سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نامهای خطاب به مردم آمریکا، ضمن تشریح بخشی از روند جنگ و اهداف اعلامی واشنگتن و تلآویو، آماری از خسارتهای واردشده به نیروها و تجهیزات آمریکایی ارائه کرده است.
بر اساس این نامه، بیش از ۲۰۰ فروند پهپاد راهبردی، ۱۲ فروند هواپیمای سوخترسان و ترابری، ۳۰ فروند جنگنده و دستکم یک فروند هواپیمای آواکس منهدم شده یا از چرخه عملیاتی خارج شدهاند.
سپاه همچنین از انهدام یا آسیب به دهها فروند بالگرد، سامانههای راداری و پدافندی و بیش از ۳۵۰ واحد از تأسیسات و زیرساختهای پایگاههای نظامی آمریکا خبر داده و مدعی شده است که توان عملیاتی ۱۸ پایگاه آمریکا در منطقه در مقاطعی به «صفر نزدیک شد».
البته این ارقام، ارزیابی رسمی سپاه است و برای سنجش دقیق آنها باید میان ادعاهای طرفهای درگیر و دادههای مستقل تفکیک قائل شد. با این حال، اهمیت موضوع از آنجا ناشی میشود که اصل واردشدن خسارت گسترده به زیرساختها و تجهیزات آمریکایی، تنها در روایت ایران مطرح نشده است.
تصاویر ماهوارهای؛ روایت دیگری از خسارت پایگاههای آمریکا

یکی از مهمترین شواهد مستقل درباره دامنه حملات ایران، بررسی انجامشده توسط روزنامه آمریکایی واشنگتنپست است.
این روزنامه در یک بررسی مبتنی بر تصاویر ماهوارهای اعلام کرد که دستکم ۲۲۸ سازه یا قطعه تجهیزات در ۱۵ سایت نظامی مورد استفاده آمریکا در منطقه آسیب دیده یا نابود شدهاند. این موارد شامل آشیانهها، ساختمانهای محل استقرار نیروها، انبارهای سوخت، رادارها، تجهیزات ارتباطی، سامانههای پدافندی و حتی هواپیماها بوده است.
واشنگتنپست برای این بررسی بیش از ۱۰۰ تصویر ماهوارهای با وضوح بالا را بررسی کرد و اصالت ۱۰۹ تصویر را با مقایسه آنها با تصاویر ماهوارهای سامانه اروپایی کوپرنیکوس و تصاویر تجاری شرکتهایی مانند Planet راستیآزمایی کرد. در نهایت، این بررسی ۲۱۷ سازه و ۱۱ قطعه تجهیزات آسیبدیده یا نابودشده را شناسایی کرد.
این دادهها اهمیت زیادی دارند؛ زیرا نشان میدهند بحث درباره خسارت به پایگاههای آمریکا صرفاً به تصاویر منتشرشده از سوی ایران محدود نیست و بخشی از آثار حملات در تصاویر ماهوارهای مستقل نیز قابل مشاهده بوده است.
حملات ایران به پایگاههای آمریکا چقدر دقیق بود؟
یکی از نکات قابل توجه در ارزیابی واشنگتنپست، اظهارنظر مارک کانسیان، مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا و سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی این کشور است.
او پس از بررسی تصاویر ماهوارهای، حملات ایران را دقیق توصیف کرد و گفت در تصاویر، موارد متعددی از اصابت مستقیم به اهداف قابل شناسایی بوده است. در عین حال، همان گزارش تأکید میکند که این خسارتها الزاماً به معنای از کار افتادن کامل توان عملیاتی ارتش آمریکا در منطقه نبوده است.
همین تفکیک اهمیت دارد: آسیبدیدن یک پایگاه با نابودی کامل توان نظامی آمریکا تفاوت دارد. اما از سوی دیگر، تعداد و نوع اهداف آسیبدیده نشان میدهد که پایگاههای ثابت آمریکا، برخلاف تصویری که سالها از امنیت آنها ارائه میشد، در برابر حملات موشکی و پهپادی آسیبپذیر هستند.
هواپیماها و پهپادهای آمریکایی؛ خسارت فقط روی زمین نماند

