نمایشگاههای نادره حکیمالهی
حضور جدیتر نادره حکیمالهی در نمایشگاههای هنری از اواخر دهه ۱۳۷۰ آغاز شد. در سال ۱۳۷۸، شماری از مجسمههای گلی او در نگارخانه سعدآباد و آثاری از سنگ و گل در نگارخانه نیاوران به نمایش درآمدند.
نخستین نمایشگاه انفرادی ثبتشده او با عنوان «فیگورهای سنگی» در سال ۱۳۸۲ در نگارخانه آتبین برگزار شد. او در سالهای بعد نیز مجموعههای مختلفی از آثار مجسمهسازی و نقاشی خود را در گالریها و مراکز هنری به نمایش گذاشت.
از جمله نمایشگاههای انفرادی او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-
فیگورهای سنگی
-
مجسمههای سنگ و برنز
-
رویاهای زمینی
-
سایهها
-
جغدها، فرشتهها، پرندهها
حکیمالهی همچنین در رویدادهای گروهی و نمایشگاههایی مانند «صد اثر، صد هنرمند»، «هفت نگاه» و آرتاکسپو حضور داشته است.
مجموعه نقاشی «پناهنده»
یکی از مجموعههای شناختهشده نادره حکیمالهی در حوزه نقاشی، مجموعه «پناهنده» است که در سال ۱۳۹۶ در گالری سایه به نمایش درآمد.
این مجموعه شامل ۱۰ تابلو بود و موضوعاتی مانند مهاجرت، جنگ، خشونت، ترس و تلاش انسان برای ادامه زندگی را به تصویر میکشید. پیکر انسان در این آثار نقش محوری دارد و هنرمند از فرمهای انسانی برای انتقال فضای ناآرام و پرتنش موضوع استفاده کرده است.
مجموعه «پناهنده» نشان میدهد که فعالیت حکیمالهی تنها به مجسمهسازی محدود نیست و نقاشی نیز همچنان بخش مهمی از جهان هنری او را تشکیل میدهد.
ساخت سردیس چهرههای شناختهشده
بخش دیگری از فعالیت حرفهای نادره حکیمالهی به ساخت سردیس و آثار حجمی برای فضاهای عمومی اختصاص دارد. او در سال ۱۳۹۵ سردیس شماری از چهرههای علمی، فرهنگی و نظامی کشور را ساخت.
از جمله این چهرهها میتوان به محمدعلی مجتهدی گیلانی، محمود بهزاد، مجید سمیعی، فریدون پوررضا، موسی نامجو و محمدحسین امینالضرب اشاره کرد.
بخشی از این آثار در فضاهای عمومی منطقه آزاد انزلی نصب شدند و فعالیت او را از محیط گالریها و نمایشگاهها به عرصه هنر شهری گسترش دادند.
نگارخانه الهی و فعالیتهای هنری در گیلان
نادره حکیمالهی علاوه بر فعالیت بهعنوان هنرمند، در حوزه آموزش و توسعه هنرهای تجسمی نیز حضور داشته است. او از اعضای هیئت مؤسس انجمن هنرهای تجسمی گیلان به شمار میرود و نگارخانه الهی را در شهر رشت راهاندازی کرده است.
تأسیس آموزشگاه آزاد هنرهای تجسمی «کانون هنر» نیز از دیگر فعالیتهای او در زمینه آموزش و گسترش هنر است. مجموعه این فعالیتها نشان میدهد که کارنامه حرفهای حکیمالهی تنها به خلق آثار هنری محدود نمانده و مدیریت نگارخانه، آموزش هنرجویان و مشارکت در رویدادهای هنری را نیز دربر گرفته است.
در چهارمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر، فیلمی با عنوان «رویاهای سنگی» درباره زندگی و فعالیت هنری او به نمایش درآمد. او همچنین در یازدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر در بخش «چارسوی هنر» حضور داشت و لوح سپاس این بخش را به نمایندگی از گالریهای شهرستانی دریافت کرد.
از هنرمندان فعال در حوزه هنرهای تجسمی
نادره حکیمالهی از هنرمندان فعال در حوزه هنرهای تجسمی ایران است که فعالیت خود را از نقاشی آغاز کرد و در ادامه در زمینههای سفالگری و مجسمهسازی نیز به تجربه و فعالیت پرداخت. نمایشگاههای انفرادی، ساخت سردیس چهرههای شناختهشده، راهاندازی نگارخانه و مشارکت در فعالیتهای هنری گیلان، بخشهایی از کارنامه حرفهای او را تشکیل میدهند.
نام او در کنار فعالیتهای هنری، به دلیل پیوند خانوادگی با حمید علیدوستی و ترانه علیدوستی نیز برای مخاطبان شناخته شده است؛ با این حال، سوابق هنری و آثار مستقل او بخش مهمی از هویت حرفهای این هنرمند را شکل میدهد.