اعلام نظر برخی محافل سیاسی درباره ادامه حضور ایران در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، بار دیگر این موضوع را به سطح رسانهها آورده و بحثی قدیمی اما اکنون بسیار حساس را احیا کرده است: آیا ایران در شرایط جدید امنیتی و پس از تجربه حملات نظامی اخیر، همچنان باید در چارچوب NPT باقی بماند یا خروج از این پیمان میتواند بخشی از راهبرد جدید بازدارندگی کشور باشد؟
اهمیت این پرسش فقط به یک پیمان بینالمللی محدود نیست. تصمیم درباره NPT بهطور مستقیم با سه مسئله به هم پیوسته ارتباط دارد: امنیت تأسیسات و دانش هستهای، میزان آزادی عمل ایران در توسعه برنامه هستهای و ظرفیت دیپلماسی کشور برای مدیریت فشارهای خارجی. از همین رو، موافقان و مخالفان خروج، هر یک از زاویهای متفاوت به یک مسئله واحد نگاه میکنند: چگونه میتوان امنیت و منافع ملی ایران را در شرایط افزایش فشارهای خارجی تأمین کرد؟
استدلال اصلی موافقان خروج از NPT بر تجربه سالهای گذشته استوار است. از این منظر، ایران در حالی بخش قابل توجهی از فعالیتهای هستهای خود را در چارچوب تعهدات بینالمللی و تحت نظارت قرار داده که این سازوکارها نتوانستهاند مانع فشارهای سیاسی، تحریمها و حتی حمله نظامی به تأسیسات هستهای کشور شوند. در این نگاه، میان تعهدات ایران و میزان برخورداری آن از حمایتهای عملی نظام بینالمللی تناسب کافی وجود نداشته است.
منتقدان عملکرد آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز بر همین نقطه دست میگذارند. از دیدگاه آنان، اگر عضویت در NPT و همکاریهای نظارتی نتوانسته امنیت تأسیسات هستهای و حقوق اعضا را تضمین کند، ادامه این وضعیت نیازمند بازنگری است. حامیان خروج معتقدند کنار گذاشتن محدودیتهای ناشی از پیمان میتواند بخشی از محاسبات امنیتی طرفهای مقابل را تغییر دهد و به ایران امکان دهد رابطه خود با ساختارهای بینالمللی را بر مبنای جدیدی تعریف کند.
در این رویکرد، خروج از NPT لزوماً به معنای حرکت به سوی ساخت سلاح هستهای تلقی نمیشود؛ بلکه بهعنوان اقدامی برای افزایش اهرمهای چانهزنی و بازتعریف بازدارندگی مطرح میشود. استناد به ماده ۱۰ پیمان نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکند. این ماده حق خروج را در شرایطی که رویدادهای فوقالعاده مرتبط با موضوع پیمان، منافع عالی یک کشور را به خطر اندازد، به رسمیت میشناسد؛ البته با الزام به اعلام قبلی و ارائه دلایل خروج.
اما در برابر این استدلال، مخالفان خروج یک پرسش اساسی مطرح میکنند: آیا خروج از NPT الزاماً امنیت بیشتری برای ایران ایجاد خواهد کرد؟ عضویت در پیمان تضمین مطلقی برای جلوگیری از جنگ یا فشار خارجی نیست، اما خروج نیز چنین تضمینی فراهم نمیکند. حتی ممکن است خروج، نگرانیهای موجود درباره آینده برنامه هستهای ایران را افزایش داده و زمینه را برای فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی تازه فراهم کند.
از این منظر، یکی از مهمترین مزایای ماندن در NPT، حفظ امکان استناد ایران به حقوق هستهای خود در چارچوب یک پیمان شناختهشده بینالمللی است. ایران بهعنوان عضو پیمان، همچنان میتواند بر حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای تأکید کند و اختلافات خود با غرب را در چارچوبی حقوقی و دیپلماتیک دنبال کند. مخالفان خروج معتقدند کنار گذاشتن این چارچوب ممکن است فضای مانور دیپلماتیک ایران را محدودتر کند و دست طرفهای مقابل را برای ایجاد اجماع سیاسی علیه تهران بازتر بگذارد.
