صفحه سیاست گزارش می دهد؛

بحران ذخایر موشکی آمریکا؛ جنگ با ایران بازسازی توان پدافندی واشینگتن را تا ۲۰۳۰ به تأخیر انداخت

جنگ با ایران، ضعف ساختاری در توان تولید و ذخیره‌سازی مهمات پدافندی آمریکا را آشکارتر کرده است؛ وضعیتی که به گزارش شبکه سی‌بی‌اس نیوز، می‌تواند بازسازی ذخایر موشک‌های رهگیر این کشور را تا سال ۲۰۳۰ به تأخیر بیندازد. کاهش ذخایر موشک‌های پاتریوت و تاد، در کنار انتقال تسلیحات به اوکراین و استفاده از سامانه‌های رهگیری برای دفاع از اسرائیل، پرسش‌هایی جدی درباره آمادگی نظامی آمریکا برای مواجهه با یک جنگ طولانی و چندجبهه‌ای مطرح کرده است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
بحران ذخایر موشکی آمریکا؛ جنگ با ایران بازسازی توان پدافندی واشینگتن را تا ۲۰۳۰ به تأخیر انداخت
صفحه سیاست-

بر اساس گزارش سی‌بی‌اس نیوز، برآوردهای نظامی آمریکا نشان می‌دهد ذخایر موشک‌های رهگیر پاتریوت و تاد در جریان جنگ با ایران به‌شدت کاهش یافته است. برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا حاکی از آن است که واشینگتن پیش از آغاز جنگ، در ابتدای سال ۲۰۲۶، حدود ۲۳۰۰ موشک رهگیر پاتریوت در اختیار داشت؛ اما طی درگیری‌ها بین ۱۰۵۰ تا ۱۴۳۰ فروند از این موشک‌ها مصرف شده است. این میزان، معادل حدود ۴۶ تا ۶۲ درصد از ذخایر اولیه برآورد می‌شود.

وضعیت موشک‌های رهگیر تاد نیز نگران‌کننده گزارش شده است. ذخایر اولیه این موشک‌ها حدود ۳۵۵ فروند برآورد می‌شد، اما مصرف بین ۱۹۰ تا ۲۹۰ فروند در جریان جنگ، به معنای از دست رفتن حدود ۵۴ تا ۸۲ درصد از موجودی پیش از جنگ است.

این ارقام نشان می‌دهد که مسئله صرفاً افزایش هزینه‌های نظامی یا مصرف بیشتر مهمات نیست؛ بلکه تداوم درگیری‌های پرشدت می‌تواند ذخایر تسلیحاتی را با سرعتی کاهش دهد که جبران آن در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نباشد.

هشدار پیش از جنگ؛ نشانه‌های بحران از قبل وجود داشت

نکته مهم در گزارش سی‌بی‌اس این است که هشدار درباره کمبود مهمات پدافندی، پیش از آغاز جنگ با ایران مطرح شده بود. به نوشته این شبکه، ژنرال رندی جورج، رئیس پیشین ستاد ارتش آمریکا، در دسامبر ۲۰۲۵ نسبت به کمبود جدی مهمات هشدار داده و اعلام کرده بود که این وضعیت ممکن است دست‌کم پنج سال ادامه پیدا کند.

این ارزیابی در برنامه سالانه مدیریت و تخصیص نیروهای نظامی پنتاگون نیز منعکس شده بود. بر اساس آن، ذخایر موشک‌های رهگیر تاد و پاتریوت تا سال ۲۰۳۰ در سطحی پایین باقی می‌ماند. جورج در آوریل ۲۰۲۶، هم‌زمان با ادامه جنگ، از سوی پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، از سمت خود برکنار شد؛ هرچند اطلاعات منتشرشده به‌تنهایی رابطه‌ای علّی میان این برکناری و هشدارهای او را اثبات نمی‌کند.

اهمیت این هشدار در آن است که جنگ با ایران، بحران را از نقطه صفر ایجاد نکرد؛ بلکه فشار تازه‌ای بر مشکلی وارد کرد که پیش‌تر در ارزیابی‌های نظامی آمریکا شناسایی شده بود.

