تکرار ادعای نامشخص بودن طرف مذاکره در ایران از سوی دونالد ترامپ و معاونش جیدی ونس، در شرایطی مطرح میشود که تهران و واشنگتن طی سالهای گذشته بارها از کانالهای دیپلماتیک برای گفتوگو استفاده کردهاند. به باور نویسنده گزارش ایرنا، این اظهارات بیش از آنکه نشاندهنده نبود طرف مذاکره در ایران باشد، میتواند تلاشی برای توجیه بنبست مذاکرات و دشواری تصمیمگیری دولت آمریکا درباره ادامه جنگ یا بازگشت به دیپلماسی باشد.
ترامپ در سخنرانی انتخاباتی خود در آلاباما مدعی شد نمیداند با چه کسی در ایران باید مذاکره کند و هیچ فرد مشخصی برای توافق وجود ندارد. جیدی ونس نیز در گفتوگو با رویترز، ضمن تأیید تماس واشنگتن با مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، درباره میزان اختیار این مقامها در ساختار تصمیمگیری ایران ابراز تردید کرد.
در مقابل، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، این ادعاها را بیاساس دانست و تأکید کرد که مقامهای آمریکایی بهخوبی میدانند طرف ایرانی آنها چه کسانی هستند و تصمیمگیری در کشور چگونه انجام میشود. از نگاه تهران، مشکل اصلی نه نبود طرف مذاکره، بلکه تناقضگویی مقامهای آمریکایی و تغییر مکرر مواضع و خواستههای واشنگتن است.
سابقه روابط دو کشور نیز نشان میدهد که حتی در دورههای پرتنش، کانالهایی برای گفتوگو وجود داشته است. مذاکرات درباره تحولات افغانستان پس از حملات ۱۱ سپتامبر، تماسها در ارتباط با عراق و مبارزه با داعش و در نهایت مذاکرات منتهی به توافق هستهای برجام، از جمله نمونههایی هستند که در گزارش ایرنا به آنها اشاره شده است.
در ماههای اخیر نیز سیدعباس عراقچی بهعنوان وزیر امور خارجه، یکی از اصلیترین مسیرهای دیپلماتیک ایران برای انتقال پیام و مذاکره با آمریکا بوده است. همچنین، مذاکرات اسلامآباد با حضور هیئت ایرانی به ریاست محمدباقر قالیباف و مشارکت عراقچی، از دیگر مواردی است که در این گزارش برای رد ادعای نبود طرف مذاکره مطرح شده است. بر اساس روایت ایرنا، گفتوگوهایی نیز در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل از طریق میانجی قطری انجام شده است.
این گزارش همچنین به سازوکار تصمیمگیری ایران اشاره میکند و مینویسد که بر اساس اظهارات مقامهای ایرانی، تیمی ششنفره متشکل از نمایندگان دولت، مجلس و نهادهای نظامی، روند مذاکرات با آمریکا را پیگیری میکند. در این چارچوب، عراقچی نیز بهعنوان یکی از اعضای این تیم فعالیت دارد. از دیدگاه تهران، چندلایه بودن ساختار تصمیمگیری یا محدود بودن حضور علنی برخی مقامها، به معنای نبود طرف مذاکره یا فقدان امکان توافق نیست.
یکی از محورهای اصلی گزارش، تفاهمنامه اسلامآباد است. طبق روایت ایرنا، دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان در خردادماه سال جاری سندی را امضا کردند که بر اساس آن، پایان درگیری نظامی، بازگشایی تنگه هرمز و آغاز مذاکرات برای دستیابی به توافق نهایی پیشبینی شده بود. گزارش تأکید میکند که شکلگیری این تفاهم و گفتوگوهای انجامشده در اسلامآباد، با ادعای ناشناخته بودن طرف ایرانی یا نامشخص بودن ساختار تصمیمگیری آن سازگار نیست.
در ادامه، گزارش به پیامدهای سیاسی و اقتصادی جنگ برای دولت آمریکا میپردازد. به نوشته ایرنا، طولانی شدن درگیری، افزایش هزینههای نظامی، فشار بر ذخایر تسلیحاتی، نگرانیهای مربوط به انرژی و کاهش محبوبیت جنگ در میان بخشی از افکار عمومی آمریکا، تصمیمگیری کاخ سفید را دشوار کرده است. این شرایط در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره نیز میتواند برای ترامپ و حزب جمهوریخواه هزینه سیاسی داشته باشد.
بر اساس ارزیابی مطرحشده در گزارش، دولت آمریکا با دو مسیر دشوار روبهروست: ادامه جنگ و پذیرش هزینهها و پیامدهای احتمالی آن، یا بازگشت به مذاکرات و توضیح اینکه چرا پس از ماهها درگیری، بار دیگر به مسیر دیپلماسی روی آورده است. در چنین شرایطی، نسبت دادن بنبست به نامشخص بودن طرف مذاکره در ایران میتواند راهی برای انتقال مسئولیت از واشنگتن به تهران تلقی شود.
در مجموع، گزارش ایرنا استدلال میکند که سابقه مذاکرات دو کشور و امضای تفاهمنامه اسلامآباد، ادعای نبود طرف مشخص برای مذاکره در ایران را زیر سؤال میبرد. از نگاه نویسنده، مسئله اصلی نه شناسایی طرف ایرانی، بلکه تصمیم آمریکا درباره پذیرش الزامات توافق یا ادامه درگیری نظامی است؛ انتخابی که پیامدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن برای واشنگتن همچنان ادامه دارد.