هرمز؛ نقطه‌ای که معادله مذاکره ایران و آمریکا را تغییر داده است

تهران مذاکره را نبسته؛ زمین بازی را تغییر داده است

روز هشتاد و پنجم جنگ سوم در شرایطی سپری شد که همزمان با افزایش تحرکات دیپلماتیک، نشانه‌هایی از آماده‌باش نظامی نیز در منطقه دیده می‌شود. از یک سو، واشنگتن از مسیر واسطه‌ها پیشنهادهایی را برای مذاکره با ایران منتقل کرده و از سوی دیگر، تهران تأکید کرده است که مسیر هرگونه توافق باید از شروط ایران و موضوع تنگه هرمز عبور کند.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
تهران مذاکره را نبسته؛ زمین بازی را تغییر داده است
صفحه سیاست-

در واقع، مسئله اصلی دیگر صرفاً «آغاز یا توقف مذاکره» نیست؛ بلکه اختلاف بر سر این است که چه کسی چارچوب مذاکره را تعیین می‌کند.

ایران طرح هفت‌روزه خود را از طریق واسطه‌ها به آمریکا منتقل کرده و پاسخ واشنگتن نیز دریافت شده است. اکنون این پاسخ در داخل ایران در حال بررسی است و تصمیم نهایی پس از جمع‌بندی اعلام خواهد شد. همزمان، مقام‌های ایرانی تأکید کرده‌اند که برای سناریوهای دیگر نیز آمادگی لازم حفظ شده است.

هرمز؛ از یک آبراه به اهرم فشار سیاسی

مهم‌ترین تحول در این مرحله، تبدیل شدن تنگه هرمز به یکی از محورهای اصلی معادله سیاسی و امنیتی است.

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه، تصریح کرده که پیشنهادهای آمریکا عمدتاً حول مسائل هسته‌ای بوده، اما ایران در این مرحله تمرکز خود را بر تنگه هرمز گذاشته است. از نگاه تهران، بازگشت امنیت به این آبراه بدون برداشتن اقدامات مشخص از سوی آمریکا، از جمله توقف اخلال در دریانوردی تجاری ایران و رفع تحریم‌ها، امکان‌پذیر نیست.

این موضع نشان می‌دهد تهران قصد ندارد مسئله هسته‌ای را جدا از واقعیت‌های امنیتی و اقتصادی جنگ بررسی کند. ایران در مقابل فشار نظامی و تحریم، اکنون تلاش می‌کند بخشی از هزینه‌های ایجادشده برای خود را به طرف مقابل و حامیان آن منتقل کند.

قالیباف نیز صراحتاً اعلام کرده است که تا زمان تحقق هفت شرط ایران، تنگه هرمز باز نخواهد شد.

بنابراین هرمز دیگر صرفاً یک موضوع دریایی نیست؛ به بخشی از معادله چانه‌زنی تبدیل شده است.

آمریکا بین مذاکره و گزینه نظامی گرفتار شده است

همزمان با این تحولات، گزارش‌هایی از واشنگتن منتشر شده که نشان می‌دهد دولت ترامپ نیز با یک انتخاب ساده مواجه نیست.

گزارش‌ها از برگزاری نشست چندساعته مقام‌های ارشد دولت آمریکا در کمپ دیوید درباره گام‌های بعدی جنگ ایران و همچنین بحران یمن حکایت دارد. از سوی دیگر، آمریکا تمام بمب‌افکن‌های B-1 خود را از پایگاه فرفورد بریتانیا خارج کرده؛ اقدامی که طبق گزارش وال‌استریت ژورنال، به نگرانی‌های امنیتی درباره طرح‌های احتمالی علیه این پایگاه مرتبط بوده است.

همزمان، فرماندهی مرکزی آمریکا درباره ورود مستقیم به جنگ یمن ابراز نگرانی کرده؛ زیرا چنین اقدامی می‌تواند تمرکز واشنگتن را از ایران منحرف کند.

این مجموعه تحولات یک واقعیت مهم را نشان می‌دهد: واشنگتن همزمان با تلاش برای حفظ فشار بر تهران، نمی‌خواهد وارد جنگی چندجبهه‌ای شود.

پیام ایران روشن است؛ دیپلماسی بدون فشار یک‌طرفه

موضع تهران در این مرحله را نمی‌توان به معنای بستن درهای مذاکره تعبیر کرد.

سخنگوی وزارت خارجه صراحتاً طرح هفت‌روزه ایران را ابتکاری برای باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی توصیف کرده، اما در عین حال تأکید کرده که تجربه دو سال گذشته نشان داده آمریکا بارها از اجرای تعهدات خود عقب‌نشینی کرده است.

به بیان دیگر، ایران اصل مذاکره را رد نمی‌کند؛ بلکه با مذاکره‌ای که قرار باشد زیر سایه تهدید، تحریم و عملیات نظامی انجام شود مخالفت دارد.

همین مسئله توضیح می‌دهد چرا تهران همزمان از دیپلماسی سخن می‌گوید و سطح آمادگی نظامی خود را حفظ می‌کند.

پاسخ ایران به تهدید؛ افزایش توان موشکی

در همین چارچوب، اظهارات سخنگوی ارتش درباره افزایش برد موشک‌ها نیز اهمیت ویژه‌ای دارد.

امیر سرتیپ محمد اکرمی‌نیا گفته است تجربه جنگ اخیر نشان داده که با توجه به فاصله گرفتن تهدیدها از سواحل ایران، برد موشک‌ها باید افزایش پیدا کند و این روند در دستور کار قرار گرفته است. او همچنین از ارتقای سرعت و دقت موشک‌های نسل‌های آینده خبر داده است.

این موضع یک پیام روشن دارد: حتی اگر مسیر دیپلماسی باز بماند، تهران سیاست دفاعی خود را متوقف نخواهد کرد.

معادله جدید؛ مذاکره در کنار بازدارندگی

در مجموع، تحولات روز هشتاد و پنجم نشان می‌دهد که دو مسیر به‌صورت همزمان در حال حرکت است؛ مسیر دیپلماسی و مسیر بازدارندگی.

ایران از یک سو پیشنهادهای آمریکا را بررسی می‌کند و طرح هفت‌روزه خود را روی میز گذاشته است؛ از سوی دیگر، بر هفت شرط، تنگه هرمز و آمادگی نیروهای مسلح تأکید دارد.

این ترکیب را باید بخشی از تلاش تهران برای جلوگیری از تکرار تجربه‌های گذشته دانست؛ تجربه‌ای که در آن مذاکره بدون تضمین اجرایی و در شرایط فشار، نتوانست مانع بازگشت تحریم و تقابل شود.

در سوی مقابل، آمریکا نیز ظاهراً دریافته است که ادامه فشار الزاماً به معنای دستیابی به نتیجه سیاسی نیست. افزایش هزینه حمل‌ونقل نفت، نگرانی درباره امنیت پایگاه‌های نظامی، بحران همزمان در یمن و اهمیت تنگه هرمز، همه نشان می‌دهند که ادامه جنگ می‌تواند هزینه‌هایی فراتر از محاسبات اولیه واشنگتن ایجاد کند.

به همین دلیل، مسئله اصلی اکنون این نیست که «آیا مذاکره انجام می‌شود یا نه»؛ مسئله این است که آیا آمریکا حاضر است برای بازگشت به یک مسیر سیاسی، بخشی از فشارهای یک‌جانبه خود را کنار بگذارد یا همچنان انتظار دارد مذاکره زیر سایه تهدید پیش برود؟

پاسخ این پرسش، مسیر روزهای آینده جنگ و دیپلماسی را تعیین خواهد کرد.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر