جنگ فقط توی میدان نیست؛ جنگ روایتها هم شروع شده!
از میدان درگیری گرفته تا اتاقهای مذاکره و رسانههای دنیا، همه دارن یک سؤال رو دنبال میکنن:
آخر این جنگ به کجا میرسه؟
من کیهان خوشسیما همراه شما هستم با پادکستی دیگه از صفحه سیاست.
از همون روزهای اول درگیری مستقیم آمریکا و اسرائیل با ایران، یه نکته کاملاً مشخص شد؛ این ماجرا فقط یک جنگ نظامی نیست.
پای امنیت منطقه، اقتصاد، نفت و حتی آینده مذاکرات هم وسطه.
رسانههای انگلیسیزبان این روزها حسابی روی تنگه هرمز تمرکز کردن.
ایران میگه برای باز شدن هرمز، باید یکسری شرطها عملی بشه؛ از توقف حملات و محاصره دریایی گرفته تا رفع تحریمها و آزاد شدن داراییهای ایران.
آمریکا هم در طرف مقابل، همچنان روی پرونده هستهای ایران تأکید داره.
اما چرا هرمز اینقدر مهمه؟
چون داستان فقط چند کیلومتر آب نیست!
بخش مهمی از انرژی جهان از این مسیر عبور میکنه و هر اتفاقی در هرمز میتونه روی قیمت نفت، حملونقل و حتی اقتصاد کشورهای مختلف اثر بذاره.
حالا بریم سراغ رسانههای عربی.
اینجا سؤال یه مقدار جدیتره:
اصلاً هدف نهایی آمریکا از این فشارها علیه ایران چیه؟
تغییر رفتار ایران؟
محدود کردن برنامه هستهای و موشکی؟
کاهش نفوذ منطقهای؟
یا هدفهای بزرگتر؟
تحلیلگرها جوابهای مختلفی دارن.
مثلاً جان مرشایمر معتقده قدرت نظامی آمریکا اونقدر که در رسانهها نشون داده میشه، الزاماً به معنی امکان رسیدن سریع به یک نتیجه تعیینکننده نیست.
البته این حرف، نظر و تحلیل یک کارشناس محسوب میشه، نه یک واقعیت قطعی.
از اون طرف، رسانههای روسی و چینی هم روی توان نظامی و تحولات دریایی منطقه تمرکز کردن.
تحرکات ناوهای آمریکایی، جابهجایی تجهیزات و افزایش تدابیر امنیتی، نشون میده که شرایط منطقه همچنان حساسه.
اما شاید مهمترین بخش ماجرا اینجاست:
این جنگ فقط توی میدان جنگ تعیین تکلیف نمیشه.
یک طرف، قدرت نظامی رو روی میز گذاشته؛
یک طرف، فشار اقتصادی و تحریم رو.
و در نهایت، همه اینها باید به یک نقطه برسه:
میز مذاکره.
سؤال اصلی هم اینه؛
چه کسی میتونه هزینه ادامه این درگیری رو بیشتر تحمل کنه؟
و مهمتر از اون؛
چه کسی میتونه شرایط پایان این بحران رو روی میز مذاکره تعیین کنه؟
پس جنگ ایران و آمریکا امروز فقط یک جبهه نداره؛
یک جبهه در میدانه،
یک جبهه در دیپلماسی،
و یک جبهه هم در رسانهها.
و هر سه جبهه میتونن روی اتفاقات روزهای آینده اثر بذارن.