طاعون برای روسیه فقط نام یک بیماری مرگبار در کتابهای تاریخ نیست؛ این بیماری یکبار توانست مسکو را در قرن هجدهم به مرز فروپاشی اجتماعی برساند و حتی به شورش خیابانی منجر شود. حالا، بیش از دو قرن بعد، انتشار خبر مرگ یک کارمند مؤسسه تحقیقات ضدطاعون در منطقه ایرکوتسک سیبری، بار دیگر نام این بیماری را به صدر اخبار آورده است.
البته میان بازگشت طاعون در روسیه و آنچه اکنون در این کشور رخ داده فاصله زیادی وجود دارد. مقامهای روسیه به سازمان جهانی بهداشت اعلام کردهاند که در شهر ایرکوتسک مورد تأییدشدهای از طاعون ثبت نشده و آزمایش افراد در تماس با فرد فوتشده نیز برای عوامل بیماریزای خطرناک منفی بوده است. سازمان جهانی بهداشت نیز خطر برای جمعیت عمومی را پایین ارزیابی کرده است.
اما چرا یک مورد مشکوک در یک مؤسسه تخصصی، چنین حساسیتی ایجاد کرده است؟
طاعون روسی؛ از جنگ تا مسکو
برای فهم اهمیت ماجرا باید به حدود ۲۵۵ سال قبل برگردیم. اپیدمی بزرگی که بعدها به یکی از مشهورترین بحرانهای بهداشتی روسیه تبدیل شد، در جریان جنگ روسیه و عثمانی شکل گرفت و از مناطق جنوبی به سمت قلمرو روسیه گسترش پیدا کرد. در نهایت بیماری در سال ۱۷۷۱ به مسکو رسید و شهر را با بحرانی کمسابقه روبهرو کرد.

بر اساس پژوهش تاریخی جان الکساندر درباره طاعون روسیه، بیماری در اوایل سپتامبر ۱۷۷۱ با سرعت زیادی در مسکو گسترش پیدا کرد. مقامهای محلی همزمان با تلاش برای کنترل بیماری، با فرار مردم، اختلال اقتصادی، ترس عمومی و کمبود نیروی انسانی مواجه بودند.
برآوردهای تاریخی درباره تعداد قربانیان متفاوت است، اما کمیسیون طاعون روسیه رقم ۵۶ هزار و ۹۰۰ مرگ را برای مسکو ثبت کرده بود. پژوهشهای بعدی با حذف بخشی از مرگهای عادی، رقم خالص مرگهای منتسب به طاعون را حدود ۵۲ هزار و ۳۰۰ نفر برآورد کردهاند. این فقط یک بحران پزشکی نبود؛ جامعه شهری عملاً وارد وضعیت اضطراری شده بود.
وقتی قرنطینه به بحران اجتماعی تبدیل شد
یکی از مهمترین درسهای طاعون ۱۷۷۱ این بود که مقابله با بیماری، فقط به پزشک و بیمارستان محدود نمیشود.
محدودیت رفتوآمد، تعطیلی برخی فعالیتها، قرنطینه و تلاش برای جداسازی بیماران، فشار اقتصادی سنگینی بر مردم وارد کرد. از طرف دیگر، ترس از ابتلا و شایعات باعث شد اعتماد عمومی آسیب ببیند.
در چنین شرایطی، مسئله فقط این نبود که «چه کسی بیمار است؟»؛ بلکه یک سؤال بزرگتر شکل گرفته بود: آیا مردم به تصمیمهای حکومت اعتماد دارند؟
در سپتامبر ۱۷۷۱، اعتراضها در مسکو به شورش معروف به «شورش طاعون» تبدیل شد. خشم عمومی متوجه سیاستهای قرنطینه و نحوه مدیریت بحران شد و در جریان خشونتها حتی آمبروسیوس، اسقف اعظم مسکو، کشته شد. در نهایت ارتش برای بازگرداندن نظم وارد عمل شد.
به همین دلیل، طاعون روسی در تاریخ فقط یک اپیدمی نیست؛ نمونهای تاریخی از ارتباط میان بیماری، حکومت، اقتصاد، اطلاعرسانی و اعتماد عمومی است.
حالا دوباره نام طاعون در سیبری شنیده میشود
در روزهای اخیر، همین سابقه تاریخی باعث شده مرگ یک کارمند ۲۸ ساله مؤسسه تحقیقات ضدطاعون در ایرکوتسک حساسیت زیادی ایجاد کند.
این زن که در یک مرکز تخصصی مطالعه عوامل بیماریزای خطرناک فعالیت میکرد، پس از ابتلا به بیماری در بیمارستان بستری شد و در دوم اکتبر جان باخت. گزارشهای رسانهای روسیه و بینالمللی ابتدا احتمال ابتلا به طاعون ریوی را مطرح کردند. حتی گزارشهایی درباره شکستن یک لوله آزمایش حاوی عامل بیماریزا منتشر شد، اما این روایت از سوی مقامهای روسیه بهطور رسمی تأیید نشده است.
در پی این اتفاق، شماری از کارکنان مؤسسه تحت مراقبت قرار گرفتند و برخی مراکز درمانی منطقه نیز اقدامات قرنطینهای یا محدودکننده انجام دادند. همین اقدامات، در کنار انتشار روایتهای متفاوت درباره علت مرگ، موجب افزایش نگرانی در شبکههای اجتماعی شد.
روسیه درباره طاعون چه میگوید؟
مقامهای بهداشتی روسیه تأکید کردهاند که وضعیت اپیدمیولوژیک منطقه پایدار است و علت ثبتشده مرگ، «ذاتالریه با علت ناشناخته» بوده است.
سازمان جهانی بهداشت نیز در ۶ اکتبر اعلام کرد که روسیه به این سازمان اطلاع داده است در ایرکوتسک هیچ موردی از طاعون ثبت نشده است. همچنین افراد در تماس با فرد فوتشده شناسایی شدهاند و نتایج آزمایشهای آنها برای عوامل بیماریزای خطرناک منفی بوده است.
با این حال، یک نکته همچنان اهمیت دارد: طبق گزارش رویترز، مشخص نیست آیا آزمایش نهایی خود فرد فوتشده توانسته ابتلا به طاعون را بهطور قطعی رد کند یا خیر. بنابراین در شرایط فعلی، استفاده از عبارتهایی مانند «شیوع طاعون در روسیه» زودهنگام است.
چرا ماجرای طاعون روسی فراتر از یک خبر پزشکی است؟
اهمیت اتفاق ایرکوتسک فقط به خود بیماری مربوط نمیشود. اینجا با یک مؤسسه تخصصی مواجهیم که مأموریت آن مطالعه و مقابله با بیماریهای خطرناک است. به همین دلیل، وقتی یکی از کارکنان چنین مرکزی با بیماری شدید مواجه میشود و جان خود را از دست میدهد، طبیعی است که حساسیت داخلی و بینالمللی افزایش پیدا کند.
از سوی دیگر، انتشار روایتهای متناقض درباره علت مرگ و اقدامات قرنطینهای، میدان مناسبی برای شکلگیری شایعه ایجاد میکند.
در همین پرونده نیز برخی رسانهها از احتمال حادثه آزمایشگاهی سخن گفتند، در حالی که مقامهای روسیه چنین حادثهای را تأیید نکردهاند. برخی مقامهای آمریکایی نیز خواستار اطلاعات و شفافیت بیشتر روسیه شدهاند. این دقیقاً همان نقطهای است که بحران بهداشتی میتواند به بحران اطلاعاتی تبدیل شود.
طاعون امروز روسیه با طاعون ۱۷۷۱ فرق دارد
مقایسه روسیه امروز با مسکو در سال ۱۷۷۱ بدون توجه به پیشرفت پزشکی، گمراهکننده خواهد بود.
طاعون امروزه یک بیماری قابل درمان با آنتیبیوتیک است و تشخیص سریع، شناسایی افراد در تماس و درمان بهموقع میتواند از مرگ و گسترش بیماری جلوگیری کند. سازمان جهانی بهداشت نیز در ارزیابی فعلی خود، خطر را برای روسیه پایین و برای منطقه اروپا بسیار پایین اعلام کرده است.
بنابراین، آنچه امروز در سیبری رخ داده فعلاً نشانه بازگشت اپیدمی تاریخی طاعون نیست؛ بلکه یک پرونده مشکوک و در حال بررسی است که به دلیل محل کار فرد فوتشده و اقدامات احتیاطی انجامشده، توجه گستردهای پیدا کرده است.
از «طاعون» مهمتر، مدیریت ترس است
تاریخ طاعون روسیه یک پیام روشن دارد: در بحرانهای بزرگ، بیماری تنها دشمن نیست. ترس، شایعه، بیاعتمادی و انتشار اطلاعات ناقص میتوانند بحران را بزرگتر کنند. مسکو در سال ۱۷۷۱ تنها با میکروب مبارزه نمیکرد؛ با آشفتگی اجتماعی و بیاعتمادی نیز درگیر بود.
امروز روسیه امکانات پزشکی، آزمایشگاهی و ارتباطی بسیار متفاوتی دارد. اما یک اصل همچنان پابرجاست: در بحرانهای بهداشتی، سرعت و دقت اطلاعرسانی میتواند به اندازه اقدامات پزشکی اهمیت داشته باشد.
ماجرای ایرکوتسک هنوز پاسخ قطعی به همه پرسشها نداده است. فعلاً آنچه تأیید شده، مرگ یک کارمند مؤسسه ضدطاعون، انجام اقدامات احتیاطی و نبود مورد تأییدشده طاعون در شهر از نگاه گزارش رسمی روسیه به سازمان جهانی بهداشت است.
اما اینکه چرا نام «طاعون روسی» دوباره افکار عمومی را حساس کرده، ریشه در همان خاطره تاریخی دارد؛ خاطره بیماریای که بیش از دو قرن پیش نه فقط جان انسانها، بلکه اعتماد عمومی و نظم اجتماعی یک پایتخت را نیز به چالش کشید.
و شاید همین مهمترین درس طاعون روسی باشد: گاهی آنچه یک بحران را خطرناکتر میکند، خود بیماری نیست؛ بلکه نحوه مواجهه جامعه با ترس از بیماری است.