بخش دیگری از روایت مطرحشده درباره جنگ، به هواگردهای آمریکایی مربوط است.
در گزارشهای آمریکایی منتشرشده در جریان جنگ، موارد متعددی از آسیب به هواپیماها و پهپادهای آمریکا ثبت شده است. واشنگتنپست نیز در بررسی ماهوارهای خود، آسیب به هواپیما و تجهیزات پروازی را در میان اهداف شناساییشده قرار داده است.
اهمیت این موضوع در آن است که هواپیماها و پهپادها بخش مهمی از قدرت عملیاتی آمریکا در جنگهای منطقهای هستند. بنابراین حمله به محل استقرار آنها، فقط یک خسارت مالی نیست؛ بلکه میتواند بر میزان آمادگی، جابهجایی تجهیزات، عملیات شناسایی و توان اجرای حملات بعدی اثر بگذارد.
در مورد پهپادهای MQ-9 نیز گزارشهای آمریکایی از تلفات قابل توجه حکایت داشتهاند؛ موضوعی که با ادعای سپاه درباره خسارت گسترده به پهپادهای راهبردی آمریکا همجهت است، هرچند تطبیق دقیق همه ارقام اعلامشده از سوی سپاه با آمار رسمی آمریکا نیازمند دادههای کاملتر و نهایی است.
هدف قرار گرفتن زیرساختها؛ بخش مهمتر ماجرا
اما شاید مهمترین بخش جنگ را نباید در شمارش هواپیماها و پهپادها خلاصه کرد.
قدرت نظامی آمریکا در غرب آسیا بر شبکهای از پایگاهها، مراکز فرماندهی، انبارهای مهمات و سوخت، سامانههای ارتباطی، رادارها، پدافند هوایی و تأسیسات لجستیکی متکی است.
وقتی چنین شبکهای هدف قرار میگیرد، حتی اگر تمام تجهیزات نظامی منهدم نشوند، هزینه حفاظت، تعمیر، جابهجایی و بازسازی افزایش پیدا میکند.
واشنگتنپست در گزارش دیگری در سپتامبر ۲۰۲۶ با استناد به گزارش ناظر پنتاگون، از خسارت به صدها ساختمان و سازه در پایگاههای آمریکا در منطقه و همچنین ۱۸۴ میلیون دلار خسارت به تأسیسات دیپلماتیک آمریکا خبر داد. همین گزارش به کاهش ذخایر برخی مهمات و فشار ناشی از مصرف بالای تسلیحات در جریان جنگ نیز اشاره کرده است.
در چنین شرایطی، مسئله از «آیا ایران توانسته یک پایگاه را بزند؟» فراتر میرود و به این پرسش میرسد که آیا شبکه پایگاههای آمریکا همچنان میتواند بدون هزینههای سنگین، نقش سکوی امن عملیات نظامی را ایفا کند؟
پایگاههای آمریکا؛ از سکوی عملیات تا نقطه آسیبپذیر

در سالهای گذشته، بخش قابل توجهی از قدرت نظامی آمریکا در غرب آسیا بر این فرض استوار بوده که پایگاههای مستقر در کشورهای منطقه امکان پشتیبانی امن از عملیات را فراهم میکنند.
اما جنگ اخیر این فرض را با چالش روبهرو کرده است.
واشنگتنپست در گزارشی تحلیلی در اواخر سپتامبر نوشت حملات ایران، یکی از فرضهای بنیادین راهبرد نظامی آمریکا یعنی امنیت پایگاههای خارجی در سایه برتری هوایی آمریکا را زیر سؤال برده است. این گزارش به آسیبدیدن پایگاههای آمریکا در منطقه و انتقال بخشی از فعالیتها از بحرین به نقاط دورتر اشاره میکند.
از این زاویه، حتی اگر همه اهداف اعلامشده ایران درباره میزان خسارتها را نپذیریم، یک واقعیت قابل مشاهده باقی میماند: شبکه نظامی آمریکا در منطقه دیگر نمیتواند خود را خارج از دسترس پاسخ طرف مقابل تصور کند.
پیام جنگ برای مردم آمریکا چیست؟

نامه سپاه در نهایت مخاطبی فراتر از محافل نظامی دارد؛ مردم آمریکا.
سؤال اصلی برای افکار عمومی آمریکا تنها این نیست که چه تعداد هواپیما یا پهپاد آسیب دیده است. سؤال مهمتر این است که هزینه این جنگ چه میزان بوده و در مقابل، دولت آمریکا تا چه اندازه به اهدافی که برای ورود به جنگ اعلام کرده بود دست یافته است.
گزارشهای آمریکایی نیز نشان میدهند که جنگ هزینههای قابل توجهی بر ارتش و دولت آمریکا تحمیل کرده و در کنار خسارت به پایگاهها و تجهیزات، مصرف سنگین مهمات و فشار بر ذخایر تسلیحاتی نیز به موضوعی قابل بحث در محافل آمریکایی تبدیل شده است.
از این منظر، پیام اصلی جنگ برای جامعه آمریکا را میتوان در یک پرسش خلاصه کرد: آیا اعزام نیرو و استقرار میلیاردها دلار تجهیزات در هزاران کیلومتر دورتر از خاک آمریکا، واقعاً امنیت بیشتری برای شهروندان این کشور ایجاد میکند یا خود به ایجاد مجموعهای از اهداف آسیبپذیر برای حملات متقابل منجر میشود؟
واقعیت مهمتر از آمار؛ تغییر محاسبات نظامی آمریکا
در نهایت، فارغ از اختلاف بر سر تعداد دقیق هواپیماها، پهپادها و تجهیزات منهدمشده، مجموعه شواهد موجود نشان میدهد که حملات ایران توانسته بخشهایی از شبکه نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد و خسارت قابل توجهی به زیرساختهای آن وارد کند.
از سوی دیگر، همین شواهد به معنای نابودی توان نظامی آمریکا یا پایان برتری نظامی این کشور نیست؛ ارتش آمریکا همچنان از ظرفیت گسترده هوایی، دریایی، اطلاعاتی و لجستیکی برخوردار است.
اما مسئله اساسی جای دیگری است: جنگ اخیر هزینه آسیبپذیری پایگاههای ثابت آمریکا را به شکل ملموستری نشان داد.
در چنین شرایطی، قدرت بازدارندگی ایران تنها در تعداد موشکها یا پهپادهای شلیکشده خلاصه نمیشود؛ بخشی از این بازدارندگی در توانایی هدف قرار دادن زیرساختهایی معنا پیدا میکند که آمریکا برای اجرای عملیات نظامی در منطقه به آنها وابسته است.
به همین دلیل، شاید مهمترین نتیجه جنگ نه یک عدد مشخص درباره تعداد هواپیماهای منهدمشده، بلکه تغییر یک محاسبه قدیمی باشد: پایگاههای آمریکا در منطقه، دیگر الزاماً حاشیه امن عملیات نظامی واشنگتن نیستند.