ارزیابیهای امنیتی و اطلاعاتی که اخیراً در رسانههای معتبر غربی بازتاب یافته، تصویری کاملاً متناقض با ادعای پیروزیهای مطلق نظامی مهاجمان ارائه میدهد. سالهاست که راهبرد اصلی آمریکا و اسرائیل بر این فرض بنا شده که با حملات گسترده هوایی و موشکی به مراکز نظامی و صنعتی میتوان زرادخانه ایران را به نقطهای رساند که دیگر توان بازدارندگی نداشته باشد. با این حال، اعتراف صریح مقامهای غربی به اینکه ایران همچنان ذخایر قابلتوجهی از موشکهای بالستیک و تسلیحات ضدکشتی در اختیار دارد و میتواند با سرعتی بالا اقدام به بازسازی و تولید مجدد کند، نشاندهنده یک خطای محاسباتی بزرگ در دکترین نظامی غرب است.
در بررسی راهبردی قدرت نظامی، میان «کاهش مقطعی موجودی انبار» و «نابودی زیرساختهای تولید» تفاوتی بنیادی وجود دارد. کشوری که چرخه صنعتی، زنجیره تأمین قطعات و دانش فنی ساخت تسلیحات پیشرفته را بومیسازی کرده است، با وجود تحمل خسارت، هرگز خلع سلاح نخواهد شد. گزارش بلومبرگ دقیقاً بر همین مؤلفه کلیدی انگشت میگذارد؛ اینکه ایران توانسته شریانهای حیاتی تولید تسلیحاتی خود را حفظ کند و این یعنی بازدارندگی یک موجودیت ایستا نیست، بلکه جریانی پویا و احیاشونده است.
این شکست محاسباتی در عرصه میدانی و تحولات جنگهای اخیر نیز بهروشنی عیان شد. جایی که ماشین رسانهای دشمن از انهدام کامل زیرساختها سخن میگفت، ظرفیت پاسخگویی و عمل متقابل ایران معادلات را تغییر داد. قدرت پایدار دفاعی کشور در گروی ابزاری است که بتواند در روز مبادا، نه تنها ضربه متقابل وارد کند، بلکه با سرعتی غیرقابلپیشبینی خسارتهای خود را ترمیم نماید. همین ویژگی، ریسک هرگونه ماجراجویی نظامی جدید را برای مهاجمان به شدت بالا میبرد.
در کنار مؤلفه موشکی، پیوند این قدرت دفاعی با تسلط ژئوپلیتیک ایران بر پهنه راهبردی تنگه هرمز، معادله را برای غرب پیچیدهتر کرده است. هرگونه تقابل با ایران صرفاً در محدوده پایگاههای نظامی باقی نمیماند، بلکه به دلیل نقش کلیدی تهران در امنیت انرژی و اقتصاد جهانی، هزینههای راهبردی سنگینی را به نظام بینالملل تحمیل میکند.
بنابراین، تلاشهای جدید واشنگتن برای پیادهسازی الگوهایی نظیر «کمپین انزوای مطلق»، محاصرههای دریایی و فشاره اقتصادی، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، اعتراف ضمنی به این واقعیت است که راهبرد نظامی محض در برابر ایران به بن بست رسیده است. تا زمانی که زنجیره تولید، اراده دفاعی و ظرفیت بازسازی در ساختار امنیتی ایران پابرجا بست، هیچ سناریویی از سوی دشمنان نمیتواند به نتیجهای قطعی و مطلوب منتهی شود و محاسبات واشنگتن همواره با عدم قطعیت و ریسکهای بنیادین روبهرو خواهد بود.