صفحه سیاست گزارش می‌دهد؛

معادله جدید تقابل واشنگتن و تهران؛ از بن‌بست دیپلماتیک تا سناریوی «جنگ تاب‌آوری»

اظهارات اخیر محسن رضایی درباره بن‌بست در تبادل پیشنهادهای سیاسی و ایده «شورای جنگ اقتصادی»، در کنار تشریح ابعاد «کمپین انزوای مطلق» از سوی وزیر خزانه‌داری آمریکا، نشان‌دهنده ورود منازعه تهران و واشنگتن به مرحله‌ای تازه است

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
معادله جدید تقابل واشنگتن و تهران؛ از بن‌بست دیپلماتیک تا سناریوی «جنگ تاب‌آوری»
صفحه سیاست-

اظهارات اخیر محسن رضایی درباره ناکافی بودن پاسخ آمریکا به پیشنهادهای ایران و مطرح‌کردن ایده تشکیل «شورای جنگ اقتصادی»، از تغییر فاز در الگوی منازعه واشنگتن و تهران خبر می‌دهد. این وضعیت نشان‌دهنده بن‌بستی دیپلماتیک است که در آن، طرفین به‌جای اتکا به راه‌حل‌های سیاسی یا نظامی مستقیم، به سمت یک آزمون فرسایشی بر سر میزان تاب‌آوری اقتصادی و پایداری در برابر هزینه‌ها حرکت می‌کنند.

محسن رضایی در گفتگو با پرس‌تی‌وی با توصیف پاسخ آمریکا به پیشنهاد هفت‌گانه ایران به‌عنوان پاسخی ناکافی، عملاً از بن‌بست در دور اخیر تبادلات سیاسی پرده برداشت. این موضع‌گیری در کنار تصریح دونالد ترامپ مبنی بر رد پیشنهادهای ایران، نشان می‌دهد که فاصله میان مطالبات دو طرف همچنان زیاد است و هزینه‌های پذیرش شروط متقابل، از نگاه هر دو پایتخت بسیار بالا ارزیابی می‌شود. با این حال، بن‌بست در مسیر دیپلماسی به معنای از میان رفتن کامل آن نیست، بلکه پیچیدگی معادلات را برای عبور از وضعیت موجود افزایش داده است.

در بعد نظامی، هر دو طرف با اهداف و محدودیت‌های مشخصی مواجه هستند. واشنگتن با به کارگیری توان نظامی و اقتصادی درصدد تغییر محاسبات راهبردی تهران و وادار ساختن آن به عقب‌نشینی از مواضع خویش است؛ اما تداوم درگیری یا افزایش سطح آن، تبعات پرهزینه‌ای برای اقتصاد جهانی و به‌ویژه بازار انرژی به همراه داشته است.

اختلال در خطوط دریانوردی خلیج فارس و افزایش قیمت سوخت، فشارهای تورمی ملموسی ایجاد می‌کند که می‌تواند برای دولت ترامپ در عرصه سیاست داخلی هزینه ایجاد کند. در مقابل، ایران نیز گرچه با اتکا به ظرفیت‌های دفاعی و کنترل بر تنگه هرمز کوشیده است هزینه‌های تقابل را برای طرف مقابل بالا ببرد، اما تداوم شرایط نظامی، ریسک‌های محیطی و محاصره دریایی و هوایی، فشار مستمری بر اقتصاد کشور وارد کرده است.

ایران و آمریکا

تغییر الگوی فشار آمریکا؛ از تحریم‌های مالی تا انزوای ساختاری

در همین چارچوب، شواهد نشان می‌دهد واشنگتن ابزار فشار اقتصادی را به محور اصلی راهبرد خود تبدیل کرده است. اظهارات اخیر اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا در نشست «نیوزمکس»، ابعاد جدیدی از این رویکرد را که او آن را «کمپین انزوای مطلق» خوانده، روشن می‌سازد. محورهای اصلی این راهبرد اعلام‌شده عبارتند از:

  • توقف کامل صادرات نفت: اجرای محاصره‌های دریایی برای صفر کردن فروش نفت ایران روی آب.
  • انسداد کریدورهای ترانزیتی: رایزنی و همکاری با همسایگان منطقه‌ای (از جمله امارات، عمان، ترکیه و پاکستان) جهت مسدودسازی مسیرهای ترانزیت زمینی و هوایی.
  • هدف قرار دادن دارایی‌های دیجیتال: اقدام برای ردیابی و مصادره حدود ۱ میلیارد دلار از دارایی‌های رمزارزی مرتبط با ایران.
  • محدودسازی رفت‌وآمدهای بین‌المللی: اعمال محدودیت‌های شدید پروازی با هدف قرنطینه جغرافیایی و مانع‌شدن از خروج مقامات کشور.

این اقدامات نشان‌دهنده تلاش واشنگتن برای انتقال بار اصلی تقابل از حوزه نظامی به حوزه معیشت، تجارت و جریان‌های مالی ایران است تا بدون ورود مستقیم به یک جنگ تمام‌عیار، هزینه‌های اداره کشور را افزایش دهد.

اما طرح ایده «شورای جنگ اقتصادی» در تهران را باید واکنشی ساختاری به همین رویکرد ارزیابی کرد. ارجاع محسن رضایی به تجربه «ستاد پشتیبانی جنگ» در دهه شصت، حاکی از تلاش برای تمرکززدایی از تصمیم‌گیری‌های پراکنده و متمرکزسازی مدیریت منابع، تجارت و تامین معیشت در شرایط فشار حداکثری است. با این حال، تحقق اهداف چنین سازوکاری نیازمند ایجاد تعادل میان الزامات امنیتی و حفظ انضباط اقتصادی است؛ چراکه ایجاد تمرکز شدید ساختاری همواره با چالش‌های مدیریتی و ریسک‌های اجرایی همراه است.

در نهایت، تقابل ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای شده که از آن تحت عنوان «جنگ تاب‌آوری» یاد می‌شود. در این فاز، متغیر اصلی تعیین‌کننده، تنها میزان فشار واردشده یا حجم اقدامات تقابلی نیست، بلکه توانایی هر یک از دو نظام سیاسی در مدیریت هزینه‌های داخلی، حفظ ثبات و ممانعت از تبدیل فشارهای بیرونی به بحران‌های داخلی است. هم واشنگتن و هم تهران با علم به هزینه‌های سنگین یک درگیری همه‌جانبه، اکنون در حال تست میزان پایداری طرف مقابل در یک منازعه طولانی‌مدت، چندلایه و کم‌شدت هستند.

اخبار مرتبط
  • اظهارات اخیر محسن رضایی درباره بررسی تشکیل «شورای جنگ اقتصادی» بار دیگر توجه‌ها را به سناریوهای پیش‌روی تقابل ایران و آمریکا جلب کرده است. در شرایطی که اختلاف‌های سیاسی همچنان پابرجاست و فشارهای اقتصادی می‌تواند ادامه یابد، هماهنگی ظرفیت‌های کشور برای مدیریت هزینه‌های یک منازعه طولانی‌مدت به موضوعی راهبردی تبدیل شده است؛ هرچند این اظهارات به‌تنهایی به معنای قطعی بودن ادامه جنگ یا منتفی شدن توافق نیست.

  • محسن رضایی، نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی، با اعلام اینکه آمریکا به هفت شرط ایران پاسخ داده است، تأکید کرد این پاسخ به دلیل وجود برخی ابهامات و پذیرفته نشدن همه شروط، کافی نیست و آغاز مراحل بعدی مذاکرات به رفع این ابهامات بستگی دارد.

  • گزارش تازه بلومبرگ به نقل از مقام‌های غربی، پرده از حقیقتی برمی‌دارد که تئوریسین‌های جنگی واشنگتن و تل‌آویو مدت‌ها تلاش داشتند آن را پشت نقاب ادعای «نابودی زیرساخت‌های نظامی ایران» پنهان کنند؛ قدرت دفاعی ایران ریشه‌دارتر از آن است که با چند موج حمله از بین برود چرا که ماشین جنگی تهران متکی به انبار موشک نیست، بلکه بر بستر «توان تولید، دانش بومی و احیای سریع» استوار است.

ارسال نظر