صفحه سیاست گزارش می دهد؛

حقابه ایران روی میز کابل؛ رقابت برای بازار برق افغانستان

سفر وزیر نیرو به افغانستان، بار دیگر ظرفیت‌های همکاری تهران و کابل در حوزه آب و انرژی را در کانون توجه قرار داده است؛ از مشارکت مهندسان ایرانی در ساخت و تعمیر نیروگاه‌ها و کاهش تلفات شبکه برق افغانستان تا پیگیری حقابه ایران از رودخانه‌ها و تالاب‌های مشترک. با این حال، موفقیت این همکاری‌ها به عبور از تفاهم‌نامه‌ها، تدوین برنامه‌های اجرایی و تعیین تکلیف مسائل حل‌نشده آبی میان دو کشور بستگی دارد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
حقابه ایران روی میز کابل؛ رقابت برای بازار برق افغانستان
صفحه سیاست-

روابط ایران و افغانستان تنها به همسایگی جغرافیایی محدود نمی‌شود. پیوندهای تاریخی، زبانی و فرهنگی، در کنار نیازهای اقتصادی و زیرساختی دو کشور، ظرفیت قابل‌توجهی برای توسعه همکاری‌های دوجانبه ایجاد کرده است. در این میان، آب و برق از مهم‌ترین حوزه‌هایی هستند که می‌توانند زمینه پیوند منافع اقتصادی و فنی دو کشور را فراهم کنند.

سفر اخیر عباس علی‌آبادی، وزیر نیرو، به افغانستان و دیدار او با مقام‌های این کشور و فعالان اقتصادی، در همین چارچوب قابل ارزیابی است. در این سفر، موضوع مشارکت شرکت‌های ایرانی در پروژه‌های زیرساختی افغانستان، ساخت و تعمیر نیروگاه‌های حرارتی و بادی، انتقال دانش فنی و همچنین پیگیری حقوق آبی ایران مورد بحث قرار گرفت.

اهمیت این مذاکرات در آن است که دو کشور، هم‌زمان با نیازهای زیرساختی افغانستان و ضرورت صیانت ایران از حقوق آبی خود، می‌توانند از ظرفیت‌های فنی و اقتصادی مشترک بهره بگیرند. البته تحقق این فرصت، مستلزم آن است که همکاری‌های اقتصادی از مسائل اختلافی جدا نشود و در عین حال، اختلافات موجود نیز در مسیر گفت‌وگوهای مستمر و هدفمند پیگیری شود.

افغانستان و نیاز به بازسازی زیرساخت‌های برق

یکی از محورهای مهم مذاکرات وزیر نیرو در افغانستان، بررسی مشکلات شبکه برق این کشور و امکان استفاده از تجربه فنی ایران برای بهبود تولید و توزیع انرژی بود.

بر اساس اطلاعات مطرح‌شده در جریان این سفر، میزان تلفات شبکه برق افغانستان حدود ۲۴ درصد برآورد شده است؛ رقمی که ضرورت اصلاح شبکه، نوسازی تجهیزات و بهبود مدیریت توزیع برق را برجسته می‌کند. در مقابل، ایران با اجرای برنامه‌های اصلاحی و توسعه زیرساخت‌ها توانسته است میزان تلفات شبکه برق خود را از حدود ۲۰ درصد به کمتر از ۱۰ درصد کاهش دهد.

این تجربه می‌تواند برای افغانستان کاربرد عملی داشته باشد. کاهش تلفات شبکه، علاوه بر افزایش بهره‌وری، به استفاده مؤثرتر از ظرفیت تولید برق، کاهش اتلاف منابع و بهبود کیفیت برق‌رسانی به مشترکان کمک می‌کند.

مصطفی رجبی‌مشهدی، معاون برق و انرژی وزارت نیرو، نیز کاهش تلفات شبکه را یکی از محورهای بالقوه همکاری دو کشور دانسته است. بر این اساس، شرکت‌های ایرانی می‌توانند در زمینه اصلاح شبکه، انتقال تجربه، آموزش نیروی انسانی و بهبود فرآیندهای فنی و مدیریتی با طرف افغانستانی همکاری کنند.

با این حال، میزان موفقیت چنین همکاری‌هایی به عواملی مانند تأمین منابع مالی، نحوه اجرای قراردادها، دسترسی به تجهیزات و قطعات و استمرار همکاری‌های فنی وابسته است. بنابراین، صرف اعلام آمادگی طرفین برای همکاری، به معنای رفع مشکلات زیرساختی افغانستان نیست؛ بلکه باید دید این آمادگی تا چه اندازه به پروژه‌های مشخص و قابل‌اندازه‌گیری تبدیل خواهد شد.

نیروگاه‌سازی؛ فرصتی برای توسعه حضور فنی ایران در منطقه

توان مهندسی ایران در حوزه ساخت، تعمیر و نگهداری نیروگاه‌ها، یکی از ظرفیت‌هایی است که می‌تواند زمینه توسعه همکاری‌های اقتصادی با افغانستان را فراهم کند. شرکت‌های ایرانی پیش از این نیز در کشورهایی مانند عراق، سوریه، عمان، پاکستان و اندونزی در زمینه احداث یا تعمیر نیروگاه‌ها فعالیت داشته‌اند.

توسعه این تجربه در افغانستان می‌تواند از دو منظر اهمیت داشته باشد؛ نخست، کمک به بهبود زیرساخت‌های انرژی این کشور و دوم، ایجاد فرصت برای فعالیت شرکت‌های ایرانی در بازار خدمات فنی و مهندسی منطقه.

افغانستان برای توسعه زیرساخت‌های خود به تجهیزات، نیروی متخصص، خدمات تعمیراتی و دانش فنی نیاز دارد. در چنین شرایطی، همکاری با شرکت‌های ایرانی می‌تواند بخشی از این نیازها را پوشش دهد؛ به‌ویژه در حوزه نیروگاه‌های حرارتی و انرژی‌های تجدیدپذیر که توسعه آنها به دانش تخصصی و برنامه‌ریزی بلندمدت نیازمند است.

در همین راستا، در جریان سفر وزیر نیرو، تشکیل گروه‌های کاری مشترک در زمینه انرژی‌های تجدیدپذیر، نیروگاه‌های حرارتی و شبکه برق پیشنهاد شد. همچنین تفاهم‌نامه‌ای سه‌جانبه میان شرکت برق حرارتی ایران، شرکت توانیر و شرکت برشنا افغانستان در حوزه تولید، انتقال و توزیع برق به امضا رسید.

توسعه ظرفیت‌های برق، آموزش نیروی انسانی، تعمیر و نگهداری، تأمین قطعات و بازسازی تجهیزات نیروگاهی از جمله محورهای این تفاهم‌نامه اعلام شده است.

با این حال، رقابت در بازار خدمات فنی و مهندسی منطقه و محدودیت‌های مالی، تجاری و اجرایی، ضرورت طراحی قراردادهای روشن و قابل‌اجرا را افزایش می‌دهد. برای آنکه این همکاری به نتیجه اقتصادی ملموس برسد، باید سهم هر طرف، منابع مالی، زمان‌بندی پروژه‌ها و سازوکار نظارت بر اجرای تعهدات مشخص شود.

حقابه ایران؛ مسئله‌ای فراتر از همکاری اقتصادی

در کنار فرصت‌های همکاری در بخش برق، موضوع آب همچنان یکی از مهم‌ترین محورهای روابط ایران و افغانستان است. پیگیری حقوق آبی ایران از رودخانه‌ها و منابع آبی مشترک، به‌ویژه در شرایط فشار بر منابع آب و اهمیت تالاب‌های مرزی، موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً در حاشیه توافق‌های اقتصادی قرار داد.

در جریان مذاکرات اخیر، احقاق حقوق آبی جمهوری اسلامی ایران، مدیریت منابع آب و مشارکت متخصصان، مشاوران، پیمانکاران و سازندگان ایرانی در پروژه‌های آبی افغانستان مورد بحث قرار گرفت. طرف افغانستانی نیز بر نیاز خود به استفاده از توان فنی و مهندسی ایران در حوزه مشاوره، پیمانکاری و ساخت تجهیزات و تأسیسات آبی تأکید کرده است.

این هم‌زمانی، یک فرصت و در عین حال یک آزمون دیپلماتیک برای تهران به شمار می‌رود. فرصت از آن جهت که همکاری فنی می‌تواند ارتباطات کارشناسی و نهادی دو کشور را تقویت کند؛ و آزمون از این جهت که گسترش روابط اقتصادی نباید باعث به حاشیه رفتن پیگیری حقوق آبی ایران شود.