در عین حال، یک نکته مهم نباید در این بحث نادیده گرفته شود: انتقاد از عملکرد آژانس با نتیجهگیری درباره ضرورت خروج از NPT دو مسئله متفاوت است. ممکن است عملکرد یک نهاد بینالمللی ناکافی یا محل انتقاد باشد، اما این امر بهخودیخود ثابت نمیکند که خروج از پیمان بهترین ابزار برای افزایش امنیت است. برای رسیدن به چنین نتیجهای باید پیامدهای حقوقی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی خروج نیز به همان اندازه بررسی شود.
همچنین خروج از NPT با پایان همه تعهدات ایران در قبال آژانس یکسان نیست. وضعیت حقوقی موافقتنامه پادمان، تعهدات پیشین و سایر ترتیبات مرتبط، موضوعاتی مستقل هستند که باید جداگانه بررسی شوند. بنابراین، تصمیم به خروج یک نقطه پایان ساده نیست؛ بلکه میتواند آغاز مجموعهای از تصمیمها و واکنشهای متقابل باشد.
مسئله اصلی در نهایت به مفهوم «بازدارندگی» بازمیگردد. موافقان خروج بر این باورند که ادامه حضور در پیمانی که نتوانسته از کشور در برابر تهدیدهای امنیتی محافظت کند، ممکن است محدودکننده باشد و خروج میتواند محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد. مخالفان اما هشدار میدهند که بازدارندگی تنها با افزایش هزینههای طرف مقابل شکل نمیگیرد؛ بلکه باید دید یک تصمیم چه هزینههای جدیدی برای خود ایران ایجاد میکند و آیا میتواند احتمال درگیری را کاهش دهد یا برعکس، آن را افزایش خواهد داد.
از این منظر، بحث NPT نباید به دوگانه ساده «تسلیم یا مقاومت» تقلیل پیدا کند. ماندن در پیمان نیز میتواند مستلزم بازنگری در شیوه همکاری با آژانس، افزایش حفاظت از اطلاعات و تأسیسات حساس و استفاده فعالتر از ظرفیتهای حقوقی و دیپلماتیک باشد. خروج نیز اگر بهعنوان یک گزینه مطرح شود، نیازمند توضیح دقیق درباره مرحله پس از خروج، واکنش احتمالی قدرتهای بزرگ، آثار اقتصادی و نحوه مدیریت پیامدهای آن است.
اکنون مسئله ایران فقط انتخاب میان «ماندن» و «خروج» نیست؛ مسئله اصلی طراحی راهبردی است که بتواند میان بازدارندگی، امنیت، حقوق هستهای و امکان دیپلماسی تعادل برقرار کند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هیچیک از عضویت در یک پیمان یا خروج از آن، بهتنهایی تضمینکننده امنیت ملی نیست. آنچه اهمیت دارد، مجموعه سیاستهایی است که پس از هر تصمیم شکل میگیرد.
به همین دلیل، بازگشت بحث NPT به فضای سیاسی کشور را میتوان فرصتی برای یک گفتوگوی دقیقتر درباره آینده پرونده هستهای ایران دانست؛ گفتوگویی که در آن نه هزینههای خروج نادیده گرفته شود و نه تجربه فشارها و حملات گذشته. تصمیمی با چنین ابعاد راهبردی، بیش از هر چیز نیازمند سنجش همزمان قدرت بازدارندگی، ظرفیت دیپلماتیک، هزینههای اقتصادی و واکنش احتمالی بازیگران خارجی است. پرسش اصلی نیز همین است: کدام مسیر میتواند بیشترین امکان را برای حفظ منافع ملی ایران در شرایط جدید فراهم کند، بدون آنکه کشور را ناخواسته وارد چرخهای از فشار و تنش تازه کند؟