چرا بازسازی ذخایر موشکی آمریکا زمان‌بر است؟

یکی از عوامل اصلی بحران، فاصله میان سرعت مصرف موشک‌ها در میدان نبرد و ظرفیت تولید آن‌ها در صنایع دفاعی است. بر اساس اطلاعات منتشرشده، تحویل سفارش‌های جدید موشک‌های رهگیر تاد به‌طور متوسط چهار سال و پنج ماه و تحویل موشک‌های پاتریوت از نوع «پک-۳» حدود سه سال و نیم زمان می‌برد.

این فاصله زمانی به آن معناست که افزایش مصرف در یک جنگ گسترده، لزوماً با افزایش سریع تولید جبران نمی‌شود. حتی اگر سفارش‌های جدید ثبت شوند، بخش قابل‌توجهی از موشک‌های جایگزین ممکن است چند سال بعد به ارتش آمریکا تحویل داده شوند.

شرکت لاکهید مارتین، از تولیدکنندگان اصلی موشک‌های تاد، در ژانویه از برنامه افزایش ظرفیت تولید سالانه این موشک‌ها از ۹۶ به ۴۰۰ فروند خبر داد. شرکت آر‌تی‌ایکس نیز از طریق زیرمجموعه ریتون در تولید سامانه‌ها و قطعات مرتبط با پدافند موشکی نقش دارد. با این حال، افزایش ظرفیت اسمی تولید به‌تنهایی به معنای رفع فوری کمبود نیست؛ زیرا تحقق این هدف به تأمین قطعات، گسترش خطوط تولید، نیروی انسانی و اجرای سفارش‌ها وابسته است.

میراث تصمیم‌های پس از جنگ سرد

کمبود کنونی را نمی‌توان صرفاً پیامد جنگ با ایران دانست. بر اساس تحلیل کارشناسانی که سی‌بی‌اس به آن‌ها استناد کرده، تصمیم‌های بلندمدت پنتاگون و ساختار صنعت دفاعی آمریکا نیز در شکل‌گیری این وضعیت نقش داشته‌اند.

پس از پایان جنگ سرد، برنامه‌ریزی نظامی آمریکا تا حد زیادی بر مبنای نیازهای عملیاتی در درگیری‌های منطقه‌ای و محدود انجام شد؛ شرایطی که الزاماً با نیازهای یک جنگ طولانی با قدرتی بزرگ یا مواجهه هم‌زمان با چند بحران نظامی یکسان نیست.

مارک کنسیان، سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی آمریکا و مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، به سی‌بی‌اس گفته است که صنعت دفاعی این کشور برای تولید کارآمد در شرایط عادی طراحی شده، اما توان افزایش سریع تولید هنگام جنگ را ندارد.

این مسئله یک تناقض مهم در ساختار نظامی آمریکا را برجسته می‌کند: برخورداری از فناوری پیشرفته و بودجه نظامی گسترده، لزوماً به معنای توانایی جایگزینی سریع تسلیحات مصرف‌شده نیست. تولید انبوه مهمات پیشرفته به زنجیره تأمین پایدار، ظرفیت صنعتی آماده و برنامه‌ریزی بلندمدت نیاز دارد.

پیامدهای راهبردی کاهش ذخایر پدافندی

کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر می‌تواند بر محاسبات نظامی آمریکا در بحران‌های آینده تأثیر بگذارد. موشک‌های پاتریوت و تاد برای مقابله با تهدیدهای هوایی و موشکی به کار می‌روند و کاهش موجودی آن‌ها ممکن است توان پایداری عملیات دفاعی را در درگیری‌های طولانی تحت فشار قرار دهد.

در چنین شرایطی، پنتاگون ناچار است میان تأمین نیازهای عملیاتی جاری، حمایت تسلیحاتی از متحدان و حفظ ذخایر لازم برای بحران‌های احتمالی آینده توازن برقرار کند. هرچه مصرف مهمات در یک جبهه بیشتر شود، تصمیم‌گیری درباره تخصیص تسلیحات به سایر مناطق حساس‌تر خواهد شد.

با این حال، کاهش ذخایر به‌تنهایی به معنای فروپاشی توان پدافندی آمریکا نیست. ارزیابی کامل توان دفاعی این کشور به اطلاعاتی درباره سایر سامانه‌های رهگیری، ظرفیت عملیاتی باقی‌مانده، میزان تولید واقعی و نوع تهدیدهای پیش‌رو نیز نیاز دارد؛ اطلاعاتی که همه آن‌ها در گزارش منتشرشده در دسترس نیست.

بازسازی تا ۲۰۳۰؛ چالش فراتر از یک جنگ

بر اساس گزارش سی‌بی‌اس، حتی اگر آمریکا از مصرف بیشتر موشک‌های پاتریوت و تاد در ایران یا دیگر درگیری‌ها جلوگیری کند، بازگرداندن ذخایر به سطح پایین پیش از جنگ نیز ممکن است تا سال ۲۰۳۰ طول بکشد.

این برآورد نشان می‌دهد که مسئله اصلی واشینگتن فقط مدیریت پیامدهای یک جنگ نیست؛ بلکه بازنگری در الگوی ذخیره‌سازی مهمات و افزایش انعطاف‌پذیری صنایع دفاعی نیز اهمیت دارد. اگر سرعت مصرف تسلیحات پیشرفته از توان جایگزینی آن‌ها بیشتر بماند، حتی ارتشی با بودجه و فناوری گسترده نیز ممکن است در یک درگیری طولانی با محدودیت منابع مواجه شود.

در نهایت، جنگ با ایران شکاف میان توان عملیاتی آمریکا و ظرفیت صنعتی لازم برای پشتیبانی از یک جنگ فرسایشی را برجسته کرده است. اینکه واشینگتن تا چه اندازه بتواند این شکاف را کاهش دهد، به سرعت گسترش تولید، نحوه مدیریت ذخایر و میزان فشار ناشی از بحران‌های نظامی آینده بستگی خواهد داشت.

 

اخبار مرتبط
  • بررسی بازتاب جنگ ایران و آمریکا در رسانه‌های انگلیسی‌زبان، عربی، روسی و چینی نشان می‌دهد که پیامدهای این درگیری از میدان نظامی فراتر رفته و موضوعاتی مانند آسیب‌پذیری پایگاه‌های آمریکا، هزینه‌های اقتصادی جنگ، آینده برنامه هسته‌ای ایران و امنیت تنگه‌های هرمز و باب‌المندب را تحت تأثیر قرار داده است.

  • واشنگتن از «فرصت مذاکره» با ایران سخن می‌گوید، اما تهران می‌گوید اساساً مذاکره‌ای به معنای واقعی کلمه آغاز نشده است. این اختلاف بر سر تعریف یک واژه نیست؛ پشت آن، اختلافی جدی درباره اینکه چه کسی باید نخستین گام عملی را بردارد و دستورکار مذاکره را چه کسی تعیین کند قرار دارد.

  • نامه اخیر سپاه پاسداران به مردم آمریکا، تصویری از خسارت‌های واردشده به نیروها و تجهیزات نظامی ایالات متحده در جریان جنگ اخیر ارائه کرده است؛ روایتی که بخش‌هایی از آن با گزارش‌های ماهواره‌ای و ارزیابی‌های منتشرشده در رسانه‌ها و نهادهای آمریکایی قابل تطبیق است. از این منظر، مسئله فقط تعداد هواپیماها و پهپادهای آسیب‌دیده نیست؛ بلکه آسیب‌پذیری شبکه‌ای از پایگاه‌ها، سامانه‌های پشتیبانی، رادارها، انبارهای سوخت و مراکز فرماندهی آمریکا در منطقه است که می‌تواند معادله هزینه و فایده حضور نظامی واشنگتن در غرب آسیا را تحت تأثیر قرار دهد.

ارسال نظر