در واقع، همکاری در ساخت نیروگاه یا اصلاح شبکه برق، به‌خودی‌خود مسئله حقابه را حل نمی‌کند. این موضوع به مذاکرات تخصصی، تبادل اطلاعات قابل‌اتکا درباره منابع و جریان آب، سازوکارهای نظارتی و پیگیری مستمر تعهدات مرتبط نیاز دارد.

از این منظر، دیپلماسی آب باید از سطح طرح مطالبات کلی فراتر برود و به دنبال دستیابی به نتایج روشن و قابل ارزیابی باشد؛ نتایجی که بتوان میزان تحقق آنها را در عمل سنجید.

تالاب‌های مشترک و ضرورت استمرار مذاکرات

حمیدرضا جانباز، معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا، با اشاره به طرح مباحث مرتبط با تالاب‌ها در جریان این سفر، بر اهمیت استمرار ارتباطات و مذاکرات با دستور کار مشخص تأکید کرده است.

این رویکرد نشان می‌دهد که مسائل آبی میان ایران و افغانستان، با یک سفر یا چند دور گفت‌وگو به نتیجه نهایی نمی‌رسد. مدیریت منابع آب مشترک، به‌ویژه در حوزه‌هایی که بر وضعیت تالاب‌ها و محیط‌زیست مناطق مرزی تأثیر می‌گذارند، به پیگیری مستمر و همکاری کارشناسی نیاز دارد.

برای ایران، اهمیت این موضوع تنها به تأمین آب محدود نیست؛ بلکه پیامدهای زیست‌محیطی، معیشت جوامع محلی و ضرورت مدیریت پایدار منابع نیز در آن دخیل است. از سوی دیگر، افغانستان نیز برای توسعه زیرساخت‌های آبی و انرژی خود به دانش فنی و همکاری‌های تخصصی نیاز دارد.

از همین رو، ایجاد سازوکارهای منظم گفت‌وگو، تبادل داده‌های فنی و تعیین اولویت‌های مشترک می‌تواند به کاهش اختلافات و افزایش امکان دستیابی به راه‌حل‌های عملی کمک کند. البته نتیجه‌بخش بودن این مسیر، به اراده طرفین برای پیگیری تعهدات و تبدیل توافق‌ها به اقدامات اجرایی وابسته است.

از تفاهم‌نامه تا نتیجه؛ معیار واقعی موفقیت همکاری‌ها

سفر وزیر نیرو به افغانستان را می‌توان تلاشی برای توسعه همکاری‌های فنی و اقتصادی در حوزه آب و برق ارزیابی کرد؛ تلاشی که در آن، هم نیازهای زیرساختی افغانستان و هم مطالبات آبی ایران مورد توجه قرار گرفته است.

با این حال، معیار اصلی موفقیت چنین سفرهایی، تعداد دیدارها یا تفاهم‌نامه‌های امضاشده نیست؛ بلکه میزان تحقق تعهدات، آغاز پروژه‌های عملیاتی، افزایش مشارکت شرکت‌های ایرانی و دستیابی به نتایج مشخص در پیگیری حقوق آبی کشور است.

اگر مذاکرات اخیر به قراردادهای اجرایی، برنامه‌های زمان‌بندی‌شده و سازوکارهای نظارتی منجر شود، همکاری تهران و کابل می‌تواند به تقویت حضور فنی ایران در افغانستان و بهبود بخشی از زیرساخت‌های این کشور کمک کند. در حوزه آب نیز استمرار گفت‌وگوهای تخصصی و پیگیری دقیق مطالبات ایران می‌تواند زمینه دستیابی به راه‌حل‌های روشن‌تر را فراهم آورد.

جمع‌بندی اینکه روابط ایران و افغانستان در حوزه آب و برق، زمانی به یک فرصت پایدار تبدیل می‌شود که همکاری اقتصادی با پیگیری جدی منافع ملی همراه باشد. تهران می‌تواند از توان مهندسی خود برای گسترش همکاری‌های منطقه‌ای بهره بگیرد، اما در کنار آن باید اطمینان حاصل کند که موضوع حقابه و حفاظت از منابع آبی مشترک، جایگاه مشخص و مستمری در دستور کار مذاکرات با کابل دارد.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر