بازار سرمایه ایران پس از ثبت رکوردهای تازه و عبور شاخص کل بورس تهران از مرز ۸ میلیون واحد، در مقطعی حساس قرار گرفته است؛ شرایطی که از یک سو با تداوم ورود نقدینگی، افزایش ارزش معاملات و انتشار گزارشهای مناسب شرکتها همراه شده و از سوی دیگر، نگرانیها درباره احتمال افزایش عرضه و تأثیر تحولات سیاسی و اقتصادی بر روند بازار را افزایش داده است.
بررسی عملکرد بورس در هفته گذشته نشان میدهد شاخص کل در چهار روز از پنج روز معاملاتی با رشد همراه بوده و تنها در یک روز کاهش یافته است. این روند در کنار افزایش مشارکت سرمایهگذاران حقیقی و ثبت بازدهی قابلتوجه از ابتدای سال، موجب شده است برخی کارشناسان از تداوم ظرفیت صعودی بازار در هفته سوم مهرماه سخن بگویند.
با این حال، رسیدن شاخص به محدودههای تاریخی به معنای حذف ریسکهای سرمایهگذاری نیست و مسیر آینده بورس همچنان به وضعیت نقدینگی، عملکرد شرکتها، نرخ بهره و تحولات سیاسی وابسته خواهد بود.
عملکرد بورس در هفته دوم مهر؛ عبور شاخص کل از مرز ۸ میلیون واحد
بازار سهام در دومین هفته مهرماه برای دومین هفته متوالی رشد شاخصهای اصلی را تجربه کرد. شاخص کل بورس تهران با افزایش ۴.۷ درصدی برای نخستین بار از سطح ۸ میلیون واحد عبور کرد و وارد محدودهای تاریخی شد.
در همین مدت، شاخص هموزن نیز ۴.۱ درصد افزایش یافت و شاخص کل فرابورس بازدهی ۴.۲ درصدی را به ثبت رساند. رشد همزمان این نماگرها نشان میدهد که روند مثبت بازار تنها به شاخص کل محدود نبوده و بخشهای دیگری از بازار سهام نیز عملکرد افزایشی داشتهاند.
از سوی دیگر، ورود حدود ۸ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان پول حقیقی و قرار گرفتن میانگین ارزش معاملات خرد در محدوده ۴۶ هزار میلیارد تومان، از تداوم تحرک در معاملات بازار سرمایه حکایت دارد.
بر اساس آمارهای ارائهشده، بازدهی شاخص کل بورس از ابتدای سال جاری به ۱۱۹ درصد رسیده است. در همین بازه، شاخص هموزن ۱۲۶ درصد و شاخص کل فرابورس ۱۲۷ درصد رشد کردهاند؛ ارقامی که نشان میدهد بازدهی تجمعی این دو نماگر از شاخص کل بیشتر بوده است.
آیا روند صعودی بورس در هفته سوم مهر ادامه دارد؟
یکی از پرسشهای اصلی سهامداران در آغاز هفته سوم مهرماه، میزان توان بازار برای حفظ روند صعودی و عبور از سطوح بالاتر است. رشد اخیر شاخصها، افزایش ارزش معاملات و ورود نقدینگی از جمله عواملی هستند که میتوانند از تداوم تقاضا حمایت کنند.
برخی تحلیلگران معتقدند رشد نرخ ارز، تداوم تورم و انتشار گزارشهای مالی مناسب شرکتها، در افزایش توجه سرمایهگذاران به بازار سهام نقش داشتهاند. در چنین شرایطی، سهام میتواند برای بخشی از سرمایهگذاران به گزینهای برای حفظ ارزش داراییها تبدیل شود؛ هرچند تصمیمگیری درباره ورود به بازار به میزان ریسکپذیری و افق سرمایهگذاری افراد بستگی دارد.
برزو حقشناس، تحلیلگر بازارهای مالی، با اشاره به روند معاملات هفته گذشته معتقد است برخلاف انتظار برخی فعالان بازار برای افت شاخص در آستانه ورود به کانال ۸ میلیون واحد، تقاضا پس از افزایش فشار فروش در ابتدای هفته دوباره تقویت شد و معاملات با حجم قابلتوجهی ادامه یافت.
به گفته این تحلیلگر، در صورت بروز ندادن تحول منفی و معنادار در شرایط سیاسی، امکان ادامه حرکت صعودی شاخص کل و نزدیک شدن آن به محدوده ۹ میلیون واحد وجود دارد. این چشمانداز، با این حال، به معنای تضمین رشد بازار نیست و تحقق آن به تداوم شرایط حمایتی وابسته است.
هدف بعدی شاخص کل؛ ۸ میلیون و ۸۰۰ هزار یا ۹ میلیون واحد؟
با عبور شاخص کل از مرز ۸ میلیون واحد، سطوح بالاتر به کانون توجه تحلیلگران تبدیل شدهاند. بر اساس ارزیابی برخی کارشناسان، محدوده ۸ میلیون و ۸۰۰ هزار واحد و پس از آن سطح ۹ میلیون واحد میتواند در ادامه مسیر بازار اهمیت پیدا کند.
محمد موذن، کارشناس بازارهای مالی، نیز با اشاره به بهبود جریان ورود پول و انتشار گزارشهای مناسب شرکتها، چشمانداز بازار را در کوتاهمدت مثبت ارزیابی کرده است. با این حال، او افزایش عرضه و اصلاحهای مقطعی را در مسیر رشد طبیعی میداند.
در صورت افزایش فشار فروش، چگونگی واکنش تقاضا و حفظ جریان نقدینگی میتواند در تعیین مسیر بعدی شاخص نقش مهمی داشته باشد. اگر متغیرهای سیاسی و بنیادی تغییر محسوسی نکنند، بخشی از عرضهها ممکن است ناشی از شناسایی سود یا جابهجایی سرمایه باشد؛ اما تشخیص اینکه افت قیمتها اصلاحی موقت است یا نشانه تغییر روند، به بررسی شرایط بازار و دادههای معاملاتی نیاز دارد.
بنابراین، محدودههای ۸ میلیون و ۸۰۰ هزار و ۹ میلیون واحد را باید اهداف احتمالی مطرحشده از سوی کارشناسان دانست، نه سطوحی قطعی که دستیابی به آنها تضمین شده باشد.
سه ریسک مهم در برابر صعود بورس
در کنار عوامل حمایتی، بازار سرمایه همچنان با مجموعهای از ریسکها مواجه است که میتوانند مسیر معاملات را تغییر دهند. کارشناسان در ارزیابی چشمانداز بورس، بهویژه بر تحولات سیاسی، افزایش احتمالی نرخ بهره و نگرانی از مداخله در سود شرکتها تأکید دارند.
۱. تشدید تنشهای سیاسی و نظامی
تحولات سیاسی از مهمترین متغیرهای اثرگذار بر انتظارات سرمایهگذاران به شمار میرود. افزایش تنشهای منطقهای یا شکلگیری رویدادهایی که چشمانداز اقتصادی را با ابهام بیشتری مواجه کند، میتواند بر میزان ریسکپذیری فعالان بازار اثر بگذارد و تقاضا برای سهام را کاهش دهد.
به همین دلیل، ادامه روند صعودی بورس تا حدی به ارزیابی سرمایهگذاران از وضعیت سیاسی و احتمال تشدید تنشها وابسته است. در صورت افزایش نگرانیها، حتی سهام شرکتهای بزرگ نیز ممکن است با فشار فروش مواجه شوند.
۲. افزایش ناگهانی نرخ بهره
نرخ بهره نیز یکی دیگر از متغیرهای مهم در تعیین جذابیت بازار سهام است. افزایش نرخ بهره، بهویژه اگر با سرعت و شدت بیشتری اتفاق بیفتد، میتواند بازده مورد انتظار سرمایهگذاران از داراییهای مختلف را تغییر دهد و بر جریان نقدینگی به سمت بورس اثر بگذارد.
به گفته برزو حقشناس، افزایش تدریجی نرخ بهره تاکنون فشار تعیینکنندهای بر بازار وارد نکرده است؛ با این حال، جهش ناگهانی این نرخ میتواند به عاملی منفی برای معاملات سهام تبدیل شود.
۳. ابهام درباره سودآوری شرکتها و تصمیمهای دولتی
احتمال تغییر مقررات یا تصمیمهایی که بر درآمد و هزینه شرکتها اثر میگذارد، از دیگر نگرانیهای فعالان بازار سرمایه است. موضوع فرمول خوراک پالایشگاهها و ابهام درباره تمدید یا تغییر آن، نمونهای از مسائلی است که میتواند انتظارات سرمایهگذاران را تحت تأثیر قرار دهد.
هرگونه تصمیمی که پیشبینیپذیری سود شرکتها را کاهش دهد، ممکن است ارزیابی سهامداران از ارزش بنیادی نمادها را تغییر دهد. از این رو، ثبات مقررات و شفافیت در سیاستگذاری اقتصادی برای حفظ اعتماد سرمایهگذاران اهمیت دارد.
بورس یا صندوقهای طلا؛ کدام بازار بازدهی بیشتری داشته است؟
در هفته گذشته، شاخص صندوقهای طلا نیز ۱.۳۵ درصد افزایش یافت؛ با این حال، رشد هفتگی آن از بازدهی شاخصهای اصلی سهام کمتر بود. بازدهی این شاخص در مهرماه به ۹ درصد و از ابتدای سال جاری به ۴۹ درصد رسیده است.
مقایسه این ارقام نشان میدهد که بازار سهام در بازه زمانی مورد بررسی بازدهی بیشتری نسبت به صندوقهای طلا داشته است. با این حال، اختلاف بازدهی در یک دوره مشخص بهتنهایی برای نتیجهگیری درباره برتری پایدار یک بازار کافی نیست.
ریسک سرمایهگذاری، میزان نوسان قیمتها، افق زمانی و اهداف مالی افراد از جمله عواملی هستند که در انتخاب میان سهام، صندوقهای طلا و سایر داراییها اهمیت دارند. عملکرد گذشته نیز تضمینی برای تکرار همان بازدهی در آینده نیست.
کدام سهام در کانون توجه کارشناسان قرار دارند؟
برخی کارشناسان در شرایط فعلی بر بررسی سهام بزرگ، بنیادی و شاخصساز تأکید دارند. شرکتهایی که از وضعیت مالی مناسب و چشمانداز عملیاتی قابل ارزیابی برخوردارند، میتوانند در تحلیل بازار جایگاه مهمی داشته باشند؛ هرچند انتخاب هر سهم همچنان به ارزشگذاری، وضعیت سودآوری و ریسکهای خاص همان شرکت نیاز دارد.
سهام کامودیتیمحور نیز از جمله گروههایی هستند که مورد توجه برخی تحلیلگران قرار گرفتهاند. تحولات زنجیره تأمین جهانی، محدودیت عرضه مواد خام و شرایط بازارهای بینالمللی میتواند بر قیمت کالاهای پایه و در نتیجه بر عملکرد شرکتهای مرتبط اثر بگذارد.
در میان فلزات صنعتی، مس به دلیل کاربرد گسترده در توسعه شبکههای برق، برقیسازی و صنایع جدید، از جمله کالاهایی است که چشمانداز آن مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، عملکرد شرکتهای مرتبط تنها به قیمت جهانی فلزات وابسته نیست و عواملی مانند نرخ ارز، هزینه تولید، مقررات داخلی و شرایط فروش نیز اهمیت دارند.
کارشناسان همچنین تأکید میکنند که در شرایط پرریسک، تمرکز بر اطلاعات بنیادی و پرهیز از تصمیمگیری صرفاً بر اساس رشد اخیر شاخصها میتواند به ارزیابی دقیقتر فرصتها و مخاطرات کمک کند.
جمعبندی؛ صعود بورس ادامه دارد، اما با احتیاط
بازار سرمایه در آغاز هفته سوم مهرماه ۱۴۰۵ با مجموعهای از نشانههای مثبت، از جمله عبور شاخص کل از مرز ۸ میلیون واحد، رشد شاخصهای اصلی، افزایش ارزش معاملات و ورود پول حقیقی مواجه است. همین عوامل موجب شده است برخی کارشناسان احتمال تداوم روند صعودی و حرکت شاخص به سمت سطوح ۸ میلیون و ۸۰۰ هزار و سپس ۹ میلیون واحد را مطرح کنند.
با این حال، مسیر پیش روی بورس بدون ریسک نیست. تشدید تنشهای سیاسی، افزایش ناگهانی نرخ بهره و تصمیمهایی که بر سودآوری شرکتها اثر میگذارند، از جمله عواملی هستند که میتوانند انتظارات بازار را تغییر دهند.
در مجموع، سناریوی مطرحشده از سوی برخی کارشناسان، ادامه روند مثبت بازار همراه با نوسانات و اصلاحهای مقطعی است؛ اما تحقق این سناریو به حفظ جریان نقدینگی و ثبات نسبی متغیرهای سیاسی و اقتصادی بستگی دارد. از این رو، سهامداران باید در کنار توجه به فرصتهای احتمالی، ریسک سرمایهگذاری و شرایط بنیادی هر شرکت را نیز در تصمیمهای خود لحاظ کنند.