یادداشت مدیرمسئول

صبر استراتژیک ایران؛ تا کجا؟

اظهارات و مواضع اخیر دونالد ترامپ درباره برنامه هسته‌ای ایران، بار دیگر این پرونده را به کانون تنش‌های تهران و واشنگتن بازگردانده است؛ در حالی که بسیاری از تحلیلگران معتقدند اختلافات دو کشور فراتر از موضوع هسته‌ای بوده و ریشه در رقابت‌های ژئوپلیتیکی و راهبردی دارد. در چنین شرایطی، این پرسش بیش از گذشته مطرح است که آیا تداوم سیاست فشار و تهدید می‌تواند معادلات منطقه را تغییر دهد یا صرفاً بر پیچیدگی بحران خواهد افزود.

صبر استراتژیک ایران؛ تا کجا؟
0 دقیقه
صفحه سیاست-

دونالد ترامپ بار دیگر می‌کوشد پرونده هسته‌ای ایران را به محور اصلی روایت خود از تنش‌های منطقه تبدیل کند؛ روایتی که هدف آن، مشروعیت‌بخشی به سیاست فشار، تحریم و حتی اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران است. اما واقعیت این است که معادلات امروز منطقه، دیگر شباهتی به یک دهه قبل ندارد.

واقعیت دیگر آن است که پرونده هسته‌ای ایران سال‌هاست از یک اختلاف صرفاً فنی و حقوقی فراتر رفته و به بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی میان ایران و غرب تبدیل شده است. از همین رو این پرسش مطرح می‌شود که آیا اگر اساساً پرونده هسته‌ای نیز وجود نداشت، سایر اختلافات راهبردی میان ایران و آمریکا پایان می‌یافت یا بهانه‌های دیگری جایگزین آن می‌شد؟ تجربه چهار دهه گذشته نشان می‌دهد که پاسخ به این پرسش، چندان ساده نیست.

تحولات سال‌های اخیر نیز نشان داده است که موازنه قدرت در منطقه دستخوش تغییر شده و توان بازدارندگی ایران نسبت به گذشته افزایش یافته است. همین موضوع باعث شده است که در کنار فشارهای اقتصادی و سیاسی، جنگ روایت‌ها و عملیات روانی نیز به یکی از ابزارهای اصلی طرف مقابل تبدیل شود؛ روایتی که می‌کوشد همه تنش‌ها را به برنامه هسته‌ای ایران گره بزند.

با وجود این شرایط، جمهوری اسلامی ایران همچنان بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود تأکید کرده و تاکنون تغییری در راهبرد اعلامی خود ایجاد نکرده است. این رویکرد را باید در چارچوب ملاحظات دینی، حقوقی، امنیتی و منافع کلان ملی تحلیل کرد، نه صرفاً یک تصمیم فنی یا سیاسی.

در چنین شرایطی، بخشی از افکار عمومی این پرسش را مطرح می‌کند که اگر ایران طی چهار دهه هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی پرونده هسته‌ای را پرداخته و با وجود تأکید بر ماهیت صلح‌آمیز این برنامه همچنان با تحریم، تهدید و فشار روبه‌رو است، استمرار این راهبرد تا چه زمانی می‌تواند ادامه یابد؟ طرح این پرسش، به معنای تجویز یک سیاست خاص نیست، بلکه بازتاب دغدغه‌ای است که امروز در فضای عمومی کشور شنیده می‌شود.

بی‌تردید، تصمیم درباره آینده برنامه هسته‌ای ایران، تصمیمی راهبردی است که در عالی‌ترین سطوح نظام و بر پایه مجموعه‌ای از ملاحظات امنیتی، سیاسی، حقوقی و فنی اتخاذ می‌شود. اما آنچه به همان اندازه اهمیت دارد، این است که طرف‌های مقابل نیز در محاسبات خود، هزینه‌های استمرار سیاست فشار و تهدید را نادیده نگیرند.

اکنون توپ تنها در زمین ایران نیست. آینده این معادله، همان‌قدر که به تصمیم‌های تهران وابسته است، به رفتار واشنگتن و دیگر بازیگران بین‌المللی نیز بستگی دارد. اگر سیاست فشار، تهدید و استفاده ابزاری از پرونده هسته‌ای همچنان جایگزین دیپلماسی باشد، طبیعی است که درباره دوام راهبردهای گذشته نیز پرسش‌های بیشتری مطرح شود.

شاید مهم‌ترین پرسش امروز این باشد که صبر استراتژیک ایران تا کجا ادامه خواهد یافت و آیا غرب، پیش از آنکه معادلات منطقه وارد مرحله‌ای جدید شود، پیام این خویشتنداری را درک خواهد کرد؟

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر