ایران عضو NPT است و در مقطعی حتی برای اعتمادسازی با اروپا، پروتکل الحاقی را بهصورت داوطلبانه پذیرفت. این پروتکل از سال ۱۳۸۲ اجرا شد، اما در سال ۱۳۹۹ و در پی مصوبه مجلس، اجرای آن متوقف شد.
با این حال، از نگاه مطرحشده در این یادداشت، تجربه سالهای اخیر نشان داده است که عضویت در NPT و پذیرش نظارتهای گسترده آژانس، مانع فشار سیاسی و حتی اقدام نظامی علیه ایران نشده است. در سوی مقابل، آمریکا و اسرائیل، که در متن بهعنوان قدرتهای هستهای خارج از NPT معرفی شدهاند، در قبال ایران دست به اقدام نظامی زدهاند؛ در حالی که ایران همچنان عضو رسمی این پیمان بوده است.
پرسش اصلی تهران
از این منظر، پرسش ایران میتواند صریح و روشن باشد:
اگر عضویت در NPT قرار است کشورها را از مسیر نظامی به سمت حلوفصل اختلافات هستهای هدایت کند، چرا عضویت ایران نتوانسته مانع تهدید نظامی علیه تأسیسات هستهای این کشور شود؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که شورای حکام آژانس، بهرغم حملات مورد اشاره در متن، پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع میدهد. قطعنامه اخیر شورای حکام با ۱۹ رأی موافق، ۳ رأی مخالف و ۱۲ رأی ممتنع تصویب شد و روسیه و چین در میان مخالفان آن قرار داشتند.
بنابراین، از منظر تهران، موضوع فقط اختلاف بر سر «همکاری یا عدم همکاری با آژانس» نیست؛ بحث بر سر این است که آیا سازوکار عدم اشاعه در عمل برای همه کشورها یکسان اجرا میشود یا خیر.
تجربه برجام؛ نقطه عطف بیاعتمادی
برجام نیز در شکلگیری این نگاه اهمیت دارد. آمریکا در سال ۱۳۹۷ از توافق خارج شد و سیاست «فشار حداکثری» را در پیش گرفت. ایران در واکنش، ابتدا «صبر راهبردی» را دنبال کرد و سپس تعهدات هستهای خود را در چند مرحله کاهش داد. در نهایت نیز کشورهای اروپایی عضو برجام در سال ۲۰۲۵ مکانیسم اسنپبک را فعال کردند.
از این منظر، پیام سیاسی تهران روشن است: ایران نمیخواهد میان تعهدات خود و امنیت ملیاش یکی را انتخاب کند، در حالی که طرفهای مقابل به تعهدات خود پایبند نماندهاند.
خروج از NPT؛ تهدید یا تغییر محاسبه؟
در چنین شرایطی، بحث خروج ایران از NPT دیگر صرفاً یک فرض نظری نیست و بهعنوان یکی از گزینههای مورد بحث کارشناسی مطرح شده است. متن حاضر سه برداشت را در برابر این وضعیت قرار میدهد: حرکت به سمت ایجاد بازدارندگی هستهای؛ استفاده احتمالی آمریکا و اسرائیل از چنین تحولی برای توجیه اقدامات پیشگیرانه بیشتر؛ و در نهایت، اعمال فشار و تهدید برای جلوگیری از ورود ایران به جمع کشورهای دارای سلاح هستهای.
اما نکته کلیدی برای سیاست ایران این است که هر تصمیم درباره NPT باید در چارچوب محاسبه امنیت ملی ایران دیده شود، نه صرفاً بهعنوان واکنشی حقوقی به قطعنامههای آژانس.
موضعی که از متن حاضر برمیآید، روشن است: تهران معتقد است اگر سازوکارهای بینالمللی نتوانند همزمان «تعهدات هستهای» و «امنیت کشور عضو» را تضمین کنند، فشار برای پایبندی یکطرفه به این تعهدات میتواند نتیجه معکوس داشته باشد؛ یعنی به جای تقویت رژیم عدم اشاعه، کشورها را به این نتیجه برساند که برای حفظ بازدارندگی خود باید از چارچوب آن فاصله بگیرند.
از همین نقطه است که مسئله NPT برای ایران از یک پرونده حقوقی و فنی، به یک تصمیم راهبردی درباره امنیت ملی و بازدارندگی تبدیل میشود.